دوستان جان، مولانا در این بخش یک سخن بسیار ظریف و عمیق دارد و اگر بخواهیم آن را به زبان ساده بگوییم…
انتشار: 2026/08/12 15:29 UTCدریافت: 2026/08/13 06:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:45 UTC
دوستان جان، مولانا در این بخش یک سخن بسیار ظریف و عمیق دارد و اگر بخواهیم آن را به زبان ساده بگوییم، میگوید: هر کار نیکی الزاماً نشانهٔ رسیدن انسان به حقیقت نیست؛ میان «اجتهاد» و «عنایت» فاصلهای هست. ممکن است انسانی بسیار تلاش کند، عبادت کند، خیر برساند و ظاهراً زندگی صالحانهای داشته باشد، اما هنوز حقیقت در دل او آشکار نشده باشد. از نگاه مولانا، عنایت الهی چیزی است فراتر از صرفِ کوشش ظاهری؛ اما نکتهٔ مهم این است که وقتی عنایت حقیقی در کسی پدیدار شود، اثرش در رفتار و زندگی او نیز آشکار میشود.مولانا سپس یک نکتهٔ بسیار مهمتر میگوید: ما حق نداریم به آسانی دربارهٔ باطن آدمها حکم قطعی بدهیم. اهل ظاهر ممکن است کسی را کاملاً مردود بدانند، اما اهل دل میگویند شاید حتی در پسِ همان چیزی که ما شرّ میبینیم، حکمتی پنهان باشد که ما از آن بیخبریم. این سخن به معنای تأیید فرعون و نمرود نیست؛ بلکه یعنی حکم کردن دربارهٔ سرّ انسانها کار ما نیست. ما ظاهر را میبینیم، اما خداوند باطن و پایان راه را میبیند.مولانا بعد از این، نگاه ما را وسیعتر میکند و میگوید تمام عالم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، آینهٔ ظهور حق است. یکی با ایمان و محبت حق را نشان میدهد و دیگری با انکار و مخالفت؛ اما حتی انکارکننده نیز بدون آنکه خودش بداند، وجود حق را در میدان ظهور و نسبت و مقابله قرار داده است. مثل یک مناظره که اگر کسی مخالف نباشد، سخنِ طرف مقابل نیز مجال ظهور کامل پیدا نمیکند. بنابراین این عالم صحنهای است که در آن هم اثبات و هم نفی، پردهای از ظهور حقیقتاند.اما مولانا اینجا ما را به یک مرحلهٔ عملیتر میبرد: یاری کردن یکدیگر در راه خدا. میگوید وقتی درویشان کنار یکدیگر جمع میشوند، برای این نیست که بلا را از میان ببرند؛ بلکه برای این است که تحمل بلا آسانتر شود. درست مانند زمانی که انسانی عزیزی را از دست داده و مردم در کنارش جمع میشوند؛ هیچکس نمیتواند مرگ را برگرداند، اما حضور دیگران وحشت و تنهایی او را سبک میکند.این جملهٔ مولانا بسیار زیباست:«المؤمنون کنفسٍ واحدة»؛ مؤمنان همچون یک جاناند.یعنی اگر حقیقت ایمان در دل کسی زنده شده باشد، درد دیگری را کاملاً بیگانه با خود نمیبیند. همانگونه که اگر دست انسان درد بگیرد، چشم و گوش و زبان نمیگویند «این دردِ دست است و به ما مربوط نیست»؛ تمام بدن برای نجات آن عضو به حرکت درمیآید.پس در سلوک، رفاقت و یاری فقط این نیست که کنار هم بنشینیم و از عشق و عرفان سخن بگوییم؛ یار واقعی آن است که هنگام سختی، خودش را در رنج یارش شریک کند. به قول مولانا، شرط یاری این است که انسان گاهی خود را در غوغا بیندازد تا یار تنها نماند.و بعد سخن به اوج دیگری میرسد:«بارى که به تن کشند چه ماند به بارى که آن را به جان کشند؟»یعنی تحمل رنج جسمانی یک چیز است، اما تحمل رنج برای حقیقت و برای خدا چیز دیگری است. سالک وقتی حقیقتاً رو به حق میرود، دیگر تمام حسابگریهای نفس نمیتواند فرمانروای او باشد.مولانا با آوردن سخن ساحران فرعون، که پس از ایمان آوردن تهدید شدند، میگوید: آنان گفتند:«لَا ضَیْرَ إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ»یعنی: «باکی نیست؛ ما به سوی پروردگارمان بازمیگردیم.»این یعنی وقتی مقصد انسان حق شد، ترس از دست دادنِ چیزهایی که در راه میمانند، کمکم رنگ میبازد. دست و پا، مال و مقام، آبرو و حتی آسایش، همه وسیلهاند؛ مقصد، چیز دیگری است.و سرانجام آن شعر بسیار لطیف میآید:زهر از کف یار سیمبر بتوان خوردتلخی سخنش همچو شکر بتوان خوردیعنی اگر سخن تلخ از جانب یار حقیقی باشد، عاشق حتی تلخی او را نیز با جان میپذیرد؛ چون میداند پشت این تلخی، دردِ درمان کردن است، نه آزار دادن.🌿 اگر بخواهم تمام این فراز را در یک جمله خلاصه کنم، مولانا میگوید:سالک حقیقی کسی نیست که فقط بسیار عبادت و تلاش کند؛ کسی است که عنایت را دریابد، در ظاهر بر طریق صلاح باشد، در باطن دربارهٔ بندگان خدا داوری نکند، درد یاران را درد خود بداند و هنگامی که راه حق دشوار شد، به جای فرار از بلا، مقصد را به یاد آورد.و یک نکته را هم صریح بگویم: این متن مجوزی برای توجیه شرّ و ظلم نیست. اینکه مولانا میگوید حتی نافی حق نیز در صحنهٔ ظهور حق قرار دارد، به این معنا نیست که ظلم و باطل با حق یکیاند یا ظالم از مسئولیت خود معاف است. اینجا مولانا از توحید در نگاه به هستی سخن میگوید، نه از لغو کردن مرز اخلاقی خیر و شر.🌞 پس اهل معنا دو چشم دارند: با یک چشم، حکم ظاهر را میبینند و ظلم را ظلم مینامند؛ با چشم دیگر، سرّ تقدیر را میبینند و دربارهٔ باطن بندگان خدا عجولانه داوری نمیکنند.این است یکی از ظریفترین درسهای این فراز از فیه ما فیه:در ظاهر، مسئولِ عمل خویشیم؛ در باطن، داورِ اسرار دیگران نیستیم.#کانال_تلگرام_خورشید_عارفان
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 5 بازدید تازه در ساعت در این نمونهچرخه عمر مشاهدهشده پست
فقط نزدیکترین اسنپشات واقعی در محدوده هر نقطه زمانی استفاده میشود؛ هیچ مقداری درونیابی نمیشود.
برای رسم منحنی دستکم دو مشاهده واقعی لازم است.
| الگو | عملکرد نسبی ۲۴ ساعته |
|---|---|
| ناکافی | — |
پوشش: ناکافی · ۳ اسنپشات واقعی · دسترسپذیری حداکثر هفتروزه · post-lifecycle-natural-7d-v1


