سوگسرود شاعران؛ حضور در آینهی پریشان تاریخ محمود کویر - شاعران ایرانی از نخستین سدههای پس…
انتشار: 2026/08/19 11:07 UTCدریافت: 2026/08/19 17:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 17:25 UTC
سوگسرود شاعران؛ حضور در آینهی پریشان تاریخ محمود کویر - شاعران ایرانی از نخستین سدههای پس از فروپاشی ساسانیان، ویرانی ایران و از دست رفتن شکوه گذشته را در شعر خود به سوگ نشستهاند و این سوگسرودها را به بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان تبدیل کردهاند؛ از روایت کهن «هورمزگان رمید» تا سرودههای شاعران فارسیزبان، این آثار بازتابی از درد، خشم، حسرت و تلاش برای زنده نگه داشتن یاد ایران باستان است. - فردوسی در شاهنامه، روایت سقوط ایران را به یکی از ماندگارترین سوگسرودهای تاریخ ادبیات فارسی تبدیل میکند؛ از خاموش شدن آتشکدهها و تیره شدن نوروز و جشن سده تا پراکنده شدن گنج و فروپاشی شکوه پادشاهی، اشعار او تصویری تراژیک از دگرگونی سرنوشت ایران و بیم از چیره شدن نادانی و ستم بر این سرزمین ارائه میدهد. - ویرانههای تیسفون و ایوان مدائن قرنها بعد نیز شاعران ایرانی را به گریستن بر شکوه ازدسترفته ایران واداشت؛ خیام، ابونواس، حافظ و بهویژه خاقانی هر یک با زبان و جهانبینی خود به بازماندههای آن تمدن نگریستند و از کاخهایی گفتند که زمانی نشانه قدرت و آبادانی بودند و اکنون تنها دیوارها و سنگهای خاموششان از گذر زمان و دگرگونی روزگار حکایت میکرد. - این سوگسرود تاریخی در دورههای متأخر نیز ادامه یافت و شاعرانی چون میرزاده عشقی، ویرانههای مدائن و شکوه ساسانیان را دستمایه بازخوانی سرنوشت ایران قرار دادند؛ در این روایتها، ویرانی گذشته تنها خاطرهای از یک شکست تاریخی نیست، بلکه هشداری درباره پیامدهای ضعف، جهل و خودکامگی و دعوتی به بازسازی ایران بر پایه آگاهی، آزادی و آبادانی است. -روایت شاعران از ویرانی ایران در نهایت به مجموعهای از صداهای گوناگون تبدیل شده است که هر یک بخشی از حافظه تاریخی این سرزمین را حفظ کردهاند؛ از بحتری و سوگ او بر کاخ مداین تا فردوسی، خاقانی و شاعران روزگار جدید، تصویر مشترک آنان از ویرانهها تنها حسرت گذشته نیست، بلکه آرزوی رهایی از بیداد و نادانی و رسیدن دوباره به آزادی و آبادی ایران است. kayhan.london/1405/0/28/406990/%F0%9F%A5%…

