بیخبردلش برای خودش تنگ شده بود.کمکم داشت خودش را فراموش میکرد.از آن روز که باد آیینه را شکست خود…
انتشار: 2026/08/17 10:18 UTCدریافت: 2026/08/18 09:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 09:35 UTC
بیخبردلش برای خودش تنگ شده بود.کمکم داشت خودش را فراموش میکرد.از آن روز که باد آیینه را شکست خودش را ندیده بود.بالاخره آیینهای که سفارش داده بود امشب به خانه رسید.جلوی آیینه ایستاد؛ خودش نبود.لیلا طوفانی#داستانک@kootah_beshnavim

