از پتکِ اعراب دهلران / دردِ یک شبِ بی برقیاز روستای پتک اعراب شهرستان دهلران دردِ دلِ خود را بر…
انتشار: 2026/08/16 19:25 UTCدریافت: 2026/08/18 13:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 13:20 UTC
از پتکِ اعراب دهلران / دردِ یک شبِ بی برقیاز روستای پتک اعراب شهرستان دهلران دردِ دلِ خود را برایتان مینویسم . دردی که این شبها ، فقط مالِ من نیست ، مالِ یک نوزاد است که هنوز زبانش به کلمه نرسیده و تنها زبانش گریه است.فرزندم تازه به دنیا آمده است. یک هفته است که شب ها برق میرود و در این گرمای سوزانِ دهلران، که نفس از سینه بیرون نمی آید چاره ای جز این ندارم که کودکم را در آغوش بگیرم و به داخل ماشین پناه ببرم. کولرِ ماشین، تنها هوای خنکی است که این روزها نصیبِ فرزندم میشود.اکنون یک ساعت و نیم است که داخلِ ماشین نشسته ام ، فقط تا فرزندم بتواند این وضعیت را تحمل کند. گریه امانش نمی دهد. او هنوز نمیداند چشم به دنیایی دوخته است که با این همه سرمایه و نعمتِ خدادادی، شبهایش به خاموشی میگذرد. دنیایی که برقش، در گرمای کشنده، قطع میشود.چند روز پیش هم فرزندم زردی گرفت و چند روزی را در بیمارستان گذراند. همان روزها بود که فهمیدم تنِ کوچکش چقدر شکننده است و حالا این گرما و این بی برقی، بارِ دیگری بر همان تنِ کوچک میگذارد.این را مینویسم تا روزی، وقتی فرزندم بزرگ شد و این سطرها را خواند، بداند که دنیایی که به آن پا گذاشته، در گرمای تابستان، دنیای بی برقی است.الان که دارید این پیام را می خوانید برق آمده است اما دلم برای فردا شب قرص نیست و دلم شور میزند فرزندم ، دلم برایت میسوزد.😔ارسالی از روستای پتک اعراب دهلران✅پایگاه تحلیلی خبری صدای ایلام🔗 @khabariilam🔗 @khabariilam🔗 Instagram.com/sedayilam🌐 sedayilam.ir
