✍ امثال و حکم 🐪 حکایت «شترِ بیصاحب و قاضیِ بددهن»میگویند در یکی از کاروانسراهای بین راه مکه و مد…
انتشار: 2026/08/22 19:47 UTCدریافت: 2026/08/22 23:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 23:20 UTC
✍ امثال و حکم 🐪 حکایت «شترِ بیصاحب و قاضیِ بددهن»میگویند در یکی از کاروانسراهای بین راه مکه و مدینه، مردی تاجر شترش را گم کرد. به قاضی محل شکایت برد که: «شترم را دزدیدهاند.» قاضی که مردی تندخو و بددهان بود، بیآنکه تحقیق کند، فریاد زد: «ای احمق! مگر نه این است که خودت دیشب شتر را به عرب فروختی و پولش را خوردی؟ حالا آمدهای دم دروغ؟»تاجر که از این بیعدالتی بهت زده بود، چیزی نگفت و رفت. اما چند روز بعد، همان شتر با زنگوله و بارهایش سرگردان به کاروانسرا برگشت. تاجر شتر را یافت و نزد همان قاضی برد و گفت: «شترم پیدا شد، معلوم شد کسی ندزدیده، خودش راه گم کرده بود.»قاضی بدون ذرهای خجالت، لبخندی زد و گفت: «میبینی؟ راست میگفتم! گفتم که خودت فروختی و پولش را خوردی. حالا که پول را خرج کردی، دوباره شتر را پیدا کردهای تا پیش من دروغ بافی کنی!» و تاجر را از حضورش راند!💡 نکتهی این حکایت:این ماجرا در کتاب خاطرات برتون آمده و او از آن به عنوان نمونهای از «مُشکلِ حُکمِ پیشداوری» یاد کرده. راوی میگوید که در آن دیار، گاهی قاضی چنان به رأی خود معتقد میشد که حتی با دیدن مدرک خلاف، باز هم حرفش را عوض نمیکرد و توجیهی برای اشتباه خود میتراشید!❤️ همراه ما در «کاریز آنلاین» باشید:🔹 تلگرام: t.me/karizonline🔹 روبیکا: rubika.ir/karizonlinee🔹 اینستاگرام: instagram.com/karizonline

