یکگفتند که پشت مرزها کفتار استخونخوار نشسته در کمین، بسیار استاز ترس بمیرند که در معرکههاخاکِ وطنِ کهن، پر از سردار استدودر راه وطن بهدوش، برنو دارمسربازم و همردیف با سردارمتبریز مهآلود، بهعشقت من همدر آتش و خون، پر از غم ستارم#یاسر_فرازیمقدم
✔️ کِی.......!؟از بوفه به بانک، جَست زد وسوسهمانخطهای نوارِ قلب، شد هندسهمانانگار دهانمان به شیر است هنوز؛کِی، آب گذشت، از سرِ مدرسهمان...؟□ امیرحسین دیبایی@amir1972diba
«با پیرِ خرد نهفته میگفتم دوشکز من سخن از سرِّ جهان هیچ مپوش نرمک نرمک مرا همی گفت به گوشکاین دیدنی است، گفتنی نیست، خموشاز دستخط خداوندگار نقل کرده شد»...یعنی نقل از دستنوشته مولانا. که تو روی یار ما را دیدهای! پس تو جان را جان و ما را دیدهای...از نسخه دیوان شمس، اواخر قرن هفتم.
رباعیتقویم ورق خورد، چه پاییزی بود! پاییزی از خیال لبریزی بودما رفتیم و گذشته را میدیدیملبخند دو استکان سرِ میزی بودشعبان کرمدختمرداد ۱۴٠۵بابلسرکانال شعر من@karamdokht
🔻🔻🔻🔻🔻#ترانه#رباعی#رباعی_پیشینیانگزیده ترانه مجذوب تبریزیسده یازدهم یکبر خاک نظر کرد که زر میسازمبر آب گره زد که گهر میسازمچون دید که در جهان نمیگنجد حسندل برد که عالم دگر میسازمدوزن خنده به فکر ارشمیدیس و مترسسر کن خبث ارسطاطالیس و مترسیک باره تو هم نکته ما لا یعنیبر حاشیهی حاشیه بنویس و مترسسهدنیا مطلب که عور میباید رفتنزدیک مشو که دور میباید رفتحمالی اسباب جهان هرزه مکنکز کوچهی تنگ گور میباید رفتچهارآن خواجه که دی شیشه می داشت به دستامروز چو شیشه تا که افتاد شکستگِرد آمده بود گَردی از هم پاشیدبرخاسته بود گِردبادی و نشست#مجذوب_تبریزی🔻🔻🔻🔻🔻T.me/sanjarisina