☆☆☆در دل یک جنگل انبوه و ناشناخته، راه خود را گم کرده بودم و تنها ابزارم شعلهای کوچک از شاخهای خش…
انتشار: 2026/07/26 10:20 UTC
☆☆☆در دل یک جنگل انبوه و ناشناخته، راه خود را گم کرده بودم و تنها ابزارم شعلهای کوچک از شاخهای خشک بود که مرا چون شمعی در یافتن مسیر یاری میداد.در همین هنگام، غریبهای که از آنجا عبور میکرد نزدیک شد و گفت:«دوست عزیز، شمع خود را فوت کن تا راه بهتری پیدا کنی.»آن غریبه یک روحانی بود!!دنی دیدرواین شعله، هرچند محدود و آسیبپذیر، تنها وسیلهای بود که امکان دیدن اطراف و تشخیص جهت حرکت را فراهم میکرد.اما چگونه میتوان بدون نور، انتظار یافتن راه را داشت؟ خاموش کردن تنها منبع روشنایی، نه به کشف حقیقت، بلکه به تعمیق تاریکی منجر میشود.این تمثیل به دنی دیدرو، فیلسوف عصر روشنگری، نسبت داده میشود؛ دورانی که در آن عقل، تجربه و نور خرد انسانی در برابر اقتدارهای کورکننده سنت و ادعاهای غیرقابل آزمون قرار گرفتند.در این چارچوب، «شمع» نماد عقل محدود اما کارآمد انسان است، و «توصیه به خاموش کردن آن» نماد رویکردهایی است که فرد را به کنار گذاشتن ابزار شناخت، به امید دستیابی به حقیقتی نامعلوم، فرا میخوانند.از منظر فلسفه معرفت، این وضعیت یادآور یک اصل بنیادین است:ابزار شناخت، هرچند ناقص، شرط اولیه امکان شناخت است. حذف آن پیش از جایگزینی معتبر، به جای روشنتر شدن مسیر، به فرو رفتن در تاریکی و ابهام مطلق میانجامد.حقیقت همواره در «نور کامل» آشکار نمیشود؛ بلکه اغلب در حد ظرفیت ابزارهای شناخت انسانی قابل دسترسی است. کنار گذاشتن این ابزارها تنها زمانی معنادار است که جایگزینی واقعی و قابل اتکا وجود داشته باشد، نه صرفاً یک وعده یا ادعا. در غیر این صورت، خاموش کردن نور نه جهشی به آگاهی بالاتر، بلکه پذیرش داوطلبانه تاریکی است.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق



