چارپارهپا به پای جنون خود رفتمبه تماشا، کجا؟ نمیدانمبا همان لب که از تو میگویمشعر خود را نگفته می…
انتشار: 2026/08/08 00:17 UTCدریافت: 2026/08/15 02:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:03 UTC
چارپارهپا به پای جنون خود رفتمبه تماشا، کجا؟ نمیدانمبا همان لب که از تو میگویمشعر خود را نگفته میخوانممن جنون ترا ورق زدهامبا نگاه تو همسفر شدهامدر مسیری که عشق میداندچه غریبانه در به در شدهامچه شبی بود آنشب بیداربود نقش جهان تماشاییصبح وقتی که چشم وا کردمدیدم از دور دست میآییاز بد و خوب حرفها زدهامخوب و بد را به هر کران دیدمنقش تصویر روشنایی رادر تماشای خود روان دیدمچه غریبانه از تو حرف زدمچه غریبانه گفتگو کردمدل و دست شکستهی خود را زود با عشق رو به رو کردمسمت آیینهی تو تابیدمرو به زیباییت غزل خواندمخواستم از غم تو بنویسماز تو و چشمهات جا ماندمآمدی در ادامهی لبخندآمدی در ادامهی خورشیددیدم آرام مثل زیباییعشق از چشمهات میتابیداولین حرف زندگی عشق استآخرین حرف زندگی پروازمیتوانی مرا به یاد بیاردر دل روزگار بی آغازبا همان جلوهی خیال انگیزبا همان جذبهی تماشاییمعنی تازهای به ماه بدهمعنی تازهای به زیباییشعبان کرمدختفروردین ۱۴٠۵بابلسرکانال شعر من@karamdokht



