حق نشناسی... ای که چشمت را شبیه ِ چشم ِ آهو کرده ایاین چه کاری هست که بر چشم و ابرو کرده ایفکر کرد…
انتشار: 2026/07/31 19:09 UTCدریافت: 2026/08/08 00:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:17 UTC
حق نشناسی... ای که چشمت را شبیه ِ چشم ِ آهو کرده ایاین چه کاری هست که بر چشم و ابرو کرده ایفکر کردی با دو چشمت می کُشی مخلوق راعاشقان خسته دل را سحر و جادو کرده ای؟!!گفته بودی چشمهایت جاذب و عاشق کُشندداخل اذهان این و آن هیاهو کرده اینه، کسی دیگر پی ِ آن چشم و ابروی تو نیستمثل سبزه مانده ای در گوشه ای ، بو کرده ای من که دنبال تو بودم از چه مخفی می شدیاز چه اکنون سوی ما چون عاشقان رو کرده ای؟؟!ناکجا آبادها را در فراقت سوختمدر کجا بودی که اکنون رو بدین سو کرده ایرفتنت من را به شدت کرد چون خانه خرابخانه ام را از چه حالا آب و جارو کرده ایعاشق دلداده ی بی ادعایت را ببیندر کویر تشنگی او را چنان قو کرده ایقوی زیبایی که با تو خاطراتی ناب داشترفتی و فوج بلا را در دل او کرده ایاین که در اینجا نشسته عاشق چشم تو بودماند پای تو ، چرا با دیگری خو کرده ایگول باغ سبز او را خورده ای از لاف اوتکیه بر آن لاف های زور و بازو کرده ایهیچکس در حق شناسی نیست مثل خوشدلتخوب می دانی ، چرا پس نعل وارو کرده ایهر کجا پا می گذاری زیر پایت را ببینورنه خود را در تقابل زار و زانو کرده ای#محمد_جعفر_زارع_خوشدل ۱۱۲۸ایتاeitaa.com/joinchat/3838312753Cd75444eef6%… #اشعار_عاشقانه #حق_نشناسی #ندامت #دوستی_محبت #وفاداری #طنز_تعهد_تامل_شوخی_خنده_جدی

