شب بر تو خوش باد
انتشار: 2026/08/18 18:28 UTCدریافت: 2026/08/19 01:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 01:35 UTC
شب بر تو خوش باد
پستهای تلگرام — پرسه در حوالی خورشید
اونقدر آدما قبلِ من و تو غصه خوردن، لب پنجره سیگار کشیدن، عاشق شدن، فارغ شدن، فحش دادن... اونقدر آدما قبلِ من و تو بردن، باختن، گذاشتن رفتن، گم و گور شدن... اونقدر آدما قبلِ من و تو به گذشتشون فکر کردن، حسرت خوردن، بغض کردن... حالا کجان؟ ول کن رفیق... رها…انار شکستهای در چاله آبی میافتد.پروانههای ترس خورده،از سایهسار خنک میگریزند.قطره آبی میچکد.قلب چلچلهای آب میشود.چاره چیست؟زندگی، همین ندانستن و ترسیدن و پرواز کردن است!ببینچه روشنایی شیرینی بر پیشانی سیبها میدرخشد!#شمس_لنگرودی@@khorshid_Nevesht
اونقدر آدما قبلِ من و تو غصه خوردن،لب پنجره سیگار کشیدن، عاشق شدن،فارغ شدن، فحش دادن...اونقدر آدما قبلِ من و تو بردن، باختن، گذاشتن رفتن، گم و گور شدن...اونقدر آدما قبلِ من و تو به گذشتشون فکر کردن، حسرت خوردن، بغض کردن...حالا کجان؟ول کن رفیق... رها کن بره... @khorshid_Neveshtویدئو رو مرسده گرفتهمن عاشق درخت انارم انارهای قشنگ زادگاهم
بارون بوی عطر تویه....@Khorshid_Nevesht
📝گمانم اسماعیل فصیح یک جایی از شراب خام نوشته بود حرفزدن زن و مرد در تاریکی مطلق بعد از تنانگی، عاشقانهترین شکل رابطه است. حرف زدن روح با روح. فکرش را بکن. چه آرامشی هست در نجواها، در لبخندهایی که نمیبینی ولی حدس میزنی، در خندههای از ته دل، در رقص آرام نوک انگشتان روی مهرههای کمر، در بوسیدن کتف، در نوازش موها، در لبالب شدن از هم. چه بی رحم است آدمیزاد اگر وانمود کند از تنهایی لذت میبرد و این همه شکوه دلبرانه زندگی را از خود دریغ کند. بله، آدمیزاد محتاج آغوش است و معتادِ عشق. مگر این که زخم دلش خونچکان باشد، و آموختهباشد پناه بردن به تاریکی سرد جزیرهی تنهایی شرف دارد به همآغوشی با خورشیدهای دروغین، که ماندنی نیستند و به سادگی میگویند خداحافظ، و میروند و خاکستر تو میماند و شب. شب، برادر تنیِ حزن، که مثل یک بیمار قطع نخاعی غمگین فقط نگاهت میکند. نه نوازش بلد است، نه گرم کردن خانهی سردت را. نه حرف میزند، نه میبوسد، نه میرود. همیشه هست. هست، مثل آغوش بیرمق کسانی که بودنشان گرمت نمیکند. شب، که شروع نمی شود و تمام نمیشود، همیشه هست. حتی در روشنترین ساعات روز، یک گوشه ساکت نشسته و نگاهت میکند، و خوب میداند در انتهای تمام روشناییها تنها پناه، آغوش تیره و تار اوست. شب، جاودانه ترین رمز ناگشوده درد. گفتنی ها را پیش تر گفته بود شمس لنگرودی. "تمامی روزها یک روزند، تکه تکه، در میان شبی بی پایان"..... 👤 #حمیدسلیمی@khorshid_Nevesht
به خیابان شیک می نگرم، کنج کافه، غروب و باران و... پشت شیشه، چراغ ها، مردم به تصاویر محو و لرزان و... باز با (( ای الهه ناز)) جان من را به غصه ها بگداز با دوسیبت ببر مرا...هرچند نیستم اهل دود و قلیان و... حس شاعر گل است ومی کشدم سمت جادوی خال مهروها که ببینم…