بیست و هشتم مردادماه، سالروز درگذشت بانو سیمین بهبهانی (۱۳۰۶-۱۳۹۳)نویسنده و غزلبانوی شعر معاصر ا…
انتشار: 2026/08/19 12:00 UTCدریافت: 2026/08/22 01:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 01:26 UTC
بیست و هشتم مردادماه، سالروز درگذشت بانو سیمین بهبهانی (۱۳۰۶-۱۳۹۳)نویسنده و غزلبانوی شعر معاصر ایران و از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران 🎧 غزل «کولی»شاعر: #سیمین_بهبهانیآواز: #همایون_شجریان@kheradsarayeferdowsi
پستهای تلگرام — خردسرای فردوسی
🔻🔻با فردوسی در فرانسهبه بهانه بیستونهم مردادماه، سالروز درگذشت دکتر جواد حدیدیجواد حدیدی در پنجم آذرماه ۱۳۱۱ در قم متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه سنایب قم گذراند، آن هم در سالهایی که مدرسه را سبب بیدینشدن کودکان میدانستند. او پس از اخذ دیپلم در ۱۳۲۰ تحصیل خود را در دانشسرای عالی، در رشتهٔ زبان فرانسه ادامه داد. 🔸از مشهد تا بلژیکحدیدی با آنکه برای گذران زندگی و تحصیل، سختیهای بسیاری را تحمل کرده و فوت پدرش نیز بر مشکلات او افزوده بود، در سال ۱۳۳۲ با کسب رتبهٔ اول فارغالتحصیل شد و برای تدریس در دبیرستان به مشهد رفت. پس از دو سال، دولت او را برای ادامهٔ تحصیل به بلژیک فرستاد. حدیدی از بلژیک به سوییس و سپس به پاریس رفت و پایاننامه خود را با عنوان «اسلام از نظر ولتر» نوشت. او در ۱۳۳۹ در دانشگاه مشهد به تدریس زبان و ادبیات فرانسه و نیز ادبیات تطبیقی پرداخت.🔸تأثیر ایرانیها بر ادبیات فرانسهجواد حدیدی با تسلطی که بر علوم اسلامی، زبان و ادبیات فارسی و فرانسه داشت، تحقیقات بسیاری از خود به یادگار گذاشته است. کتابهای «اسلام از نظر ولتر»، «از سعدی تا آراگون»، «ایران در ادبیات فرانسه»، «برخورد اندیشهها»، «میراث سوم» و... از آن جمله است. نکتهٔ مهم در این تحقیقات، توجهٔ حدیدی به تأثیر فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی بر فرهنگ و ادبیات فرانسه است.🔸فردوسی در ادبیات فرانسهدربارهٔ تأثیر شاهنامه بر ادبیات فرانسه و ترجمهٔ آن به زبان فرانسه، مطالب پراکندهای وجود دارد اما مقاله «فردوسی در ادبیات فرانسه»، که جواد حدیدی آن را در ۱۳۵۰ در مجلهٔ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد نوشته است، پژوهشی کامل و با قلمی شیوا در این باره است.🔸شاهنامه در رمانهای فرانسهحدیدی در این مقاله، تاریخچهای از چگونگی نفوذ داستانهای شاهنامه را در ادبیات فرانسه بیان میکند. وی بر آن است که در پایان سدهٔ پنجم هجری، داستانهای شاهنامهٔ فردوسی از ایران فراتر رفت. مسلمانان پیروز، فرهنگ و تمدنشان را در اروپای قرون وسطا رخنه دادند. خنیاگران و شاعران دورهگرد فرانسوی، داستانهای شاهنامه را از داستانسراهای تازی میشنیدند و آنها را در رمانهای قهرمانی و حماسی خود به کار میبردند. افزون بر این، جنگهای صلیبی که نزدیک به دو قرن طول کشید، در پراکنده شدن داستانهای شاهنامه تاثیر زیادی داشت، از این جهت است که شباهتهای زیادی میان سرگذشت قهرمانان شاهنامه و برخی داستانهای فرانسوی وجود دارد.🔸شاهنامه دیر شناخته شدحدیدی در ادامه این مقاله، دلایل دیر شناخته شدن شاهنامه را در فرانسه توضیح میدهد. او «شاردن»، جهانگرد فرانسوی، را نخستین کسی میداند که دربارهٔ فردوسی سخن گفته است. شاردن، شاهنامه را یک «تاریخ» میداند، نه یک «حماسه» و این نشان میدهد که او به ارزشهای حماسی، هنری و ادبی شاهنامه پی نبرده بود. حدیدی بزرگ و دشوار بودن شاهنامه را دلیل این ناشناخته بودن میداند و در حالی که گلستان سعدی خوانندگان زیادی در فرانسه داشت، شاهنامه این رغبت را برنمیانگیخت از آن جهت که شاهنامه، کتاب کوششها و جهشهای یک ملت بود و فرانسه هنوز در چنین دورهای به سر نمیبرد، بنابراین نصایح اخلاقی گلستان، آنها را بیشتر مشتاق میکرد تا شاهنامه.🔸انقلاب فرانسه و ترجمهٔ شاهنامهبه گفتهٔ حدیدی، در فرانسه، نخستین بارقههای پژوهش درباره شاهنامه با «لویی لانگلس» آغاز شد. او در سال ۱۷۸۸ که فرانسه، حماسهٔ نوینی را تجربه میکرد، بخشی از شاهنامهٔ فردوسی را ترجمه کرد و مقدمهای ستایشآمیز دربارهٔ فردوسی نوشت و افسوس خورد که چرا فردوسی تاکنون در فرانسه شناخته نشده است. لانگلس، شاهنامه را «نامه خسروان» نامید و او نخستین کسی بود که این عنوان را برای شاهنامه به کار برد، زیرا پیش از او شاهنامه را «تاریخ شهریاران ایران» مینامیدند.🔸ویکتور هوگو و گوهر شاهنامهحدیدی سپس دربارهٔ چگونگی الهام گرفتن نویسندگان و شاعران فرانسوی از داستانهای شاهنامه سخن میگوید. در دورهای که خاورشناسی مد روز فرانسویها شده و شرق جایگاهی پیدا کرده بود و نویسندگان رمانتیک در شعرهایشان از سعدی و مولوی و عطار الهام میگرفتند ولی فردوسی هنوز منبع الهام آنها نبود. در این میان، ویکتور هوگو در مجموعه «شرقیات» برخی از بخشهای شاهنامه همچون دلاوریهای زال در جنگ مازندران و مقدمهٔ رستم و سهراب را آورد، گوهرهایی شرقی که توجه او را برانگیخته بود.حدیدی در ادامه این مقاله، به بسیاری از فراز و فرودهای شاهنامه در میان محققان و شاعران فرانسه اشاره کرده است، چنانکه میتوان آن را منبعی مستند دربارهٔ شاهنامه در ادبیات فرانسه دانست.به قلم: دکتر فاطمه محمدزاده#دکتر_جواد_حدیدی #شاهنامه_فردوسی #ادبیات_فرانسه @kheradsarayeferdowsi
🔻🔻سیمین بهبهانی، غزلسرای میدان حماسهبه بهانه بیستوهشتم مردادماه، سالروز درگذشت سیمین بهبهانی🔸تباری شاهنامهشناسسیمین بهبهانی در۱۳۰۶ در تهران زاده شد. او فرزند عباس خلیلی، نویسنده و روزنامهنگار معاصر است، مردی که آوازهٔ بسیاری در ضربهزدن به استعمارگران انگلیسی داشت و وطن و درد آن را خوب میشناخت. خلیلی تمام مشکلات جامعه روزگار خود را در رمانها و داستانهایش منعکس میکرد و بیش از هر چیز به زخمهای زنان زمانهٔ خود توجه میکرد و آنها را قربانی بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی میدانست. او پس از آنکه به عضویت کنگرهٔ فردوسی در آمد، ۱۷۰۰۰ از ابیات شاهنامه را به عربی ترجمه کرد و نام او در میان پژوهشگران و سخنرانان ایرانی و خارجی شاهنامه در کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی آمده است. سیمین بهبهانی از سوی مادر نیز این اقبال را داشت که وطندوستی را به خوبی فراگیرد. فخر عظمی ارغون، مادر سیمین، بانویی ادیب، شاعر و زبانشناس بود که نخستین انجمن حمایت از زنان را به نام «جمعیت نسوان وطنخواه» با گروهی از زنان روشنفکر زمان خود تأسيس کرد. زندگی او با خلیلی دوام نداشت، اما تأثیر اندیشههای وطنی هر کدام از آنها بر شعر سیمین کاملاً آشکار است.🔸حماسهها و امیدهاشعر سیمین بهبهانی، همپای چالشها و شرایط مختلف ایران حرکت میکند. غزلهایش در دامن حماسه میروید و دل و نگاهش با جامعه همراه است. او گاهی صرفاً شاعری است که آنچه از رنج سرزمینش میبیند، روایت میکند، مانند آنچه از جنگ و به ویژه جنگ عراق علیه ایران، دل او را به جوش میآورد و میسراید: ما نمیخواستیم، اما هستجنگ، این دوزخ شررزا هستگفته بودم که هان!«مبادا جنگ» دیدم اکنون که آن «مبادا» هستاما سیمین بهبهانی همانقدر که این سختیهای وطن را روایت میکند و روح حماسه را در غزلش میدمد، گاهی خودش در قالب قهرمانان حماسی، بیانیهای آتشین صادر میکند و از «ساختن وطن» سخن میگوید و گویا شعلهای روشن در میان تاریکیها و ناامیدیها میافروزد: دوباره میسازمت وطن، اگرچه با خشت جان خویشستون به سقف تو میزنم اگرچه با استخوان خویشافزون بر این، او رستم و اسفندیار و... را برای ساختن وطن، به یاری نمیطلبد، بلکه خودش را در جایگاه همان قهرمانان میداند. این همان روحیهای است که فردوسی توقع دارد، یعنی هر ایرانی، خودش قهرمان وطنش باشد و برای حفظ هویت آن تلاش کند.🔸حماسهٔ زنانه مدرنشعر سیمین بهبهانی، بیش از هر مضمون دیگری به «زنان» اختصاص دارد. او تلاش میکند در لابه لای شعرهایش، آنچه بر سر زنان آوار شده است، بازگو کند. این شرح درد، از زندگیهای شخصی و عاطفی زنان تا مسائل مهم اجتماعی و سیاسی را شامل میشود. سیمین را باید گردآفریدی دانست که بیپروا به میدان عدالت و دفاع از حقوق زنان میآید و از سلطهٔ مردسالارانه زمانهٔ خود شکایت میکندـ شعرهای او دربارهٔ زنان با استعارههای مختلف همراه میشود. شعرهایی همچون «زندان طلا»، «رقاصه»، «هوو»، «ای مرد» و... روایتگر انواع ستمها بر زنان است. سیمین در اشعار خود از انواع خشونتهای فیزیکی و عاطفی دربارهٔ زنان نام میبرد، اما در میان توصیف این تاریکیها و اندوهها، تلاش میکند که خودباوری زنان را تقویت نماید، آنجا که میسراید: ای زن چه دلفریب و چه زیبایی! گویی گل شکفته دنیاییگل گفتمت، ز گفته خجل ماندمگل را کجاست چون تو دلارایی؟سیمین بهبهانی میخواهد زن امروز را با داشتههایش آشنا کند تا مبادا در گرداب خودکمبینیها ارزشهایش را از یاد ببرد. به طور کلی، سیمین بهبهانی غزلی فراتر از مضامین عاشقانه میسراید و در قالبی لطیف با جلوهها و مضامینی حماسی، فردوسیوار برای ساختن وطن تلاش میکند.به قلم: دکتر فاطمه محمدزاده#سیمین_بهبهانی @kheradsarayeferdowsi
پنجاه و هفتمین همایش میانفصلی مؤسسهٔ خردسرای فردوسی «زبان پر ز گفتار نغز» (به مناسبت روز پزشک و گرامیداشت زادروز دکتر علیرضا قیامتی)با سخنرانی:دکتر میرجلالالدین کزازی دکتر علی شمساپیام تصویری: دکتر ژاله آموزگار، پروفسور نعمت ییلدریم و... همراه با:- اجرای شاهنامهخوانی مهندس ابراهیم احمدی - اجرای گروه هنری استاد رضا خراسانی 🔸زمان: يكشنبه اول شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ تا ۱۹:۳۰🔸مکان: مشهد، بلوار هنرستان، بین هنرستان ۱و۳، سالن همایشهای بنیاد فرهنگی آریو مصلینژاد #همایش #میان_فصلی #شاهنامه_فردوسی #دکتر_علیرضا_قیامتی #دکتر_میرجلال_الدین_کزازی#دکتر_ژاله_آموزگار #پروفسور_نعمت_ییلدریم#روز_پزشک #دکتر_علی_شمسا@kheradsarayeferdowsi
🔻🔻استاد علی سامی و خرد و دانش و کوشش، به شیوهٔ فردوسی🔸🔸به بهانه بیستودوم مردادماه، سالروز درگذشت علی سامی، نخستین کاوشگر ایرانی🔸معلم کاوشگرعلی سامی، فرزند آقابزرگ سامی از نقاشان و شاعران کازرونی، در ۱۲۸۹ در شیراز متولد شد. در ۱۳۱۰ وقتی تحصیلات پایهای خود را به پایان برد، به عنوان معلم تاریخ و ادبیات فارسی وارد دبیرستانهای شیراز شد و به سرعت در کار خود ارتقا پیدا کرد؛ چنانکه پس از مدتی، مدیریت چند دبیرستان به او سپرده شد. او فقط به معلمی بسنده نمیکرد و در همین دوره بود که بر آرامگاه جدید حافظ، تجهیز موزه پارس و تعمیر مسجد عتیق نظارت کامل داشت. اما در این میان، «پاسارگاد» برای او جایگاه ویژهای داشت. در ۱۳۱۸ حفاری و کاوش در منطقهٔ پاسارگاد را آغاز کرد. این جستوجوگری تا ۱۳۳۶ ادامه داشت و در این مدت طولانی، او بخشهای زیادی از تخت جمشید را که در دل خاک پنهان بود، کشف کرد.🔸خرد و دانش و کوششعلی سامی در مقالهای که با عنوان «خرد و دانش و کوشش در شاهنامه فردوسی» نوشته، به ویژگیها و ارزشهای خرد در ایران باستان و شاهنامه فردوسی پرداخته است. وی اشاره کرده که چگونه مردم در ایران باستان، به دانش و ادب احترام میگذاشتند و فرزندان خود را از کودکی برای تحصیل به دانشمندان میسپردند. او فردوسی را پیرو چنین آیینی میداند و عنوان میکند که فردوسی خوب دریافته بود که مرگ و نابودی ملتها هنگامی صورت میگیرد که آنها از شعائر و آیینها و سنتهای خود دور میشوند و تا وقتی دانش و کوشش و جنبش و احترام به این آیینها باشد، هیچگاه از یاد نخواهد رفت و چنین بود که خود او نیز از این آداب و آیین باستانی حمایت و حفاظت میکرد و سالها دل در گرو دوستداری به فرهنگ ایران باستان داشت. او پژوهشگری پرکار بود و به همان اندازه که در کاوشگری، خستگیناپذیر و با اراده بود، دیدهها و کشفیات خود را در قالب کتابها و مقالات مینوشت تا برای آیندگان بماند. علی سامی، بیش از سی جلد کتاب و مقالات متعدد درباره آثار تاریخی ایران، فرهنگ ایرانی، به ویژه درباره تمدن ساسانی نوشته که همگی روایتگر دقت بسیار و انگیزهها و عشق او به ایران است. 🔸 دلدادگی به «پاسارگاد» کتاب «پاسارگاد»، از مهمترین نوشتههای علی سامی و حاصل مشاهدات و کاوشهای مسقیم وی در این منطقه است. در این کتاب، گزارشهایی از کاخها، آرامگاه کوروش و دیگر بخشهای پاسارگاد ارائه میکند، به طوری که این کتاب، هنوز یکی از منابع دست اول در پژوهشهای مربوط به این منطقه به شمار میرود. سامی تلاش کرد که نشان دهد منطقهٔ پاسارگاد، بخش بنیادینی از تاریخ شهرسازی، هنر و دولتسازی ایرانیان بوده است. این کتاب از نظر تحقیقات باستانشناسی برای ایران و خارج از ایران، بسیار سودمند بوده است، چنانکه ترجمه انگلیسی آن را «رالف نرمن شارپ» در ۱۳۳۶ انجام داد تا این کتاب در دسترس همه باستانشناسان جهان قرار گیرد. 🔸نثر پخته و دلپذیریکی از مواردی که در مقالات و کتابهای علی سامی به خوبی جلوهگری میکند، نثر پخته و دلپذیر اوست که پشتوانه دانش و ادبیاتدانی او را نشان میدهد. به عنوان نمونه، کتاب «پاسارگاد» که در ارائه اطلاعات علمی و میدانی و تاریخی، بیهمتا است، نثری به غایت زیبا نیز دارد. نثر گزارشگونهای که با چینش کلمات، دیدههای او را با خیال مخاطب گره میزند؛ چنانکه خواننده متن، گاهی خود را دقیقاً در همان منطقه احساس میکند. این کتاب، استنادات و منابع تاریخی بسیاری دارد اما نثر زیبای آن، مانع میشود که خواننده احساس خستگی کند و آن را کنار بگذارد. 🔸نامگانی علی سامیسرانجام علی سامی، پس از سالها ارادت و مهرورزی به تاریخ و فرهنگ ایران، در روز یکشنبه، بیستودوم مردادماه ۱۳۶۸ چشم از جهان فروبست و در دارالرحمه شیراز آرام گرفت. سامی از نسل اول باستانشناسان ایران بود و در کار خود به خوبی درخشید و میراثی ماندگار بر جای گذاشت، بنابراین حق بزرگی بر گردن همه دوستداران ایران و پژوهشگران حوزه باستانشناسی دارد. کتاب «نامگانی» که پس از دو سال از درگذشت او به همت محمود طاووسی در شیراز به چاپ رسید، تلاشی برای سپاسگزاری از مقام ارجمند علمی او بودـ این کتاب، مجموعهای از مقالات دربارهٔ فرهنگ و ادب و تاریخ ایران باستان است که استادان ادبیات و باستانشناسی و فرهنگدوستان به وی تقدیم کردهاند.نامش همراه ایران، جاودانه باد! به قلم: دکتر فاطمه محمدزاده#علی_سامی#باستان_شناس #کاوشگر_ایرانی#شاهنامه_فردوسی @kheradsarayeferdowsi
🔻«تمنا هروی» و مشرب «جهانوطنی» فردوسی🔸به بهانه بیستم مردادماه، سالروز درگذشت عبدالکریم تمنا هروی، شاعر افغانستانی🔻از سروستان تا کتابخانهعبدالکریم تمنا در سال ۱۳۱۹ در روستای سروستان در جنوب شرق هرات متولد شد. او هرگز به مدارس سبک امروزی نرفت و آنچه از شعر و ادب آموخت، از پشتکار و ذوق خود بود و البته کسانی که شوق ادبیات داشتند، مثل همان بانویی به نام «قریش» که تمنا، دیوان حافظ را در سالهای کودکیاش نزد او خواند. گفتهاند که بر دیوارهای کاهگلی سروستان، مشق عشق میکرد تا آنکه کتابخانهٔ هرات نیز شیفتگی او را به کتاب و پژوهش دریافت. از سال ۱۳۴۰ بود که سرودهها و نوشتههای تمنا در روزنامهٔ «اتفاق اسلام» به چاپ رسید و در ۱۳۵۴ مدیریت کتابخانهٔ عامه هرات را پذیرفت. دلدادگیاش به شعر و ادب و پژوهش آن قدر بود که وقتی در سال ۱۳۵۶ به سمت فرمانداری «زندهجان» یا پوشنگ کهن رسید، پس از مدت کوتاهی از این سمت کناره گرفت و دوباره به همان مدیریت کتابخانهٔ عامه هرات پرداخت. 🔻روشناییهای غربتجنگها در طول تاریخ، بیش از آنکه جان و مال انسانها را متلاشی کرده باشند، بر روان آنها تأثيرات عمیق گذاشتهاند، زخمهایی که تا پایان زندگی، با انسان همراه است. تمنا که تمنایی جز خلوت کتابخانه نداشت، باید به مهاجرتی اجباری میرفت. در ۱۳۵۸ که ضربههای ارتش شوروی و جنگهای داخلی بر پیکر افغانستان فرود میآمد، تمنا راهی ایران شدـ سرزمینی که دل و درد و زبان او را خوب میفهمید، اما «هیچجا خانه خود آدم نمیشود». در این دوران بود که با بزرگان شعر و ادب، همچون ناتل خانلری، شغیعی کدکنی، ایرج افشار، مظاهر مصفا، علی دهباشی و...ـ آشنا شد و روشنایی حضور آنها بود که از سیاهی غربت در زندگی تمنا میکاست. همین آشناییها و روشناییها سرانجام، تمنا را وادار کرد که پس از فروتنی بسیار، برخی از اشعارش را به اصرار دوستانی، همچون علی دهباشی، در مجلهٔ «بخارا» به چاپ رساند و پس از آن نیز در ۱۳۵۹ سرودههایش در مجموعهای به نام «پیوند عمر» منتشر شد.🔻از وطن گفتن شاعری که دلداده وطن است، هرجا که برود، وطنش را با خودش میبرد و تمنا هم هرات را با خود به ایران آورده بود و هرچه میسرود، از درد دوری از وطن کم نمیشد و انگار شعله بر جان خود میزد و میافروخت و میسوخت:«چون نوبهار بر رخ من خنده میکنددر دل مرا هوای وطن زنده میکند» یا:«زان دم که بستهام از برت بار ای هراتاز دل نرفت یاد تو یک بار ای هرات».🔻مشرب آزادگانتمنا همواره از وطن میسراید، اما مقصود او فقط سرزمینش، افغانستان نیست، گویا از فردوسی به خوبی آموخته است که فراتر از مرزهای جغرافیایی کشورش بیندیشد. فردوسی از ایران و ایرانیان سخن میگوید، اما آنچه پیش چشم دارد، فقط ایران نیست، او سامان دادن به جهان را در نظر دارد. جایی که سایه دیوهای بیخردی از جهان هستی برداشته شود و روشنایی و مهربانی همه جا را فراگیردـ تمنا از ترک «منیت» و خودخواهی میسراید و همگان را به مواجهه در مقابل اهریمنان زمان برمیانگیزد. همان جا که از خطر کردن میگوید:«خوشا به اوج خطر رفتن و خطر کردنز کام مرگ، جسورانه جان به در کردن؛ شعار و شیوه خود ساختن، قفسشکنیستیزهجوی شدن با نظام اهرمنی».تا آنجا که اندیشه نجات وطن خود را بیان میکند: «به ما رسیدن و یکباره ترک من گفتنبه بام قله آزادی وطن رفتن» و در ادامه، از وطن به عنوان زادگاه، گریزی به وطنی بزرگتر میزند: «اگرچه غزنی و پروان و بامیان وطن استولی به مشرب آزادگان، جهان وطن است». او از بیدادی فراگیر سخن میگوید که: «پی اسارت مرغان خاطر افسردهبه هرکجا نگری، دامهاست گستردهفریب حیله صیاد را نباید خوردبه دوش، کوله بیداد را نباید برد». از این جهات است که میتوان تمنا را از آن دست شاعرانی دانست که از شخصیتهای شاهنامه، زبان شاهنامه و اندیشه فردوسی بهرههای بسیار برده است. او ادامه همان مسیری را سروده است که فردوسی آغاز کرده بود. راهی که به جهانی آرمانی و بدون ستم میرسد. و سرانجام، در بیستم مردادماه ۱۴۰۲ بود که تمنا هروی در ۸۳ سالگی درگذشت و پیکرش را در کنار پیر هرات، خواجه عبدالله انصاری در هرات به خاک سپردند و او به وطن بازگشت. یادش گرامی باد. به قلم: فاطمه محمدزاده#عبدالکریم_تمنا_هروی#شاهنامه_فردوسی #وطن@kheradsarayeferdowsi
نوزدهم مرداد، سالگرد درگذشت امیرهوشنگ ابتهاج(۱۳۰۶-۱۴۰۱)تو در من زندهای، من در توما هرگز نمیمیریم ...#هوشنگ_ابتهاج #محمدرضا_شجریان@kheradsarayeferdowsi
