🌷 من هشت سال در کنار محمدحسین زندگی کردم. او همه زندگی و دارایی من بود. حاصل زندگیمان دو فرزند پسر…
انتشار: 2026/08/03 03:39 UTCدریافت: 2026/08/10 13:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 13:20 UTC
🌷 من هشت سال در کنار محمدحسین زندگی کردم. او همه زندگی و دارایی من بود. حاصل زندگیمان دو فرزند پسر به نامهای «امیرعلی» و امیرمحمد است؛ محمدحسین مرد بسیار مهربان، مظلوم، با وقار، متین، خوش اخلاق و مهماننوازی بود. بسیار دوست داشت که پسرهایمان ادامه تحصیل بدهند. به من هم سفارش میکرد که همواره زیارت عاشورا بخوانم حتی روزی یک مرتبه✨🌷او بسیار از شهادت و رفتن صحبت میکرد و میگفت: «من خیلی زود میروم. خیلی در این دنیا نمیمانم. دائم از شهادت صحبت میکرد و میگفت دعا کن شهید شوم، من هم میخندیدم. میگفتم که شکرخدا ما در جنگ نیستیم. آخر چطور میخواهی شهید شوی. میگفت تو دعا کن من شهید میشوم.🌷محمدحسین از همان آغاز درگیریها در سوریه، عزمش را برای حضور در این کشور و پیوستن به صف مدافعان حرم جزم کرده بود. بعد از پیگیریهای زیاد، اواخر آذرماه ۱۳۹۴ از طریق لشکر علی بن ابی طالب(ع) شهر مقدس قم داوطلبانه راهی سوریه شد.وقت رفتن رو به من کرد و گفت: زهرا، برایم دعا کن شهید شوم. گفتم: محمدحسین، دلم برایت تنگ میشود. گفت: عیبی ندارد، فدای دل زینب(س).🌷محمدحسین در سوریه از نیروهای خط شکن عملیات بود و برای همین نامش ۱۳ بهمن سال ۱۳۹۴ در فهرست اولین شهدای عملیات آزادسازی شهرکهای «نبل و الزهرا» ثبت شد. ایشان ۱۳ روز در منطقه حضور داشت و درنهایت از ناحیه پهلو مورد اصابت ترکش دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. 🌷او با عنایت خدا و لطف خانم حضرت زهرا(س) همان طور که دوست داشت، مجروح و شهید میشود. پیکرش توسط یکی از دوستانش به نام «حسین رضایی» که ایشان هم بعدها به شهادت رسید، به عقب آورده میشود. @Khatme_quran313
