🟩فصل پنجم از زندگیم صبح زود لاله همراه امیرعلی رفت دانشگاه و من و مامان هم آماده شدیم تا بریم پیش ل…
انتشار: 2026/08/22 19:04 UTCدریافت: 2026/08/23 03:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 03:30 UTC
🟩فصل پنجم از زندگیم صبح زود لاله همراه امیرعلی رفت دانشگاه و من و مامان هم آماده شدیم تا بریم پیش لعیا یه خورده خوراکی و تنقلات مفید از سر راه براش خریدم! در خونه رو که باز کرد فوری با نگرانی نگاهی از سر تا پا بهش انداختم و وقتی دیدم حالش خوبه نفس راحتی کشیدم محکم بغلش کردم و گفتم: خوبی دخترم؟لعیا :آره مامان خوبم بفرمایین داخل مامان هم لعیا رو بغل کرد و با هم رفتیم داخل صدای گریه سلین به گوشم میخورد ادامه داره... @kodaknojavan🌿🌷


