فرهاد قنبریچرا از روشنفکران ایرانی گریزانم."ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت های دلپذیر"(از نامه سهراب سپهری به احمدرضا احمدی)اول باید عرض کنم که هیچ مشکل شخصی با هیچ فردی در جایگاه روشنفکر و استاد دانشگاه و نویسنده و سینماگری ندارم و تمام مسئله «جایگاه اجتماعی» و تاثیر مخرب اندیشههای مغشوش آنها بر روی افکار عمومی است.۱- روشنفکر جامعه ما بیشتر از آنکه اهل مطالعه و تامل دقیق باشد و تاثیر سخن خود را بسنجد بیشتر دنبال حرافی و دیده شده است. روشنفکر جامعه ما از ترس از دست دادن مخاطب به جای اینکه وجدان بیدار جامعه و پیشرو تودهها باشد، به پیرو و دنباله تودهها تبدیل شده است. روشنفکر ما به جای آنکه منتقد رسانههای ضدایرانی باشد، خود پیرو و دنباله رو آنهاست. روشنفکر ما به جای آنکه در نزدیک کردن افقهای گفتمانهای مختلف جامعه تلاش نماید، درصدد دمیدن بر نفرت و دوقطبی بیشتر در جامعه است. روشنفکر ما به جای اینکه منتقد تحریم و دخالت بیگانگان باشد، توجیهگر اعمال دشمنان کشور است. امروز روشنفکر ما به جای آنکه منتقد جو مبتذل و سخیف حاکم بر هنر و فرهنگ عمومی جامعه باشد، مدافع سرسخت و پیرو آن است.۲- روشنفکری ما طی یک قرن گذشته تا آنجا که می توانسته بر وجوه مختلف تاریخ و فرهنگ این سرزمین تاخته و به اسم مبارزه با دگماتیسم و تبلیغ جهان وطنی، هر چیزی را که اندک رنگ و بوی ملی داشته را به بوته نقد و تمسخر سپرده است.عرفان ایرانی توسط بسیاری از همین روشنفکران به سخره گرفته شده است، شاعران ایرانی با اتهامات مضحکی چون شاعران درباری و ستایشگران شاهان و پادشاهان (این در حالی است که بسیاری از هنرمندان بزرگ غرب هم زیر چتر حمایتی پادشاهان و حاکمان توانسته اند آثار خود را ثبت و ماندگار نمایند) و امثالهم زیر بوته تمسخر و نقد رفتهاند. موسیقی ایرانی عرعر و هاهاهای کسل کننده نامیده شده است و بسیاری از آیین و رسومات ایرانی به اسم خرافات و نژادپرستی و خودبزرگ بینی و امثالهم از سوی این جماعت، مورد تمسخر و اهانت واقع شده است.۳- بخشی از این روشنفکران در عقب راندن فرهنگ سیاسی و تقلیل شهروند ایرانی به بخشی از فلان عشیره و قیبله تلاش میکنند. برخی از آنها با تزریق عصبیت قومی و قبیلهای باعث تقویت فرهنگ سیاسی عقبمانده و خشن و غیرستیز میگردند. در این سالها حمله به زبان فارسی با کد اسرائیل ساخته «زبان مادری» به متاع جذاب محافل روشنفکری فارسی تبدیل شد و قوم مندرآوردی به نام قوم فارس (ما ایرانی داریم و چیزی به نام قوم فارس وجود خارجی ندارد) عامل فاشیسم و سرکوب اقوام ایرانی معرفی شد.۴ - روشنفکر ایرانی دانسته یا ندانسته (به نظرم عمده از سر ناآگاهی و جهل) به تمام مولفههای هویت ساز ایرانی حمله کرده و تبر به ریشه هویت ایرانی که خواسته تمام دشمنان کوچک و بزرگ ایران است میزنند. آنها به بهانه مبارزه با دگماتیسم و شوونیسم (به خدا اگر معنی این مفاهیم را هم بدانند) به کوروش و داریوش و حافظ و سعدی و سایر بزرگان فرهنگ و تاریخ این سرزمین حمله کرده و در حال خدمت به دشمنان هویت ایرانی هستند.۵- بخشی از آنها به واسطه عدم شناخت صحیح مفاهیم فلسفی و تاریخی و عدم فهم تاریخ دین و سنت در حال تزریق یک نفرت بسیار خطرناک و البته کور نسبت به نهاد سنت و دین در این جامعه هستند. نفرتی که در شرایط بحرانی میتواند چنان خشونت و سبعیتی را به نمایش بگذارد که دست داعش و داعشیان را از پشت ببندد.۶- بخشی از آنها به بهانه مبارزه با دیکتاتوری و فاشیسم و برخی واژههای تکراری از این قبیل در ایجاد نفرت مردم از جامعه خود و در مقابل شیفتگی بیمارگونه نسبت به جوامع غربی و نفرت مالیخولیایی از جوامع آسیایی و از بین بردن روحیه ملی و امید در جامعه قدم برمیدارند.👈 نقد ما به کنشگری این جماعت که به بوقچیهای تبلیغاتی دشمنان این سرزمین تبدیل شدهاند، نه نقدی شخصی، بلکه برای دفاع از سرزمین و وطنی است که در آن زندگی میکنیم. نقد ما به کنشگری این افراد به واسطه تلاش آنها برای خالی کردن و زدن زیر پای فرهنگ و تاریخ و هویت ایرانی و تزریق یک نفرت خشن نسبت به سنت و تاریخ و میراث فرهنگی ایران و در نهایت متنفر کردن مردم از جامعه و وطن خویش است. زبان تلخ ما در خطاب قرار دادن این جماعت به خاطر دفاع از منافع عمومی این سرزمین است وگرنه نه بیکاریم، نه سرخوشیم، نه به مرض ساز مخالف زدن دچاریم، نه خوشی زیردلمان زده است و نه از کسی کینه و نفرت شخصی داریم که مدام این قبیل سخنان را تکرار کنیم و مدام هم طعنه و توهین بشنویم.@kharmagaas
چیزی که در میان طیف انقلابی از همه چیز بیشتر آزاردهندهتر است، عدم اعتماد به نفس آنهاست.برای مثال کافیست تا یک سلبریتی یا شهروند غربی از جمهوری اسلامی ایران یا گفتمان مقاومت، کوچکترین دفاعی بکند تا او را با خوشحالی بر شانههای خود بنشانند.یا مثلا یک سلبریتی چلغوز یک کنش کوچک در حمایت از نیروهای نظامی کشور یا فلسطین و باورهای دینی داشته باشد تا آم را با آب و تاب فراوان پوشش بدهند.بیخیال برادران و خواهران:- واقعا چه اهمیتی دارد که فلان سلبریتی بنگی، امروز چه فازی دارد یا فلان شهروند اروپایی چه فکری درباره ما میکند؟@kharmagaas
بزرگترین اشتباه محمدرضاشاه، نه اعتماد بیش از حد به غرب و درافتادن با ملیگراها و نه درافتادن با روحانیت و نه ایجاد سازمان مخوف ساواک و نه چندین اشتباه ریز و درشت دیگر بلکه ازدواج با این زن به غایت ابله، ضدایرانی و فرومایه بود.فرح، زنی احمق با فهم و درکی کاملا متوسط بود که به صورت اتفاقی به همسری شاه انتخاب شد. او زنی کاملا معمولی به مانند عموم دختران طبقه مرفه ایرانی در دهه سی و چهل و پنجاه بود که به واسطه پول پدر راهی فرنگ شده و چند ترمی در یک رشته دانشگاهی گذرانده بود. فرح اگر به صورت شانسی آشنایی با خانواده پهلوی پیدا نمیکرد به احتمال بسیار به مانند هزاران پیرزن ایرانی مقیم غرب امروز گهگاهی پرچم شیر و خورشید و اسرائیل در دست میگرفت و مقابل سفارتخانههای ایران در اروپا و آمریکا به آخوندها فحاشی میکرد. فروش چنین زن میانمایهای به عنوان زنی نخبه یکی از بزرگترین کلاهبرداریهای سلطنتطلبان بود.فرح چه قبل از انقلاب و چه در همکاری با صدام در جنگ تحمیلی و چه امروز، همیشه ویروسی ضدایرانی بود و امروز هم خودش و هم فرزند ابلهتر از خودش در خدمت توجیه بزرگترین جنایتکاران تاریخ معاصر قرار گرفتهاند@kharmagaad
پاسخ درست شاه به پرت بودن فرح دیبا در عدم شناخت و التقاط مسائل مختلف سیاسی و فرهنگی و امنیتی و نظامی.👈 فرح دیبا به واسطه تربیت در فرهنگ غربی و زیست در فضای شبههنری مد روز دانشکده های هنر، یکی از عوامل میدان دادن به سینما و هنر ولنگار و بیگانه با فرهنگ و سنن و تاریخ ایران و یکی از دلایل خشم مذهبیون و گرایش آنها به انقلاب سال پنجاه و هفت بود.@kharmagaas
همیشه تصورم بر این بود که شازده دلقک پهلوی، حداقل هوش متوسطی داشته است و دههها مفتخوری و تنپروری و دوری از ایران او را به چنین موجود بیبند و بار و بیدیسپلین و احمقی تبدیل کرده است اما با فیلمهایی که اخیراً از دوران نوجوانی او در ایران پخش میشود، نظرم کاملا تغییر کرده است. آنچه از این فیلمها مشخص است اینکه که این بنده خدا از همان کودکی نُنُر و شلمغز و به غایت ابله بوده است.⏪ لئو تولستوی تا سر حد مرگ بر سر ازدواج سختگیر بود و معتقد بود که مادر نقش مهمی در هوش و استعداد و روحیات فرزند دارد.محمدرضا شاه دو زن طلاق داد تا «زن پسر زا» گیرش بیاید و در آخر زنی به غایت احمق و ابله و ضدایرانی و پرت از دنیا نصیباش شد تا چنین شازدهای را نصیب او کند:-)@kharmagaas
فرهاد قنبری جهان هُرهُریمسلکجهان به خودی خود فاقد معناست و معنای جهان به واسطه مفاهیمی خلق میشود که انسان بر آن حمل میکند.اما جهان تکنیکزده امروز، فاقد توان خلق مفاهیم جدید بوده و به همان سرعت که در ساخت ابزارهای تکنولوژی و ابزارهای ارتباطی رشد میکند، خالی از خلاقیت هنری و فکری میشود و این زنگ خطر بزرگی برای حیات بشر است. جهان امروز فاقد توانایی خلق «مفاهیم زمانه خویش» است و در جهان فاقد مفاهیم، «آرمان» و «ایدئولوژی» و «روایت» و گفتمانی هم ساخته نمیشود و هر چه هست تکرار و تقلید و بیمفهومی و بیمعنایی است.این وضعیت تنها چیزی که خلق میکند انسان فاقد دیسپلین و به اصطلاح هُرهُری مسلک در همه حوزهها اعم از ورزشی و هنری و سیاسی و روشنفکری و...، است.⏪ انسان هُرهُریمسلک از همه کس طلب کار است. در خیابان درست رانندگی نمی کند، اما همین که همتای خود را مشاهده می کند شروع به شکوه و فحاشی می کند. کار و مسئولیت خود را درست انجام نمی دهد، اما از دولت و پلیس و دیگران انتظار دریافت بهترین خدمات را دارد. حقوق همسر و فرزند و همسایه و...، را رعایت نمی کند و مدام از بیشعوری دیگران شکوه می کند. - انسان هُرهُریمسلک امروزی به هیچ چیز عمیقی تن نمی دهد. نگاهش به همه مسائل کلیشه ای و سطحی است. خود را دانای کل میداند و نظرات بی بنیاد خود را حقیقت مطلق می انگارد. بیشتر از آنکه مطالعه کند، به حرافی علاقه مند بوده و به طور کامل از «فضیلت سکوت» بی بهره است. - همه چیز را با عینک تک بعدی خود مینگرد. برای هر مسئله سیاسی و اجتماعی یک نسخه از پیش آماده دارد. برای هر اتفاقی دستهای پشت پرده طراحی می کند. جهان و سیاست را آمیخته با اوهام می بیند و برای گریز از هر نقد و تحلیل و تفکر مدام از تکه کلام «سگ زرد برادر شغال است»، «همشون دست شون تو یه کاسه است»، «سیاست پدر و مادر ندارد» و امثالهم استفاده می کند. - به آمیب ها و موجودات تک سلولی می ماند. یک خط فکری ساده و خطی دارد و محیط پیرامون خویش را بر اساس آن می بیند و هیچ نگاه دیگری را برنمی تابد. - مدام به دیگران انگ سادهلوحی و نادانی میزند و به هیچوجه حاضر به شنیدن سخن و برداشتی متفاوت از توهمات خود نیست. جهان را غرق در جادو و اوهام می نگرد و پشت تمام رویدادها دستهای پنهان اهریمن و فراماسون و امثالهم را جستجو می کند.- مصلحت و منفعت فردی را بر هر فضیلت و سعادت اجتماعی ترجیح می دهد. منفعتاش ایجاب کند به راحتی آب خوردن دروغ میگوید، فرار مالیاتی می کند، از چراغ قرمز رد می شود، از کارش می دزدد و...، در پایان روز هم با چهرهای حق به جانب به نادانی و بلاهت و فرصت طلبی و دزدی اختلاسگران فحش رکیک روانه می کند.- با اینکه همیشه موضع رادیکال و تند دارد. به همه فحاشی می کند، هیچ کس را قبول ندار و در عین حال نهایت کنش سیاسیش، چند فحش به دولتمردان و مسئولان در گروه خانوادگی تلگرامی و تاکسی و محفل های دوستانه و فامیلی و ساختن یک اکانت فیک مجازی است.- مقهور رسانه هاست. همه چیز را از دریچه تلویزیونی که می بیند تجزیه و تحلیل می کند. جهان آکواریومی که توسط رسانه ها ساخته می شود را تمام واقعیت هستی تصور می کند و هر روایت و سخن «غیری» را با تعجب نگریسته و جهان برون گفتمان کوچک خویش را دشمن و جیره خوار و خودفروخته و...، تصور می کند. - مقهور مد است و مد را (با گزاره سلیقه شخصی) در حد ایمان بنیادگرایان پرستیده و از آن دفاع میکند. اگر لباس پاره پاره مد شود از فردا همان را میپوشد، اگر دستکاری دماغ و گونه و سینه مد شود فردا در صف کوتاه و بلند کردن پستیبلندیهای بدن است، اگر تتو و حکاکی روی بدن مد شود فردا در صف اول نقاشی روی بدن است و...، در عین حال همه آنها را سلیقه و انتخاب فردی مینامد.👈 با تمام این اوصاف چون آرمان و باور و ایدئولوژیی ندارد، همیشه سردرگم و خسته و عصبی و پریشان است و مدام به دنبال دارو و درمان و تراپی و امثالهم میرود..@kharmagaas
فرهاد قنبری فردگرایی افراطیفردگرایی افراطی و در عین حال فاقد مبنای فکری که در عصر حاکمیت رسانههای دیجیتال وجه و صورت جدیدی به خود گرفته است بزرگترین تهدید پیشروی حیات بشر است.این صورت از فردگرایی که نه فهمی از جامعه و سنت و تاریخ و دین و سایر نهادی دیرپای اجتماعی دارد و نه برای این چیزها تره خورد میکند، بزرگترین بلای جان بشر است. این صورت از فردگرایی که با تبلیغات شدید رسانهای همراه است و همیشه خود را در جایگاه قربانی (قربانی نهاد حکومت، دین، مدرسه، والدین و...) مینشاند، در نهایت به رشد نسلی که چیزی جز لذتجویی و خودخواهی و خودبینی و خودمحوری نمیشناسد، منجر شده و به تهدیدی اساسی برای بقای جامعه تبدیل خواهد شد.این صورت از فردگرایی که در ایران امروز توسط شبه روشنفکران به اسم «آوانگاردیسم» و «نسل شجاع زد» و خزعبلاتی از این قبیل جملهسازی و بزرگنمایی میشود، خطر وجودی برای آینده ایران است.نسلی که با چنین مبنای فکری رشد میکند هیچ بنیادی جز بدن و لذت فردی خود نمیشناسد. این چنین نسلی است که شن ساحل را به خاک رنگ زیبای آن غارت میکند، ظاهر خود را به این بهانه که بدن خودم است به طرز عجیبی دستکاری میکند، برای یک شب خوشگذرانی در جنگل، درختی را به آتش میکشد، صدای موزیک حال بهمزنش در کوچه و محله و خیابان و پارک مزاحم دیگران است، برای چند دقیقه سرخوشی، رانندگی در مستی را آزموده و جان دیگران را به خاطر میاندازد، برای توهم قِر دادن در خیابان و پوشیدن لباس نیمهبرهنه و شلوارک در خیابان حاضر به همکاری با اسرائیل و به ویرانی کشیده شدن کشور میشود، از پلیس و معلم و نظامی و حکومت و پدر و هر مرجع اقتداری بیزار است و مصرف بنگ و الکل و علف و ولنگاری را شیوه نرمال زندگی میداند.این صورت از فردگرایی فاقدمبنای فکری که تلاش دارد به بهانه دفاع از آزادی فردی خود را به طور کامل از هر هویت جمعی خلاص کند و هر نقدی را با تکه کلام «دیگران را قضاوت نکنید» پاسخ میدهد، در عمل نه تنها به رهایی و آزادی منجر نشده بلکه به انحرافات و آسیبهای اجتماعی بسیاری دامن میزند.در این وضعیت «فرد» رها شده از گروههای هویت بخشی چون خانواده و مذهب و سنت و ملیت، کمکم دچار احساس یاس و تنهایی و بیمعنایی شده و جذب گروههای منحرف اجتماعی میگردد.بخشی از این جماعت به این خیال که از دین گذر کرده است جذب عرفانهای عجیب و غریب و آخرالزمانی شده و رفتارهای محیرالعقول از خود نشان میدهند. عدهای دیگر دلزده از تکنولوژی و جامعه به جنگلها و کوهها و همزیستی با حیوانات و جانوران و گیاهان پناه میبرند. عده دیگری به هولیگانیسم ورزشی روی آورده و خلأ و کمبودهای خود را در شعارها و حمایتهای ورزشی جستجو میکنند. عدهای جذب گروههای شیطان پرستی و فرقههای عجیب و غریب میشوند. برخی در نهادهای نامتعارف و منحرف جنسی استحاله میشوند، بخشی دیگر درگیر بحران افسردگی و تراپی میشوند (شروع این بحرانها در غرب به دهه شصت میلادی و جنبش دانشجویی اجتماعستیز و هیپیسم و امثالهم برمیگردد)، بخشی دیگر به گروهای تروریستی میپیوندند و عدهای هم دست یازیدن به ارزشهای قومی، قبیلهای را برگزیده و رجعت به «قبیله» را هدف خود قرار میدهند و عدهای هم که هیچ ملجأ و پناهگاهی نیافتند خود را به دست افیون و الکل میسپارند.@kharmagaas