لعل سيراب به خون تشنه لب يار من استوز پي ديدن او دادن جان کار من استشرم از آن چشم سيه بادش و مژگان…
انتشار: 2026/08/09 06:04 UTCدریافت: 2026/08/11 13:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 13:46 UTC
لعل سيراب به خون تشنه لب يار من استوز پي ديدن او دادن جان کار من استشرم از آن چشم سيه بادش و مژگان درازهر که دل بردن او ديد و در انکار من استساروان رخت به دروازه مبر کان سر کوشاهراهيست که منزلگه دلدار من استبنده طالع خويشم که در اين قحط وفاعشق آن لولي سرمست خريدار من استطبله عطر گل و زلف عبيرافشانشفيض يک شمه ز بوي خوش عطار من استباغبان همچو نسيمم ز در خويش مرانکآب گلزار تو از اشک چو گلنار من استشربت قند و گلاب از لب يارم فرمودنرگس او که طبيب دل بيمار من استآن که در طرز غزل نکته به حافظ آموختيار شيرين سخن نادره گفتار من است#کانال_تلگرام_خورشید_عارفان #خورشید_ما_همیشه_بالاست #خورشید_عارفان_نیاز_سالکان #خورشید_عارفان #امیر_علی_elf 🔴 کانال خورشیدعارفان🌞 @khorshide_arefan



