فردى نمیتوانست با همسر خود کنار بیاید و هر روز با همسرش جرّوبحث داشت. نزد دارو ساز قدیمی رفت و از…
انتشار: 2026/08/14 09:21 UTCدریافت: 2026/08/18 02:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 02:11 UTC
فردى نمیتوانست با همسر خود کنار بیاید و هر روز با همسرش جرّوبحث داشت. نزد دارو ساز قدیمی رفت و از او خواست زهر بدهد تا بتواند با آن همسر خود را بکشد دارو ساز گفت اگر زهر قوی به تو بدهم که همسرت فوراً کشته شود همه به تو شک میکنند پس زهر ضعیفی میدهم که هر روز در خوراک او بریزی و کم کم او را از پای درآورىو توصیه کرد برای اینکه بعد از مرگش کسی به تو شک نکند در مدتی که به او زهر میدهی تا میتوانی به همسرت مهربانی ،محبت ، رویه درست ، و اخلاق خوب کن! این فرد، معجون را گرفت و به توصیههای داروساز عمل کرد.هفتهها گذشت مهربانی ،محبت ،اخلاق و رویه درست او کار خود را کرد و اخلاق همسر را تغییر داد تا آنجا که او نزد داروساز رفت و گفت من او را به قدر مادرم دوست دارم عاشقش شدم ،بهترین همسر است که خداوند برم اعطا کرده و دیگر دلم نمیخواهد او بمیرد دارویی بده تا زهر را از بدن او خارج کند! داروساز لبخندی زد و گفت آنچه به تو دادم زهر نبود زهر در ذهن خودت بود و حالا با مهر و محبّت،اخلاق خوب ،رویه درست به همسرت آن زهر از ذهنت بیرون رفته است. پس مهربانی ،محبت ،اخلاق خوب ،رویه درست قویترین دارو است که به صورت تضمینی، نفرت، کینه و خشم را نابود میکند! پس همسرت فرشته زمینی زنده گی تو است به آن زنده گی بساز