🔺سفر صد ساله سورانی؛ از زبان ملی تا زبان میانجی(۱)خبر تاسیس دپارتمان زبان کردی در یکی از مراکز دانشگاهی چین را باید را یکی از نشانههای گسترش زبان کردی در خارج از مرزهای تاریخی آن دانست. زبانی که زمانی برای تثبیت جایگاه ادبی و ملی خود به تلاش شاعران و روشنفکران نیاز داشت، اکنون آرامآرام وارد شبکه جهانی آموزش، پژوهش، رسانه و فناوری میشود.البته زبان کردی بسیار قدیمیتر از ناسیونالیسم کردی است. این زبان قرنها زبان مردم کرد و در دورههایی حامل سنتهای ادبی و قلمی مهم بوده است. در حوزه سورانی، نهضت مهم کردینویسی در دوران امارت بابان در سلیمانیه، حدود دو قرن پیش، با شاعرانی چون نالی، سالم و کردی شکل گرفت. این تجربه مانند یک تخته پرش بود و باعث شد که پروژه روشنفکران کرد در ابتدای قرن بیستم - زمانی که از شرق اروپا تا شرق آسیا پروژههای ناسیونالیستی در حال سرهسازی یا ایجاد زبانهای ملی بودند- نە خلق زبان کردی، بلکه تبدیل زبانهای گفتاری و سنتهای ادبی موجود به یک زبان نوشتاری معیار و ملی باشد. اغلب تجربیات زبانی اواخر قرن نوزده تا اوایل قرن بیست، شاهد تلاش روشنفکران و ملیگرایان برای بازسازی زبان ملی از طریق اقتباس زبان تودهها، روستاییان و کشاورزان است. در این راه از واژگان، تعبیرها و ساختهای زبانی آنان وام میگیرند و میکوشند زبان نوشتاری را به زبان زنده مردم نزدیک کنند.در کردستان سورانی نیز چنین اتفاقی افتاد. در عراق، این روند بهویژه در دهههای نخست قرن بیستم در میان نویسندگان و روشنفکران سلیمانیه و کسانی چون توفیق وهبی، شیخ نوری، عبدالله گوران و پیرهمیرد دنبال شد. در کردستان ایران نیز چهرههایی چون ابوالحسن سیفالقضات، هیمن و هژار و شماری دیگر در این لحظه مهم نقش آفرینی کردند.صد البته در این میان، تفاوتی ظریف میان دو تجربه قابل مشاهده است. بخشی از روشنفکران و شاعران نسلهای نخست در کردستان ایران، بهویژه در مهاباد و پیرامون آن، پیوند مستقیمتری با محیط روستایی و زبان روزمره مردم داشتند. این تماس نزدیکتر با سرچشمه زبانی، به شکلگیری نثری روانتر و کمتکلفتر کمک کرد. در مقابل، بخش مهمی از روشنفکران نسل نخست سلیمانیه از سویی بیشتر در محیط شهری و ادبی پرورش یافته و از سوی دیگر کم و بیش در پیوند با تجربیات زبانی ترکی عثمانی و عربی بودند.میتوان گفت که این تفاوت اجتماعی و فرهنگی، در کنار تفاوت شرایط تاریخی و نسبت متفاوت دو جامعه با زبانهای پیرامونی، در شکلگیری دو گونه نسبتا متفاوت سورانی بیتأثیر نبوده است. سورانی رایج در کردستان ایران در مجموع به نثری روانتر و بیتکلفتر گرایش پیدا کرد؛ تفاوتی که تا امروز نیز کمابیش قابل مشاهده است. امین زکی بگ نویسنده نخستین تاریخنگاری ملی کردی در ۱۰۰ سال قبل صراحتا گفت کردی مهاباد بیشتر از دیگر گویشها به زبان معیار نزدیک است.اما زبان برای تبدیلشدن به زبان ملی، صرفا وابسته به ادبیات نیست، بلکه به نهاد نیز نیاز دارد.سورانی در قرن بیستم چند بار چنین فرصتی پیدا کرد: نخست در جنبش شیخ محمود در ۱۹۱۹، سپس در جمهوری مهاباد در ۱۹۴۶ و سرانجام، به شکلی بسیار گستردهتر و پایدارتر، پس از ۱۹۹۱ در اقلیم کردستان عراق.دو تجربه نخست کوتاه بودند، اما تجربه پس از ۱۹۹۱ نقطه عطفی واقعی و بدون گسست بود. آموزش، دانشگاه، رسانه، مطبوعات، دیوانسالاری و بعدها اینترنت و فناوری، میدان گستردهای برای توسعه زبان کردی فراهم کردند. سورانی، که در بخش مهمی از این نهادها زبان غالب بود، از این فرصت برای انباشت سرمایه زبانی و نهادی استفاده کرد.تحولات سیاسی و ژئوپولیتیک اقلیم نیز این موقعیت را تقویت کرد. افزایش وزن سیاسی و اقتصادی اقلیم، گسترش روابط خارجی و تبدیل اربیل و سلیمانیه به مراکز مهم سیاسی، اقتصادی و رسانهای منطقه، به زبان نیز میدانهای تازهای برای حضور بخشید.زبان فاخر و پیراسته در هر جایی میتواند معمار قسمی قدرت نرم باشد. اما قدرت سخت نیز میتواند میدان انتشار زبان را گسترش دهد.در سالهای اخیر، فناوری این فرایند را یک گام دیگر جلو برده است. سورانی در جستوجوی اینترنتی، شبکههای اجتماعی، صفحهکلیدها و ابزارهای نوشتاری، ترجمه ماشینی، نرمافزارها، تولید محتوای دیجیتال و پروژههای پردازش زبان طبیعی و هوش مصنوعی حضور بیشتری یافته است.اما شاید مهمترین پیامد این مجموعه تحولات، نه صرفاً معیارشدن سورانی، بلکه پیدا کردن یک کارکرد تازه و مهم باشد:جامعه کردزبان از نظر زبانی متنوع است. سورانی، کرمانجی، کردی جنوبی و مجموعهای از گونههای دیگر. مثلا تا چند دهه پیش ارتباط میان کردهایی از مناطق مختلف گاه مستلزم استفاده از فارسی بود. یک کرد مهابادی، سنندجی، ماکویی یا ایلامی ممکن بود برای گفتوگو با کردی از منطقهای دیگر، به فارسی به عنوان زبان واسطه روی بیاورد.#صلاح_الدین_خدیو @sharname1