
"كفشهای آهنی" استعاره از پايداری و صبر
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 54 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/20
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 55 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-18 تا 2026-08-24
نفت در برابر بنزین...گویا جمهوریاسلامی به جای نفت در برابر غذا، نفت در برابر بنزین را انتخاب کرده. تنها مشکلشان با محاصره این است که نمیتوانند بنزین وارد کنند و آن را به یک سیام قیمت جهانی در ایران بفروشند در حالی برخی اقلام غذایی در ایران دو برابر قیمت جهانی به فروش میرسد.ظهوریان نماینده پفیوز مجلس گفته مشکل کمبود ۱۵میلیون لیتر بنزین حل شده و با افزایش تولید!! ، مقدار کسری به فقط ۲میلیون لیتر رسیده و دیگر نیازی به اجرای طرح بنزین نیست.این همزمان شده با افشای عبور کشتیها با رادار خاموش از تنگه هرمز توسط وزیر انرژی آمریکا که یعنی تنگه روی کاغذ و در رسانهها بسته است اما در عمل باز است و میشود اینطور حدس زد که مذاکرات اینطور پیش رفته که ایران بتواند در ازای صادرات نفت، بنزین وارد کند و نفتکشها هم چراغخاموش از تنگه عبور کنند.البته پوزیده از اول هم دنبال اجرای طرح بنزین نبود. نه فقط اینکه شهامت و فهم و توان اجرایش را نداشته باشد بلکه اصلا جریانی که او را پشتیبانی میکند به شدت با این طرح مخالف است و دیدیم که در دوره انتخابات چطور به طرح وان جلیلی که کاملتر همین طرح بود حمله کردند. حالا چرا ژست اجرای آن را گرفتهاند طوری که انگار طرفدار آن هستند و پوزیده سخنرانی در حمایت از آن میکند؟ چون آن طرف روی مخالفت عرزشیهای احمق حساب باز کردهاند که عدم اجرای آن را بیاندازند گردن دیگران و بگویند ما میخواستیم اجرا کنیم اینها نگذاشتند.
جان کلام تمام مطالب اقتصادی که طی این ۱۵سال نوشتم در یک جمله:تا وقتی نرخ ارز و انرژی و بهره، آزاد و شناور نشود قیمتها بصورت تصاعدی بالا میرود تا فروپاشی کامل ایران و بدون هیچ راهحل جایگزینی؛ حتی اگر تمام تحریمها لغو و روابط ایران و آمریکا به دوران پهلوی بازگردد.
بنظرم ادعای وزیر انرژی آمریکا که مدعی باز بودن تنگه هرمز است اشتباه نیست. طبق گزارش بالا، امار مربوط به کاهش تردد از هرمز مربوط به کشتیهایی است که با رادار روشن عبور میکنند و بقیه کشتیها چراغ خاموش و با کنترل آمریکا رد میشوند و بعد از تفاهمنامه و فروکش…من هم صد در صد با خاتمی موافقم که متن تفاهمنامهای که به امضای روسای جمهوری دو طرف رسید برای ایران بسیار عالی بود، طوری که بارها در مطالبم آن را "رویایی" نامیدم اما نکته دقیقا همینجاست که این تفاهمنامه رویایی صرفا یک فریب بود برای اینکه تب و تاب جنگ رو را بخواباند و با کاهش ریسک ذاتی بعد از ترور رهبر ارشد، تنگه هرمز را از دست ایران بیرون بکشد و دیدیم که توانست.حالا خود آمریکا بارها بطور رسمی آن تفاهمنامه را تمام شده دانست و در عمل هم لغو تحریم نفت را برنداشت و از ابزار زور و تهدید استفاده کرد و...حالا که کارت تنگه هرمز عملا تضعیف شده و کارایی ندارد و محاصره دریایی برگشته و دیگر آمریکا حتی به زبان هم تفاهمنامه را منقضی کرده، اصلاحطلبان و عرزشیها همچنان مشغول بحث هستند که آیا این تفاهمنامه خوب بود یا بد بود؟! عرزشیها میگویند بد است چون در آن حق قصاص ترامپ از ایران گرفته شده! و اصلاح طلبان میگویند خوب است چون بستر توسعه ایران در سال آینده را فراهم میکند!ببینید ما با چه موجوداتی طرف هستیم و چطور جمهوریاسلامی همه پتانسیل و توان ایران را به فرسایش میبرند.
به نظرم اهرم تنگه هرمز را باید از دست رفته دانست و ایران بعد از فریب تفاهمنامه اسلامآباد و اعلام رسمی بازگشایی تنگه، دیگر توان بازگرداندن آن به شرایط طلایی ۴۰روزه را ندارد و بستن دوباره آن اینبار با یک اجماع خرد کننده بینالمللی مواجه خواهد شد اما از سوی…بنظرم ادعای وزیر انرژی آمریکا که مدعی باز بودن تنگه هرمز است اشتباه نیست.طبق گزارش بالا، امار مربوط به کاهش تردد از هرمز مربوط به کشتیهایی است که با رادار روشن عبور میکنند و بقیه کشتیها چراغ خاموش و با کنترل آمریکا رد میشوند و بعد از تفاهمنامه و فروکش التهاب اولیه، ترسشان هم از حملات پهپادی ریخت.همانطور که قبل از تنشهای اخیر و تلاش برلی بستن مجدد تنگه نوشتم (اینجا) اهرم تنگه هرمز بعد از تفاهمنامه از دست ایران خارج شد و دیگر آن کارایی را برای مجبور کردن آمریکا به پایان جنگ و لغو تحریمها ندارد و این امکان طلایی که با آن میشد حتی مشکلات ریشهای ایران و آمریکا را حل کرد دیگر وحود ندارد.ترامپ هوشمندانه با تهدید به زدن زیرساختها بازی را از میدان جنگ به میز دیپلماسی کشاند و طرف منازعه را از نظامیان کارامد و فداکار ایران به بروکراتهای ناکارامد و فاسد ایران تغییر داد و اینطور الماس هرمز را از دست ایران قاپید.
خیلی وقت پیش، از یک منبع موثق شنیدم ایران در دهه هشتاد بسیار روی یک تمرین خاص موشکی متمرکز بوده و آن اینکه از سمنان یک کشتی آزمایشی متحرک را در اقیانوس هند هدف قرار میداده.احتمالا آن آزمایشها نتایجی داشته ولی در جنگ اخیر هنوز ازین قابلیت احتمالی استفاده نشده است.
طرف مشاور اقتصادی قالیباف است اما انقدر از درک بدیهیات عاجزه که همچین سوال احمقانهای میپرسه.صورت مساله:۱۱۰میلیون لیتر تولید داریم اما مصرف ۱۲۵میلیونه و واردات هم نداریم. حالا طرح سقاب چطور کسری ۱۵میلیون لیتری را حل میکند؟جواب:در بازار آزاد و شناور، قیمت آنقدر بالا پایین میرود تا در نقطهای بایستد که مقدار مصرف و تولید برابر شود. اما حتی در طرح سقاب که میخواهد بنزین را بین همه خودروها یا کارتهای ملی بصورت رایگان تقسیم کند، نیز مازاد مصرف از مازاد سهمیه دیگران در یک بازار با نرخ شناور خریداری میشود. در اینجا هم قیمت در این بازار آنقدر بالا پایین میشود تا دقیقا مقدار مصرف مازاد برسد به مقدار سهمیه مازاد. (اصل بدیهی و نمودار عرضه تقاضا)حالا بگذریم که بخش زیادی از آن کسری ۱۵میلیون لیتری بخاطر قاچاق است و وقتی قیمت متعادل شد با حذف قاچاق، شاید حتی آمار مصرف روزانه بیش از ۱۵میلیون لیتر کم شود و حتی امکان صادرات بنزین فراهم آید به همین دلیل، قیمت تعادلی با فاصله زیاد زیر قیمت فوب میایستد، اما اگر حتی قاچاق هم وجود نداشت باز هم هر مقدار مصرف با هر مقدار تولید، در قیمتی که نمیدونیم چند هست تراز میشد.
پاسخ درخشان جواد صالحی اصفهانی (اقتصاددان خارج از ایران) به مسعود نیلی در مورد بنزین و احمدینژاد. نیلی الان میگوید بخاطر خطر شرایط سخت امنیتی نباید قیمت حاملهای انرژی را آزاد کرد در حالی که او به عنوان مغز متفکر اقتصادی دولت اول روحانی در اوج سرمایه…کامنت منتخب از شایان:تا حالا تو دنیا بی سابقه بوده که حل مشکل ناترازی بنزین رو بوسیله حذف بودجه نهادهای عمومی انجام بدن.به خاطر این دستاورد علمی دکتر نیلی شایسته اخذ نوبل اقتصاد 2027 هست.
اگر دولت پزشکیان همین طرح سقاب اصفهانی را هم برای بنزین پیاده کند عالی است و یک فشار عظیم از روی دوش اقتصاد برداشته میشود. اما نه این آدمهای سستاراده کمخرد، ذرهای عقل و همت برای انجام همین کار دارند و نه آن هیولای فاسدی که پشتشان خوابیده و مثل عروسک…بفرمایید اینم که فک میکردیم یکم حالیشه کسخل از آب درومد. سقاب میگه تو ایران، بنزین لنگر اسمی تورمه!!بعضی وقتها فکر میکنم شاید حق با اینهاست و مشکل از منه که چیزی که میبینم با چیزی که اینها میگن ۱۸۰درجه متفاوته انگار اینها در دنیای دیگری هستن:در دنیای موازی که من توش زندگی میکنم بنزین از سال ۹۸ تا الان قیمتش ثابته اما سطح عمومی قیمتها در این دوره ۱۱برابر شده اما اقتصادداناش میگن: لنگر اسمی تورم، بنزینه!در دنیای موازی من، دولت و بانکمرکزی در یک سال بیشتر از ۵۰درصد پایهپولی رو افزایش میدن و این پول رو بین یک عده معدود تخس میکنن، طوری که وسط جنگ با دو قدرت برتر نظامی دنیا و تهدید به نابودی ایران، ناگهان قیمت ملک دو برابر میشه! در دنیای موازی من قیمت ارز با جنگ، کم میشه و با آتشبس بالا میره!در دنیای موازی من دولت ۱۹وزارتخانه و ۳میلیون کارمند و ۳هزار مدیر ارشد داره و همه منابع نفتی و معدنی و پولی و ارزی و اطلاعاتی در اختیارشه اما همه میگن دولت هیچکارست!خلاصه، دنیای موازی که من توشم واقعا دنیای کسشریه و برای هر کی تعریف میکنم فکر میکنه عقلمو از دست دادم.شبیه یه خواب مسخره بعد از یه شام سنگینه
قالیباف را چنان جو گرفته که بیشتر از ظریف، دیپلماسی دیپلماسی میکند و میگوید: تفاهمنامه، سند پیروزی در میدان دیپلماسی است!!والا تا آنجا که ما دیدیم سند پیروزی متعلق به میدان جنگ بود که عرصه را برای طرف غربی آنقدر تنگ کرد که دیگر حتی یک هفته هم نمیتوانست به جنگ ادامه دهد و هرطور بود بازی را کشاند به مذاکره اما حاصل دیپلماسی چه شد؟ بلافاصله محاصره برای ایران و شل شدن قفل تنگه برای آمریکا که الان روزی ۷میلیون بشکه از هرمز عبور میدهد و میگوید هیچ عجلهای هم برای پایان دادن به این بازی ندارد.قالیباف هنوز نفهمیده آن تفاهمنامه رویایی، یک فریب بود و هنوز نفهمیده چه کلاهی سر ایران رفت.
برادر سپاهی و ارتشی چشمت را باز کن!سرنوشت ۳خلبان ایرانی در قطر بعد از ۶ماه هنوز معلوم نیست و چند ماه بعد از اینکه دریادار سیاری گفت آنها زنده هستند و در قطر اسیر شدهاند تازه امروز وزیر خارجه قطر اعلام کرده که اطلاعی از سرنوشت زنده یا مرده آنها ندارد.فقط یک لحظه تصور کنید خلبان اسراییلی و آمریکایی در ایران مفقود میشد آنها برای پیدا کردنش زمین و زمان را به هم میدوختند اما برای کسی در جمهوریاسلامی مهم نیست چه بر سر خلبانهای ایرانی آمده و قطر تازه بعد ۶ماه اظهارنظر راست یا دروغ کرده.حالا چرا مهم نیست چون جمهوریاسلامی بعد از آتشبس ۱۵۰نفر را برای مذاکره به اسلامآباد برد تا در مورد دلارهای مسدود شده مذاکره کند و حتی زحمت پرسیدن یک سوال هم از سرنوشت خلبانانش در قطر از طرف آمریکایی به خود نداده و بعد آن هم چند بار همتی و قالیباف به قطر رفتهاند اما آنجا هم حتی یک سوال از سرنوشت ۳خلبان نپرسیدهاند و فقط در مورد چگونگی آزادسازی ۶میلیارد دلار بلوکه شده با قطریها بحث کردهاند. حالا این شش میلیارد دلار که اینقدر برایشان مهم است را میخواهند چکار کنند؟ هیچی! دو میلیارد دلار دیگر هم بگذارند رویش و از یک طرف ۸میلیارد دلار گازوییل و بنزین وارد و با قیمت ۳۰۰ و ۳۰۰۰ توزیع کنند و از دل همین بساط، باندهای فاسد وزارتنفتی به اندازه همان ۸میلیارد دلار بنزین و گازوییل را قاچاق کنند و چرخه پولشوییشان را تکمیل سازند.خدا شاهد است یک موی زیر بغل یکی از آن خلبانها از تمام آن ۱۵۰نفری که برای مذاکره به اسلامآباد رفتند ارزش بیشتری برای ایران دارد اما برای جمهوریاسلامی هیچ ارزشی ندارند.برادر سپاهی و ارتشی! چشمت را باز کن. دیگر آن خامنهای در کار نیست که از اول انقلاب تا الان سنگتان را به سینه بزند و هوایتان را داشته باشد و نگذارد امثال روحانی برایتان پرونده اعدام و قطع حقوق و پاکسازی باز کنند.حالا دیگر شما ماندهاید و مشتی سیاستمدار و بوروکرات فاسد که نمیخواهند سر به تنتان باشد و همینها هر روز دور از چشم شما و مردم با آمریکا به خلوت میروند و اگر حواستان نباشد در سکوت رسانههای داخلی و خارجی وابسته به خودشان، خیلی آرام و بیصدا یکی یکیتان را حذف میکنند تا ایران در چنگ گرگان و لاشخوران بیپناه بماند.امروز یک کاری بکنید تا میتوانید، شاید فردا بخواهید اما نتوانید. t.me/kafshhaye_aahani/7518
از اپیدمیهای این روزها، یکی این است که همه کارشناس امنیت ملی و دلسوز آن شدهاند و با یک ژست اندیشمندانه، هشدار میدهند که مبادا به بنزین دست بزنید که اگر بزنید طبق برآوردها و محاسبات پیچیده ما، امنیت ملی به خطر میافتد! خفه شید بابا! آخه شما اسکولهای بع…این اوسکولها دقیقا همان جماعتی هستند که ابتدای دهه ۹۰ جلوی فاز دوم هدفمندی یارانهها را با این توجیه گرفتند که زیادی پوپولیستی است و دست دولت را در انتخابات قوی میکند حالا در مخالفت با همان طرح میگویند اجرا نکنید چون زیادی باعث مخالفت میشود و خطر امنیت ملی دارد.یعنی میشود یک روزی سیفون را روی همه این زالوهای اصولگرا و اصلاحطلب بکشند و یک ملت را از شرشان خلاص کنند؟
از اپیدمیهای این روزها، یکی این است که همه کارشناس امنیت ملی و دلسوز آن شدهاند و با یک ژست اندیشمندانه، هشدار میدهند که مبادا به بنزین دست بزنید که اگر بزنید طبق برآوردها و محاسبات پیچیده ما، امنیت ملی به خطر میافتد!خفه شید بابا! آخه شما اسکولهای بع دردنخور و آدمهای بیعار و درد چه میفهمید امنیت یعنی چه، وقتی عده زیادی در مملکت برای خرید نان، ابتدا موجودی کارتشان را چک میکنند آن هم در حالی که دولت ۸۰۰همت برای کمک به صادرکنندگان و واردکنندگان کلان و ۳۰۰همت برای رهاندن مفسدان بانکآینده از خطر مصادره اموال، دست به خلق پایهپولی میزند (به اندازه بیش از ۵۰درصد کل پایه پولی فعلی) و همه شما خفهخون مرگ گرفتهاید و حالا ناگهان با نگاه تیزبین امنیتیتان کشف کردهاید که مبادا دولت بنزین را با قیمت واقعی به کسی که خودرو را به ۳برابر ارزش واقعی خریده بفروشد و کمرش را زیر فشار ماهی یکی دو میلیون هزینه بیشتر خرد کند و امنیت ملی را به خطر بیاندازد!آنوقت سالی ۸میلیارد دلار واردات و همین مقدار قاچاق بنزین و گازوییل امنیت ملی را به خطر نمیاندازد!
قبلاً درباره شارلاتان بودن مجید شاکری، مشاور اقتصادی قالیباف، گفته بودم؛ اینکه چگونه حرفهای ساده و پر از خطاهای فاحش را لابهلای واژههای تخصصی و گنگ میپیچاند و به خورد مخاطب ساده و سیاستمدار کماطلاع میدهد.«وام نفتی» مورد اشاره در توییت شاکری مربوط به ذخیره راهبردی نفت و در حیطه وزارت انرژی آمریکا است، نه خزانهداری. سررسید و بازپسدهی نفت هم بهخودیخود رابطه قطعی با فشار بر تقاضا در بازار فیزیکی نفت یا بازار اوراق خزانه ندارد. تبدیل چنین رابطه احتمالی به یک زنجیره قطعی، مهملبافی است؛ قاطی کردن تعهدات نفتی ذخیره راهبردی با بدهی خزانهداری، نشانه بیاطلاعی عمیق از سازوکارهای نفتی و مالی دولت آمریکاست.شاکری در ادامه مزخرفبافیاش، با بزرگنمایی اثر افزایش احتمالی نرخ بهره ژاپن و آلمان بر بازار مالی آمریکا، آنهم با این ادبیات ثقیل و عمداً نامفهوم، بیش از آنکه ابهامات را برای مخاطب روشن کند، بر ابهامات او میافزاید در حالی که یک تحلیل باید ابهامزدایی کند نه ابهامآفرینی.قبلاً درباره شارلاتان بودن مجید شاکری، مشاور اقتصادی قالیباف، گفته بودم؛ اینکه چگونه حرفهای ساده و پر از خطاهای فاحش را لابهلای واژههای تخصصی و گنگ میپیچاند و به خورد مخاطب ساده و سیاستمدار کماطلاع میدهد.«وام نفتی» مورد اشاره در توییت شاکری مربوط به ذخیره راهبردی نفت و در حیطه وزارت انرژی آمریکا است، نه خزانهداری. سررسید و بازپسدهی نفت هم بهخودیخود رابطه قطعی با فشار بر تقاضا در بازار فیزیکی نفت یا بازار اوراق خزانه ندارد. تبدیل چنین رابطه احتمالی به یک زنجیره قطعی، مهملبافی است؛ قاطی کردن تعهدات نفتی ذخیره راهبردی با بدهی خزانهداری، نشانه بیاطلاعی عمیق از سازوکارهای نفتی و مالی دولت آمریکاست.شاکری در ادامه مزخرفبافیاش، با بزرگنمایی اثر افزایش احتمالی نرخ بهره ژاپن و آلمان بر بازار مالی آمریکا، آنهم با این ادبیات ثقیل و عمداً نامفهوم، بیش از آنکه ابهامات را برای مخاطب روشن کند، بر ابهامات او میافزاید در حالی که یک تحلیل باید ابهامزدایی کند نه ابهامآفرینی.
درست است که جنگ یک امر منفی و تهدید است اما وضعیت جنگی میتواند یک فرصت طلایی باشد برای حل مسائلی که یک نظام سیاسی منفعل در وضعیت عادی امکان نزدیک شدن به آنها را ندارد. مساله جراحی اسراییل داخلی با مساله اصلاحات اقتصادی کاملا مکمل و منطبق با هم هستند. اگر…جنگ میتوانست نعمت و فرصت باشد اگر دولت توانمندی داشتیم. شرایط جنگی نه تنها مانع از اصلاحات اساسی نیست بلکه اتفاقا فرصت طلایی ایجاد میکند برای آزادسازی قیمتی بخصوص وقتی این آزادسازی بلافاصله تاثیر مثبت روی زندگی مردم میگذارد.حالا چرا شرایط جنگی مناسب این کار است؟چون اعتراضات در مورد بنزین پایه مردمی ندارد و کاملا در جریانات مافیای ریشه دارد که در شرایط جنگی میتوان آنها را با مشت آهنین سر جایشان نشاند.حالا چرا اعتراضات بنزینی پایه مردمی ندارد؟ چون اگر اعتراصات بخاطر افزایش قیمت، پایه مردمی داشت آنگاه افزایش قیمت برنج و ماست و اجارهخانه بسیار بیشتر از بنزین روی معیشت مردم فشار میآورد ولی مردم آن را تحمل میکنند پس اگر قیمت بنزین و گازوییل آزاد شود و منابع ارزی به جای بنزین صرف واردات مواد غذایی شوند، آنگاه فشار معیشتی کاهش مییابد پس با خیال راحت و وجدان آسوده میتوان با سرب داغ سراغ مخالفان جدی آزادسازی رفت و اولین گلوله را هم به سر همین مسعود نیلی شلیک کرد.من قبلا در مطلبی نوشتم که اتفاقا جنگ یک فرصت طلایی برای نابودی هیولای هفتسر فساد در داخل فراهم میکند. لینک زیر:t.me/kafshhaye_aahani/6960
پاسخ درخشان جواد صالحی اصفهانی (اقتصاددان خارج از ایران) به مسعود نیلی در مورد بنزین و احمدینژاد.نیلی الان میگوید بخاطر خطر شرایط سخت امنیتی نباید قیمت حاملهای انرژی را آزاد کرد در حالی که او به عنوان مغز متفکر اقتصادی دولت اول روحانی در اوج سرمایه اجتماعی و فضای برجامی، طرح هدفمندی یارانهها را متوقف ساخت.اما نکته کلیدی اینجاست که مسعود نیلی در مورد خطر شورش اجتماعی بعد از اصلاحات انرژی هشدار نمیدهد بلکه علنا تهدید به ایجاد خطر امنیتی و حتی تهییج و زمینهسازی برای آن میکند.قبلا بیژن زنگنه نیز دقیقا با همین ادبیات ظاهرا دلسوزانه، اعلام شورش اجتماعی در برابر اصلاح قیمت بنزین کرد تا زمینه را برای انجام آن از بین ببرد که کمی بعد در آبان ۹۸ تعمدا طوری عمل کردند که کشتهسازی شود و دیگر کسی جرات نکند به این سمت برود و بعدها بارها حتی شخص رهبری را تهدید آشکار کردند که اگر نظام به این سمت برود کشور را بهم خواهند و صدها نفر را خواهند کشت.این شکاف قیمتی در حاملهای انرژی امکان سوءاستفاده میلیاردها دلار در سال را توسط شبکههای نفتی در سایه وزارت نفت به وجود میآورد که فقط با آزادسازی انرژی از بین میرود.
گزارش کارشناسی سازمان برنامه و بودجه دولت وفاق در کانال روزنامه دنیای اقتصاد که سراسر پر است از گزارههای غلط طرفداران قیمتگذاری دستوری: نوشته: بنزین در ایران یک کالای "بیکشش" است (یعنی مقدار مصرف آن با تغییر قیمت تغییر نمیکند) در حالیکه آزادسازی قیمت بنزین…چند نکته در مورد آزادسازی قیمت بنزین و گازوییل:۱- برخلاف تصور عمومی، بنزین ارزان و گازوییل رایگان، کمک به معیشت مردم نیست بلکه یک بار سنگین روی دوش مردم است که به محض برداشته شدنش بخشی از فشار معیشتی کاهش پیدا میکند. (قبلا زیاد توضیح دادم)۲- گران کردن بنزین، ارز یا هر کالای دیگری به معنای آزادسازی نیست. آزادسازی یعنی قیمت بصورت شناور در بازار بصورت لحظهای کشف بشود.۳- آزادسازی بنزین یا هر کالای دیگر، هیچ پیشنیاز یا همنیازی ندارد. اینکه بنزین و گازوییل باید زمانی آزاد بشوند که مثلا واردات خودرو آزاد بشود یا کیفیت فنی محصولات افزایش پیدا کند و... گزارههای غلطی هستند.۴- آزادسازی قیمتی ضرورتا نیازی به خصوصیسازی و تغییر مالکیت ندارد. بنابراین برای آزادسازی قیمت حاملهای انرژی لازم نیست منتظر تغییر مالکیت نفت از دولتی به خصوصی باشیم زیرا دولت هم میتواند به عنوان یک بازیگر طرف عرضه یا تقاضا در بازار آزاد حاضر باشد.اینها پاسخ به بهانههاییست که جریان لیبرال فیک (چپهای سابق) با پرچم لیبرالیسم میتراشند تا مانع از آزادسازیهای قیمتی شوند و میبینیم حتی ذهن این جوانهای خوشفکر مستقل را هم آلوده کردهاند.
داشتم فایل صوتی مهدی محمدی، مشاور قالیباف در امور راهبردی را گوش میکردم که ناگهان وسط مباحث ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک رسید به بحث بنزین و اینکه نباید در این شرایط حساس به قیمت آن دست زد چون باعث شورش و اغتشاش میشود و پازل دشمن را تکمیل میکند! سوال من از…اگر دولت پزشکیان همین طرح سقاب اصفهانی را هم برای بنزین پیاده کند عالی است و یک فشار عظیم از روی دوش اقتصاد برداشته میشود. اما نه این آدمهای سستاراده کمخرد، ذرهای عقل و همت برای انجام همین کار دارند و نه آن هیولای فاسدی که پشتشان خوابیده و مثل عروسک میگرداندشان اجازه چنین کاری به آنها میدهد.اگر دولت پزشکیان و مجلس قالیباف این طرح را پیاده کردند من طرفدار سرسختشان می شوم و هر شب برایشان دعا و از همه نسبتهایی که به آنها دادم توبه میکنم اما افسوس که شاید خر بتواند جراح قلب یا خلبان شود اما قطعا پزشکیان و قالیباف نمیتوانند چنین طرحی را اجرا کنند.با این روند فعلی بنزین و گازوییل، چند سال دیگر آمریکا نیازی به محاصره ایران ندارد، زیرا تمام نفت را یا باید در داخل تبدیل به بنزین و گازوییل کنیم و بسوزانیم یا درامدهای نفتی را به واردات آنها اختصاص دهیم. این مشکل، شوخیبردار نیست و به جاهای خیلی خیلی باریکی میرسد.
چرا پادشاهی بهترین نظام سیاسی برای مهار قدرت و ممانعت از دیکتاتوری فردی یا دیکتاتوری اکثریت است؟ چرا مادامالعمر بودن و موروثی بودن پادشاهی یک نقطه قوت است؟ مطالبی که طی این سالها در مورد پادشاهی و دموکراسی نوشتم را به هوش مصنوعی دادم و این فایل صوتی درخشان…دوستان! اگر فایل صوتی رو تا آخر گوش کنید (این همه پادکستها و ویدئوهای پرت و پلا رو تحمل کردید حالا این هم روش)؛ همه ایراداتی که به ذهنتون میرسه رو خود هوش مصنوعی طرح کرده و پاسخ رو از یادداشتها بیرون کشیده.
هفتم آبان، روز کوروش بود. کوروش، بارزترین مصداق قدرت مطلق و مشهورترین ضامن آزادی مطلق است. اولین دشمن آزادی، قدرت و اولین دوست آن، ثروت است. بنابراین میبایست قدرت را با تمرکز، خنثی کرد و ثروت را با انتشار، افزون. و نهاد پادشاهی اگر درست تبیین و تعریف…چرا پادشاهی بهترین نظام سیاسی برای مهار قدرت و ممانعت از دیکتاتوری فردی یا دیکتاتوری اکثریت است؟چرا مادامالعمر بودن و موروثی بودن پادشاهی یک نقطه قوت است؟مطالبی که طی این سالها در مورد پادشاهی و دموکراسی نوشتم را به هوش مصنوعی دادم و این فایل صوتی درخشان را تحویل داد. هرکسی که میخواهد با استدلالهای قانعکننده در برابر انتقادات طرفداران دموکراسی از پادشاهی آشنا شود لازم است بدون پیشقضاوت تا انتهای فایل صوتی را گوش کند.
دستگاه دیپلماسی جمهوریاسلامی از رمان روحانی هر وقت وارد مذاکرات میشود عین گداهای شب جمعه و آدمهای گرسنه اولین خواستهاش پول و تحریم است و جالب اینکه با هر بار مذاکره یکسری تحریم جدید به ارمغان میآورد.حالا هم در مذاکرات حیاتی اسلامآباد بعد از جنگی که در آن رهبر نظام و دبیر شعام و فرماندهان اصلی را ترور کردهاند و خطر اشغال و تجزیه و نابودی زیرساختها مطرح بوده است، اولین دغدغه طرف ایرانی، آزاد کردن دلارهای مسدود شده بوده و آخر هم بر سر همین موضوع مذاکره به بنبست خورده است.خدایدر همان شب مذاکره اول در اسلامآباد نوشتم "مذاکره به سبک گداهای شب جمعه" حاصلی جز از دست رفتن دستاوردهای میدان ندارد.وقتی آدم حقیری مثل عبدالناصر همتی را به مذاکرات میبرند آن وقت طبیعی است که آمریکاییها در موردشان اینطور قضاوت کنند و اتفاقا روی همان نقطه دست بگذارند.قبلا ترامپ هم حرفهای مشابهی زده بود.پینوشت:روسها در مذاکرات اوکراین با آمریکا هرگز حرفی از رفع تحریمها نمیزنند چه برسد به اینکه پولهای بلوکه شده را محور اصلی مذاکرات قرار بدهند.
اما نکته قابل تامل در مورد احمدی وحیدی اینکه هنوز حکمش به عنوان فرمانده سپاه ابلاغ نشده بنابراین نمیتواند در عزل و نصبهای داخل سازمانی یا بسیاری موارد دیگر بطور مستقل ورود کند. حالا چرا حکم احمد وحیدی صادر نمیشود خدا داند... در اردیبهشت ماه، سرپرست وزارت…خب گویا قلم من سبک بود و چند روز بعد از اینکه پرسیدم چرا حکم فرماندهی وحیدی صادر نمیشود، این حکم در کنار برخی احکام دیگر صادر شد.😆 اما چیزی که در نگاه اول از وحیدی دریافت میکنم شخصیت قوی و هوش بالاست. این ترکیب خاص را در هیچکدام از فرماندهان سابق سپاه حتی در قاسم سلیمانی ندیده بودم.
از اینکه آقای داوری از برخی مطالب من بدون ذکر منبع استفاده میکنند اصلا ناراحت نمیشوم اتفاقا مایه خوشحالی است چون دایره مخاطبان ایشان بسیار وسیعتر است و نشر بیشتر نظراتم اهمیت بسیار بیشتری از انتشار نامم دارد که اتفاقا علاقهای به شناخته شدن نامم ندارم؛ منتها بد نبود حالا که گاهی استفاده میکنند حداقل اشارهای هم به کانالم و تبلیغی برای آن میکردند، بخصوص با این سابقه رسانهای ایشان که قاعدتا بیشتر باید چنین مواردی را رعایت کنند.از اینکه آقای داوری از برخی مطالب من بدون ذکر منبع استفاده میکنند اصلا ناراحت نمیشوم اتفاقا مایه خوشحالی است چون دایره مخاطبان ایشان بسیار وسیعتر است و نشر بیشتر نظراتم اهمیت بسیار بیشتری از انتشار نامم دارد که اتفاقا علاقهای به شناخته شدن نامم ندارم؛ منتها بد نبود حالا که گاهی استفاده میکنند حداقل اشارهای هم به کانالم و تبلیغی برای آن میکردند، بخصوص با این سابقه رسانهای ایشان که قاعدتا بیشتر باید چنین مواردی را رعایت کنند.
با این سفره غارتی که تحت عنوان گزیر بانک آینده درست کردند اگر فردا دلار شد ۱۵۰هزار تومان نیایید بگویید بخاطر اسنپبک و تحریم و فلان و بهمان بود. چشمتان را باز کنید و ببینید که دلار و تورم بخاطر این غارتها بالا میرود.با این نشانههایی که از وضعیت نقدینگی و پایه پولی میبینید دلار ۳۰۰هزار تومانی از رگ گردن به شما نزدیکتر است پس، فردا نیایید بگویید این بخاطر جنگ و محاصره بوده چون حتی اگر ترامپ بیاید در حرم رضوی توبه کند باز هم نمیتواند جلوی تاثیر نقدینگی بر تورم و ارز را بگیرد. (مگر اینکه آزادسازی واقعی نرخ ارز صورت بگیرد که خب همتی و پزشکیان اهلش نیستند و احتمال اینکه ترامپ بیاید در مشهد نماز بخواند از آن بیشتر است.)دیروز همتی با افتخار خبر از صفر شدن اضافهبرداشت بانکها داد که توضیح دادم این اتفاق نه بخاطر انضباط پولی که بخاطر افزایش شدید پایهپولی و در نتیجه چاق شدن بازار بینبانکی است اما این هنوز شروع ماجراست و مقدار نقدینگی در آینده تا ۷برابر این پایه پولی، افزایش خواهد یافت.در دولت رییسی، دولت برای جبران کسری، استقراض از بانکهای تجاری (خلق نقدینگی) میکرد که این عامل فشار به منابع موجود بانکها بود که نهایتا مازاد آن بصورت اضافه برداشت ظاهر میشد اما در دولت جدید، علاوه بر ۷۰۰همت وام احتکار و ۳۰۰همت گزیر بانکآینده، کسریهای جاری هم بطور مستقیم با استقراض از خود بانکمرکزی انجام میشود (افزایش پایه پولی) و این یعنی آثار آن هنوز آشکار نشده و افزایش نقدینگی با ضریب ۷ و به تدریج در آینده اتفاق خواهد افتاد. لب کلام اینکه صفر شدن اضافه برداشت در کنار افزایش ۵۶درصدی پایه پولی یک سیگنال مهم از انفجار نقدینگی در آینده است و آثار تورمی سیاستهای دولت پزشکیان و بانکمرکزی همتی هنوز روی سگش را نشان نداده و فاجعه بزرگی پیش روست.اینها را از این جهت میگویم که بعدا وقتی نوشتم دلار ۳۰۰هزار تومانی ربطی به جنگ ندارد کسی نیاید بد و بیراه بنویسد و حرفهای شرق و اینترنشنال و بوقچیهای توییتری را تکرار کند؛ همانطور که وقتی خبر از دلار ۱۵۰هزار تومانی بعد از پروژه گزیر بانک آینده دادم هیچ نشانی از جنگ نبود. یا وقتی خبر از دلار ۲۰۰هزار تومانی بخاطر سیاست ارزی همتی و مدنیزاده در پوشش دروغین حذف ارز ترجیحی (تمدید آن در نرخ بالاتر) دادم نه تنها احتمال جنگ بالا نبود بلکه هر روز خبر موفقیت مذاکرات پخش میشد.حالا هم خیلی واضح است که با این چشمانداز وحشتناک نقدینگی دلار ۳۰۰هزار تومانی خیلی نزدیک است.
رشد پایه پولی ایران، رکورد نیم قرن اخیر را شکست و به ۵۶درصد در خرداد ماه رسید! در حالی که بوقچیهای اصلاحطلب و اصولگرای جمهوریاسلامی سعی دارند این فاجعه را به کسری بودجه دولت و کالابرگ نسبت دهند و منت آن را بر سر کارمندان دولت و مردم عادی بگذارند، اما دلیل…عبدالناصر همتی خبر از صفر شدن اضافهبرداشت بانکها طی چهار پنج ماه اخیر داده و رسانههای پوششی این خبر را به عنوان یک دستاورد بزرگ مقابله با افزایش نقدینگی و تورم انعکاس دادهاند.حال آیا این اتفاق ظاهرا مثبت، یک دستاورد واقعی است که به خاطر افزایش انضباط پولی و سیاستهای درست بانکمرکزی اتفاق افتاده؟اگر خاطرتان باشد چند ماه پیش رکورد نیم قرن اخیر نقدینگی با افزایش ۵۶درصدی پایه پولی شکست و این یعنی از نظر فنی علت صفر شدن اضافهبرداشت بانکها نه انضباط مالی که برعکس، افزایش نجومی پایه پولی و چاق شدن بازار بین بانکی است.رکوردی که بخاطر خلق ۳۰۰همت پایه پولی برای پروژه گزیر بانک آینده (تسویه بدهی مفسدان بانک آینده از محل منابع عمومی) و سپس ۸۰۰همت وام سرمایه در گردش سال ۱۴۰۵ (وام احتکار کالا و ارز به الیگارشها) ثبت شد و این دو مورد به تنهایی باعث افزایش ۵۰درصدی پایه پولی طی یک سال شدند و نتیجه اینکه بانکها در بازار بینبانکی نه تنها با کسری مواجه نیستند که بخاطر منابع مازاد نیازی به استقراض از بانک مرکزی (اضافهبرداشت) ندارند.دقت کنید شما با چنین سطح عظیم و عمیقی از فریبکاری سیستماتیک مواجه هستید.
بنابراین دیگر منتظر شنیدن صدای جنگنده و انفجار بمب در تهران نباشید ازین پس باید با صدای همتی و انفجار تورم سر کنید. چیزی که انتظارتان را میکشد استرس و وحشت لحظهای بمباران نیست بلکه باید فرسایش روح و روانتان با نرخ دلار و تورم و اینترنت و دعواهای بیحاصل سیاسی را تحمل کنید تا اینبار دیگر بعد از شنیدن خبر حمله زمینی آمریکا و گروههای تجزیهطلب رگ غیرت وطنپرستیتان گل نکند و حرف از مقاومت و این حرفها نزنید.مجازات سختی برایتان تدارک دیدهاند. یک شکنجه خاموش طوری که احساس خفگی کنید اما هیچ کس صدایتان را نشنود عین بختک، عین دولت پوزیده...برخی از مخاطبان در مورد اینکه آمریکا میخواهد ایران را ببلعد میگویند برای مردم چه فرقی میکند که الان الیگارشی فاسد ببلعد یا بعدا آمریکا ببلعد؟خب اینکه اکنون الیگارشی فاسد میبلعد کاملا درست است و من اینجا در مطالب اقتصادی فراوان بصورت مصداقی و با تحلیل فنی توضیح دادهام که چطور سالانه میلیاردها و حتی دهها میلیارد دلار از ثروتهای کشور و صدها هزار میلیارد تومان از جیب مردم توسط الیگارشهای نفتی و بانکی بصورت سیستماتیک غارت میشود، منتها مساله اینجاست که تا وقتی این فساد در داخل و توسط سیستم داخلی انجام میشود مردم هنوز شانس دارند که با تغییر آن، اوضاع را تغییر دهند کما اینکه دیدیم در دولتهای نهم و دهم و با حمایت رهبر شهید تلاش شد ریل تغییر کند و طرحهای خوبی روی میز آمد که اگر در دولت بعدی متوقف نمیشد اقتصاد کشور از زمین تا آسمان با آنچه اکنون جریان دارد متفاوت بود؛ اما اگر کشور بطور مستقیم یا غیرمستقیم دست آمریکا افتاد آنگاه دیگر همین شانس اندک هم از بین میرود و دیگر نمیتوان به راحتی بازی را تغییر داد و از آن خلاصی یافت.شیوهای که آمریکا اخیرا در پیش گرفته یعنی شیوه ونزوئلا و عراق اینطور است که تسلطش را نه از طریق زور عریان بلکه بصورت خفقان نامرئی با یک زنجیره سیاسی و رسانهای داخلی برقرار میکند که خلاصی از آن فقط با معجزه امکانپذیر خواهد بود. خفقان نامرئی که روز بعد از ربایش مادورو با عنوان "بختک" توصیفش کردم و نوشتم همین بختک در انتظار ایران است.الان ونزوئلا را ببینید. آیا بعد برقراری تسلط غیرمستقیم آمریکا دیگر چشماندازی برای رهایی مردم این کشور از زیر یوغ آمریکا و غارت سیستماتیک منابعشان متصور هستید؟ مثلا بعد زلزله اخیر و کشته شدن هزاران نفر و ویرانی عظیم در ونزوئلا، آیا خبری از رسیدگی و بازسازی میشنوید؟ آیا اصلا مسئول مشخصی وجود دارد که رسانهها به کوتاهی و اهمالکاری احتمالیاش بپردازند؟ آیا این همان بختک نیست که روی ونزویلا افتاده و صدای فریادشان به هیچ جا نمیرسد؟اگر در ایران پروژه ونزوئلا پیاده شود (یا شده باشد) آنگاه درد فساد و بیعدالتی و ناکارامدی که به مغز استخوان رسید چطور فریاد بزنیم وقتی دولت و رسانه در اختیار یک جریان سیاسی مزدور آمریکا قرار دارد که با دوقطبیهای سرکاری و جنگ روانی از خود سلب مسئولیت میکنند و حتی فیگور اپوزوسیون و طلبکار میگیرند و مسائل را یا سانسور میکنند یا آنطور مینمایانند که دلخواه خودشان است؟همین الان را تصور کنید که در مسائل مختلف چطور با دوقطبیهای فیک مساله فساد و غارت و ناکارامدی را به حاشیه میبرند؛ فقط در مساله تخصیص ارز ترجیحی دهها میلیارد دلار را بطور سیستماتیک غارت میکنند اما بانیان این غارت، با کمک جریان بظاهر منتقد دو قطبی فیک ساختهاند و خوشان فیگور حذف ارز ترجیحی گرفتهاند یا در بحث بانکها صدها همت وام رانتی از جیب مردم به الیگارشی تخصیص میدهند و بعد از آن طرف منتقدان فیک فریاد میزنند چرا دولت وام بیشتری برای تولید نمیدهد؟! یا در بحث انرژی که دولت دهها میلیارد دلار رانت به گروههای خاص میدهد و در عین حال همین دولت با کمک منتقدان داخل سیستمی، فیگور مخالفت با آن را میگیرد و هیچ چشماندازی هم برای تغییر ارائه نمیدهد. حال همه اینها بعدا در اختیار آمریکا قرار خواهد گرفت و الیگارشی داخلی در اتحاد با آمریکا یک سپر آهنین برای این سازوکارها خواهند ساخت و دیگر هیچ راه خلاصی از آن نخواهد بود.بنابراین سوال اصلی در شرایط فعلی این نیست که آیا آمریکا به اهداف نظامیاش رسیده یا نه، بلکه سوال اصلی این است که آیا آمریکا توانسته پروژه ونزویلا را در ایران بشکل مخفیتر پیاده کند یا هنوز نتوانسته؟
ایران برای مقاومت در برابر آمریکا لزوما نیازی به موشک و پهپاد ندارد که نگران تمام شدن موشک یا بیاثر شدنش باشد. آن چیزی که قدرتها را نگران میکند اراده مقاومت است. پینوشت: من خودم شخصا اهل مقاومت نیستم و ادعایی هم در این زمینه ندارم منتها طرفدار مقاومتم…خبر کاهش ذخایر دفاع موشکی آمریکا با حجم زیادی پمپاژ میشود و من این را قطعا جزوی از فریب و عملیات جنگ روانی میدانم.قبلا نوشتم مشکل اصلی آمریکا در برخورد سخت با ایران، مساله توان موشکی نیست (هرچند این بسیار تاثیرگذار است اما مشکل اصلی نیست) چالش اصلی آنها اراده مقاومت در ایران است که تا وقتی شکسته نشود هر اقدام نظامی سخت، نتیجه معکوس میدهد.
ترامپ: میخواهیم نفت جمهوریاسلامی دوستداشتنی را مثل نفت ونزوئلا ببلعیم و از آن صرف نظر نمیکنیم... خیلی نفت از ونزوئلا میگیریم. میلیاردها میلیارد بشکه نفت از ونزوئلا درمیآد. یکی از نفتخیزترین جاهای دنیاست. چندین برابر هزینهی جنگ رو درآوردیم. مثل قدیمها…تفاوت ایران و ونزوئلا تنها در ۸سال دولت احمدینژاد بود و باقی سالها دقیقا همان سیاست اقتصادی که در ونزوئلا پیاده میشد عینا نعل به نعل در ایران و در دولتهای موسوی و رفسنحانی و خاتمی و روحانی و رییسی پیاده شد و الان هم در دولت پزشکیان پیاده میشود.فقط یک لحظه تصور کنید اصلاح بازار فرآوردههای نفتی در دولت نهم و اصلاح قیمت حاملهای انرژی در دولت دهم انجام نمیشد و همان سیستم خاتمی و رفسنجانی تا دولت روحانی ادامه مییافت، آنوقت ایران دقیقا شبیه ونزویلا با بنزین رایگان و تورم میلیون درصدی میشد.اگر آن وقفه ۸ساله در روند اقتصادی جمهوریاسلامی اتفاق نمیافتاد آنگاه ایران هم مثل ونزوئلا ۴۸دقیقهای تسلیم میشد و نیازی به این هم تقلا و تفاهم و مذاکره نبود.شاید بخاطر همین روحانی بعد برجام و خطاب به دولتهای غربی قسم جلاله خورد که دولتهای نهم و دهم دیگر تکرار نمیشود احتمالا تضمینهایی داده بودند.الان ببینید دیگر همه چپ و راست جمهوریاسلامی از بالا تا پایین هیچ ارادهای برای اصلاح این روند ندارند و هر روز به بهانهای دنبال حفظ سیاستهای ونزوئلایی هستند. بعد برجام گفتند دیگر وضعمان خوب شد پس بساط هدفمندی و اصلاح قیمتها را جمع کردند و حالا هم میگویند وضعیت جنگی است و نباید به دنبال اصلاح برویم و در این میان، خونریزی دهها میلیارد دلاری از اقتصاد کشور با قاچاق به بیرون مرزها و پولشویی و توزیع رانت در داخل مرزها اتفاق میافتد و کسی به هیچجایش نیست الا اینکه رییسجمهوری فقط برای ۲۰میلیون بشکه نفت ساخت موشک، آه و ناله میکند.t.me/kafshhaye_aahani/6794
خامنهای؛ ۱۲بهمن ۱۴۰۴ «مسئله تقابل آمریکا و ایران این است؛ آمریکا میخواهد ایران را ببلعد. این را همه بدانند. دعوا بر سر انرژی هستهای و حقوق بشر و این چیزها نیست» خامنهای؛ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ «مسئله آمریکا با ما این است که میخواهد ایران را ببلعد... اما ملت ایران…ترامپ: میخواهیم نفت جمهوریاسلامی دوستداشتنی را مثل نفت ونزوئلا ببلعیم و از آن صرف نظر نمیکنیم...خیلی نفت از ونزوئلا میگیریم. میلیاردها میلیارد بشکه نفت از ونزوئلا درمیآد. یکی از نفتخیزترین جاهای دنیاست. چندین برابر هزینهی جنگ رو درآوردیم. مثل قدیمها غنائم جنگ مال برندهست. با جمهوری اسلامی دوستداشتنی ایران هم همین کار رو میکنیم. قرار نیست از آن صرف نظر کنیم.
طرف آنقدر مورد اعتماد بوده که رفته در جلسه شعرخوانی رهبری اما آنجا برخلاف تعهدی که مبنی بر پذیرش قواعد جلسه داده، با بیاخلاقی تمام بجای شعر تایید شده آن شعر دیگر تایید نشده را مقابل رهبری خوانده و حالا آه و ناله میکند که چرا روز بعد از جلسه به او تذکر دادهاند؟!خب مرد حسابی! تو اگر واقعا مخالف بودی مثل یک آدم شجاع، شعرهای انتقادی را علنی برای مردم منتشر میکردی چرا در جلسه رهبری؟حالا هم توهم برداشته که از آن روز، عدهای برایش توطئه چیدهاند و سقوط آزاد کرده؛ تو گویی جمعی بیکارند که بنشینند دورادور برای امثال این نقشه بکشند که مثلا فلانی پولش را ندهد یا دوستدخترش ترکش کند. البته اگر من جای دوستدختر یا زن این آدم بودم با هر عقیدهای، حتما بعد ازین کار زشت ترکش میکردم چون اولین چیزی که با این حرکت ثابت میشود نه شجاعت که ناامن بودن است. وقتی طرف به اعتماد یک مجموعه آنطور نارو میزند، حساب من دختر که دیگر با کرامالکاتبین است.این جماعت همه همینند. میرحسین موسوی با تایید شورای نگهبان و پذیرش قواعد آن وارد انتخابات شد و وقتی شکست خورد گفت من این قانون را قبول ندارم! اگر رای میآوردی باز هم قبول نداشتی؟
چرا کنوانسیون خزر، سهم ۲۰درصدی یا حتی ۱۳درصدی ایران از منابع فسیلی این حوزه را به کمتر از ۳درصد کاهش میدهد:t.me/kafshhaye_aahani/2989
سند کاهش سهم ایران از نفت و گاز خزر به کمتر از ۳درصد طبق کنوانسیون: t.me/kafshhaye_aahani/2226%D8%A7%DA%AF%D8… کنوانسیون اجرایی شود طبق مطالعات اوپک سهم ایران از منابع نفتی خزر (سومین منابع بزرگ نفت و گاز جهان) حتی تا یک درصد هم کاهش مییابدt.me/kafshhaye_aahani/2189
بازی با کلمات ظریف برای لاپوشانی کنوانسیون t.me/kafshhaye_aahani/2193%D8%A7%D8%B3%D8… ظریف به بحثهای احمقانه مخالفان در طرح سهم ۵۰درصدی و ۲۰درصدی که اصل موضوع را به حاشیه میبرد:t.me/kafshhaye_aahani/2191
تلاش ظریف برای توجیه و لاپوشانی بندهایی از کنوانسیون که ایران را در خزر خلع ید میکند: t.me/kafshhaye_aahani/2192%D8%A8%D8%A7%D8… با کلمات ظریف برای لاپوشانی کنوانسیونt.me/kafshhaye_aahani/2193
بخشهایی از کنوانسیون که بستر دریای خزر را از حالت مشاع خارج میکند: t.me/kafshhaye_aahani/2183%D8%AA%D9%84%D8… ظریف برای توجیه و لاپوشانی بندهایی از کنوانسیون که ایران را در خزر خلع ید میکند:t.me/kafshhaye_aahani/2192
مهمترین چیزی که کنوانسیون دریای خزر را برای ایران فاجعهبار کرده و لابلای بندهای کنوانسیون مستتر شده و هیچ شخص یا رسانهای در آن زمان به آن نپرداخت، "خارج کردن بستر دریاچه از حالت مشاع" است، که اولا باعث کاهش سهم ایران از گاز و نفت بستر خزر به کمتر از ۳درصد…سند کاهش سهم ایران از نفت و گاز خزر به کمتر از ۳درصد طبق کنوانسیون:t.me/kafshhaye_aahani/2226
مهمترین چیزی که کنوانسیون دریای خزر را برای ایران فاجعهبار کرده و لابلای بندهای کنوانسیون مستتر شده و هیچ شخص یا رسانهای در آن زمان به آن نپرداخت، "خارج کردن بستر دریاچه از حالت مشاع" است، که اولا باعث کاهش سهم ایران از گاز و نفت بستر خزر به کمتر از ۳درصد…بخشهایی از کنوانسیون که بستر دریای خزر را از حالت مشاع خارج میکند:t.me/kafshhaye_aahani/2183
کنوانسیون دریای مازندران که توسط ظریف در دولت حسن روحانی امضا شد و حالا دولت پزشکیان بعد ۸سال، آن را برای تصویب به مجلس فرستاده، یکی از فاجعهبارترین قراردادهایی است که جمهوریاسلامی طی دوران حاکمیتش با کشورهای دیگر امضا کرده است. احمدینژاد یک روز بعد از…مهمترین چیزی که کنوانسیون دریای خزر را برای ایران فاجعهبار کرده و لابلای بندهای کنوانسیون مستتر شده و هیچ شخص یا رسانهای در آن زمان به آن نپرداخت، "خارج کردن بستر دریاچه از حالت مشاع" است، که اولا باعث کاهش سهم ایران از گاز و نفت بستر خزر به کمتر از ۳درصد شده و دوما کشورهای ساحلی را برای عبور دادن خط لوله از بستر دریا بینیاز از مذاکره و هماهنگی با ایران کرده است.برای اثبات این موضوع، پستهایی که آن موقع نوشتم را بازنشر میکنم خودتان قضاوت کنید. منتها نکته شگفتانگیز اینکه تقریبا هیچ شخص یا رسانهای به این مسائل اصلی کنوانسیون نپرداخت و در یک کارزار رسانهای منسجم در داخل و خارج، تحت عنوان موافق و مخالف، صرفا بحثهای فیک و سرکاری و غیرمنطقی مثل سهم ۵۰درصدی در زمان شوروی را مطرح کردند تا مساله بستر دریا پشت ابن هیاهو پنهان شود.
کنوانسیون دریای مازندران که توسط ظریف در دولت حسن روحانی امضا شد و حالا دولت پزشکیان بعد ۸سال، آن را برای تصویب به مجلس فرستاده، یکی از فاجعهبارترین قراردادهایی است که جمهوریاسلامی طی دوران حاکمیتش با کشورهای دیگر امضا کرده است. احمدینژاد یک روز بعد از امضای آن توسط دولت روحانی متنی را بازنشر کرد که میتوانید محتوای آن را در لینک زیر ببینید:t.me/kafshhaye_aahani/2195
داشتم فایل صوتی مهدی محمدی، مشاور قالیباف در امور راهبردی را گوش میکردم که ناگهان وسط مباحث ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک رسید به بحث بنزین و اینکه نباید در این شرایط حساس به قیمت آن دست زد چون باعث شورش و اغتشاش میشود و پازل دشمن را تکمیل میکند! سوال من از…راستی آقای استراتژیست! اصلا یکبار با خودت فکر کردی که اگر کاهش دستوری قیمت بنزین راهکار بود چرا آمریکا در مواجهه با چالش افزایش قیمت بنزین در زمان جنگ اخیر، این کار را نکرد و ترامپ بجای این همه توییت و تهدید و تفاهمنامه برای کاهش قیمت بنزین، خیلی راحت با یک بخشنامه و سوبسید، قیمت آن را پایین نمیآورد؟ آیا عقلشان نمیرسد؟!t.me/kafshhaye_aahani/7448
داشتم فایل صوتی مهدی محمدی، مشاور قالیباف در امور راهبردی را گوش میکردم که ناگهان وسط مباحث ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک رسید به بحث بنزین و اینکه نباید در این شرایط حساس به قیمت آن دست زد چون باعث شورش و اغتشاش میشود و پازل دشمن را تکمیل میکند!سوال من از ایشان این است که شما که توان و مشروعیت گرفتن پول فروش سرمایههای ملی از مصرفکننده داخلی را ندارید چطور میخواهید از دنیا عوارض تنگه بگیرید؟اگر بحث قیمت بنزین بخاطر ممانعت از فشار بر مردم است چطور جلوی افزایش قیمت غذا را نمیگیرید که بیشترین رشد قیمت را در میان سایر اقلام داشته و بیشترین فشار را بر دوش اقشار ضعیف انداخته؟البته پاسخشان هم معلوم است: انرژی در مقایسه با غذا در سبد مصرفی لوکستری قرار دارد و جامعه هدف آن اقشار صاحب نفوذتر و گردنکلفتتر هستند که پا گذاشتن روی دمشان خطرناکتر از پا گذاشتن روی گردن اقشار ضعیفی است که با وجود جمعیت زیاد اما صدایی ندارند.در کشورهای با اقتصاد آزاد مثل نروژ که خودش دارای منابع عظیم نفتی است نه تنها قیمت انرژی را بطور کامل از مصرفکننده میگیرند بلکه مالیات هم به آن میبندند اما در ایران، ۸میلیارد دلار منابع ارزی کشور را صرف واردات بنزین و گازوییل (و همزمان همینمقدار قاچاق به خارج) میکنند تا قیمت آن را سالها ثابت نگاه دارند اما قیمت تخممرغ و برنج طی همین مدت دهها برابر میشود.این است نگاه استراتژیک حاکمان جمهوریاسلامی: باج به اغنیا از جیب ضعفا میدهند و در عین حال، صبح تا شب ادعای ایستادگی در برابر قدرتهای جهانی میکنند. دستمان هم به یقهشان نمیرسد که بپرسیم اگر اهل باج دادن هستید آیا آمریکا و اسراییل مستحقتر از مفسدان داخلی نیستند که ارز و انرژی و وام ارزان میگیرند و برای دشمن پروپاگاندا میکنند؟
سطح درک و فهمشان از روابط بین الملل و مذاکره و تجارت در حد معامله است که با کارمند شهرداری زیر میز رد و بدل میکنند و با همین طرز فکر کشور را به اینجا رساندند.تمام ۶سال ریاست ترامپ در کاخ سفید مصادف بوده با دولتهای همینها که روزی سه نوبت بعد از نماز ذکر میکنند که: "ترامپ تاجر است و معامله می خواهد"اما گویا این خودشان بودند که معامله میخواستند.
به نظرم اهرم تنگه هرمز را باید از دست رفته دانست و ایران بعد از فریب تفاهمنامه اسلامآباد و اعلام رسمی بازگشایی تنگه، دیگر توان بازگرداندن آن به شرایط طلایی ۴۰روزه را ندارد و بستن دوباره آن اینبار با یک اجماع خرد کننده بینالمللی مواجه خواهد شد اما از سوی…آمریکا در آستانه یک حمله ویرانگر به ایران قرار دارد و این باز هم ثابت کرد تن دادن به مذاکره و پذیرش آتشبس تاکتیکی آمریکا تا چه حد خطای راهبردی بزرگی از سوی ایران بوده است.آمریکا دقیقا به نقطه قبل از آتشبس در جنگ ۴۰روزه بازگشت یعنی آستانه حمله تمامعیار به زیرساختهای ایران و این در حالیست که توانسته در این مدت، فشار بحران انرژی را مهار و اهرم تنگه هرمز را کماثر و اجماع منطقهای و بینالمللی را تقویت کند اما در ایران هنوز هستند کسانی که منتظر بازگشت به میز مذاکره و احیای تفاهمنامه هستند (تصویر پیوست)این اوضاع پا در هوای کشور نتیجه این سطح از حماقت در داخل است طوری که حتی آمریکا را هم به خطای محاسباتی انداختند تا به فکر بلعیدن آسان ایران بیافتد و حالا هر دو طرف پا در گل ماندهاند.
انتقادهای چپها علیه اینفانتینو در حالی به اوج رسیده که انصافا این جامجهانی بهترین و جذابترین جامجهانی بود که از سال ۹۰ که من بخاطر دارم تا الان برگزار شده؛ طوری که باعث بازگشت بسیاری از مخاطبان از دست رفته فوتبال به پای تلویزیونها شد.نوع مواجهه او با کاراکتر خاص ترامپ و همینطور مدیریت مساله تیمملی ایران و البته رویکرد اقتصادیاش در به حداکثر رساندن مطلوبیت فوتبال برای علاقمندان، بسیار خوب بود و به نظرم او را میتوان یک مدیر اجرایی توانمند با نگرشی عمیق به مسائل انسانی از اقتصاد تا سیاست دانست.این مزخرفاتی که میگویند او فوتبال را فروخته و پولی کرده هیچ مبنایی ندارد. اینکه قیمت بلیط بازیها بسیار گران بوده نشاندهنده ضعف یا فساد او نیست بلکه برعکس نشانه شفافیت فیفا و موفقیتش در افزایش جذابیت جام است. لابد انتظار داشتند فیفا بلیط مسابقات را به روش ایرانخودرو و سایپا با قرعهکشی بفروشد و اینگونه بساط بازار سیاه و فساد صدها میلیوندلاری راه بیاندازد یا مثلا بجای قراردادهای شفاف رقابتی با بخش خصوصی، سازمانهای عریض و طویل غیرانتفاعی ذیل فیفا درست کند و میلیاردها دلار فساد و کارچاقکنی به وجود آورد.انتقادهای چپها علیه اینفانتینو در حالی به اوج رسیده که انصافا این جامجهانی بهترین و جذابترین جامجهانی بود که از سال ۹۰ که من بخاطر دارم تا الان برگزار شده؛ طوری که باعث بازگشت بسیاری از مخاطبان از دست رفته فوتبال به پای تلویزیونها شد.نوع مواجهه او با کاراکتر خاص ترامپ و همینطور مدیریت مساله تیمملی ایران و البته رویکرد اقتصادیاش در به حداکثر رساندن مطلوبیت فوتبال برای علاقمندان، بسیار خوب بود و به نظرم او را میتوان یک مدیر اجرایی توانمند با نگرشی عمیق به مسائل انسانی از اقتصاد تا سیاست دانست.این مزخرفاتی که میگویند او فوتبال را فروخته و پولی کرده هیچ مبنایی ندارد. اینکه قیمت بلیط بازیها بسیار گران بوده نشاندهنده ضعف یا فساد او نیست بلکه برعکس نشانه شفافیت فیفا و موفقیتش در افزایش جذابیت جام است. لابد انتظار داشتند فیفا بلیط مسابقات را به روش ایرانخودرو و سایپا با قرعهکشی بفروشد و اینگونه بساط بازار سیاه و فساد صدها میلیوندلاری راه بیاندازد یا مثلا بجای قراردادهای شفاف رقابتی با بخش خصوصی، سازمانهای عریض و طویل غیرانتفاعی ذیل فیفا درست کند و میلیاردها دلار فساد و کارچاقکنی به وجود آورد.
باز هم بحث سرکاری تراستیها و دلارهای برنگشته و آقازاده و کاسب تحریم و...اما رهبر شهید در دولت حسن روحانی خیلی شفاف گفت مقصر اصلی کسی نیست که ارزها را به نرخ ترجیحی گرفته بلکه باید ببینیم چه کسی آن ارزها را به او داده؟اصلا وجود و ظهور تراستیها بخاطر سیاست ارز ترجیحی و تخصیص توسط بانکمرکزی است.سیاست تخصیص ارز توسط بانکمرکزی با نرخ ترجیحی بجای تامین ارز از صرافیها با نرخ شناور از سال ۹۷ در دولت حسن روحانی و به مدیریت عبدالناصر همتی راه افتاد و تا همین الان توسط عبدالناصر همتی با قدرت ادامه دارد و تمام برنامههای اعلامیشان هم برای حفظ آن در آینده است بخصوص اینکه در مذاکراتشان در مورد نحوه مصرف با طرف مقابل قرار و مدار میگذارند.پس دنبال نام تراستیها و محاکمه آنها نگردید اگر واقعا راست میگویند همین حسن روحانی و عبدالناصر همتی و مسعود نیلی را باید محاکمه کنند. اما وقتی جمهوریاسلامی دربست دست اینهاست انتظار عدالت انتظاری بیهوده است.قبلا در سلسله مطالبی برای اولین بار توضیح دادم که آمریکا چگونه از طریق سیستم ارز ترجیحی به دنبال مدیریت و کنترل ایران است.
برای تحلیل دقیقتر باید به سرنوشت سپاه نگاه کنیم و البته موضع احمد وحیدی که قبلا به آن پرداختم.اما نکته قابل تامل در مورد احمدی وحیدی اینکه هنوز حکمش به عنوان فرمانده سپاه ابلاغ نشده بنابراین نمیتواند در عزل و نصبهای داخل سازمانی یا بسیاری موارد دیگر بطور مستقل ورود کند. حالا چرا حکم احمد وحیدی صادر نمیشود خدا داند...در اردیبهشت ماه، سرپرست وزارت اطلاعات در نامهای به احمد وحیدی به بهانه تبریک روز سپاه، او را جانشین فرمانده خطاب کرد. (تصویر پیوست)
آمریکا تا این لحظه نه تنها به هیچکدام از اهداف اعلامی و پنهان خود نرسیده (البته اگر وضعیت دقیقا همانطور باشد که در ظاهر بنظر میرسد) بلکه در برخی مواضع ژئوپلتیک مثل تنگههرمز یک گام بلند به عقب برداشته است.در مطلب قبلی نوشتم آمریکا تا "این لحظه" به هیچکدام از اهداف اعلامی خود نرسیده پس اگر در این لحظه واقعا به دنبال پایان دادن جنگ باشد این یعنی شکست راهبردی را پذیرفته است.اما در آن مطلب برای درست بودن گزاره فوق، شرطی را در پرانتز نوشتم که میخواهم توضیح بیشتری در مورد آن بدهم؛ شرط این بود: "اگر وضعیت دقیقا همانطور باشد که در ظاهر بنظر میرسد"حالا این یعنی چه؟یعنی اینکه واقعیت اتفاقات جنگ با روایت غالبی که رسانههای هر دو طرف ارائه میدهند یکی باشد. ولی حالتی وجود دارد که شاید از نگاه برخی توهم توطئه به نظر برسد ولی از نگاه من امکان وقوع آن بسیار بالاست و آن، پیادهسازی پروژه ونزویلا در ایران است. اگر اینطور شده باشد آنوقت میتوانیم بگوییم آمریکا در رسیدن به اهدافش تا این لحظه موفق بوده یا حداقل به آن خیلی نزدیک است و در آینده هم گامهای بعدی را برای بلعیدن ایران با احتمال موفقیت بالا برخواهد داشت.در مورد پروژه ونزوئلا در ایران، قبلا توضیح دادم و حتی جیدیونس چند روز قبل از حمله ۹اسفند آن را بصورت علنی به عنوان هدف اصلی آمریکا از حمله به ایران اعلام کرد اما هنوز نمیتوان میزان تحقق آن را سنجید.اینکه این پروژه موفق شده یا در آینده چقدر موفق باشد برای من به عنوان یک ناظر بیرونی بدون دسترسی به اطلاعات پنجاهپنجاه است.برای تحلیل دقیقتر باید به سرنوشت سپاه نگاه کنیم و البته موضع احمد وحیدی که قبلا به آن پرداختم.
برخی تعریفشان از شکست و پیروزی در جنگها شبیه تعریف لاتها و چاقوکشهاست که کی مشت و لگد بیشتری زده و کی آسیب بیشتری خورده و به آن قول معروف: ما به همه گفتیم زدیم شمام بگید زده...اما در مطالعات جنگ و روابط بینالملل چند تعریف و چارچوب شناختهشده وجود دارد که در هیچکدام آنها از فون کلاوزویتس، مشهورترین نظریهپرداز کلاسیک جنگ، گرفته تا پروژه «کورلیتس آو وار» که یکی از معتبرترین پایگاههای داده جنگ در دنیاست، تقریباً همه بر یک نکته اتفاق نظر دارند: پیروزی در جنگ را نباید صرفاً با تعداد کشتهها، حجم ویرانیها یا میزان خسارت سنجید. معیار اصلی این است که کدام طرف توانسته به اهداف سیاسی و راهبردی خود برسد و اراده خود را بر طرف مقابل تحمیل کند.مثلا در جنگ استقلال آمریکا، بریتانیا در بسیاری از نبردها تلفات کمتری داد و توان نظامی بسیار بیشتری داشت، اما نتوانست مانع استقلال آمریکا شود. بنابراین در تاریخنگاری و علوم سیاسی، آمریکا را پیروز و بریتانیا شکستخورده محسوب میکنند یا مثلا در جنگ ویتنام، اکثر قریب به اتفاق صاحبنظران، آمریکا را شکستخورده راهبردی میدانند.با این تفاسیر، در جنگ ایران و آمریکا تا این لحظه آمریکا بطور قطع شکستخورده راهبردی است و اینکه توانسته رهبر ارشد و تمام فرماندهان نظامی را بکشد و خسارات نظامی و اقتصادی گسترده وارد سازد هم هیچ تردیدی در اصل موضوع ایجاد نمیکند؛ زیرا آمریکا تا این لحظه نه تنها به هیچکدام از اهداف اعلامی و پنهان خود نرسیده (البته اگر وضعیت دقیقا همانطور باشد که در ظاهر بنظر میرسد) بلکه در برخی مواضع ژئوپلتیک مثل تنگههرمز یک گام بلند به عقب برداشته است.پس اگر آمریکا در این مرحله، جنگ را واقعا آنطور که در تفاهمنامه اسلامآباد ادعا میکند، پایان بدهد آنگاه در میان صاحبنظران با هر نوع گرایش فکری و سیاسی، شکستخورده راهبردی شناخته خواهد شد. ولی آیا آمریکا به چنین چیزی تن میدهد؟ قطعا نه! حداقل در این مرحله و با این هزینه اندک قطعا نه.اینکه رهبر شهید همیشه در کنار تکرار جمله "آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند" آرزوی شهادت برای خودش و فرماندهانش میکرد، نه صرفا از روی یک نگاه ایدئولوزیک شعاری بلکه بر اساس یک تعریف دقیق راهبردی از مفهوم پیروزی و شکست در حوزه نظامی و جغرافیای سیاسی بوده است و اکنون به چشم خود میبینیم که این سخنان برخلاف پیشبینی بسیاری از کارشناسان تا این لحظه تحقق پیدا کرده است و اگر خیانت داخلیها نباشد در آینده هم محقق خواهد شد.حالا خیانت داخلیها یعنی چه؟ یعنی آنچه که آمریکا نتوانسته در جنگ تحمیل و محقق کند در مذاکره بپذیرند و اینگونه جنگ برده را دو دستی به حریف هدیه بدهند.
تمام نفت و گاز ایران در پالایشگاهها و پتروشیمیها و فولادسازیها، صرف ایجاد پول کثیف و بعد هم پولشویی میشود. (از طریق قیمتگذاری دستوری)با این اوضاع اگر همین نفت و گاز را خام خام صادر میکردیم و دلارش را نقد میگرفتیم، امکان دستبرد و پولشویی به شدت کمتر میشد.
ما اکنون «بیشتر» از قطر، گاز از میادین مشترک استخراج میکنیم و از آن سو، وسعت جغرافیایی و شدت سرما و جمعیت ما بسیار کمتر از روسیه است اما بر خلاف روسها که صادر کننده گاز هستند با کمبود گاز مواجهیم. آیا این مشکل با مذاکره و تولید بیشتر حل میشود؟آیا آن گفته فریدمن که «اگر مدیریت صحرا را به دولت بسپارید در نهایت با کمبود شن مواجه میشوید» به این معناست که باید با مذاکره و سرمایهگذاری خارجی بیشتر، شن و ماسه بیشتر تولید کنیم؟به راستی چرا با وجود تولید گاز بیشتر ایران از قطر، ما بجای صادرکننده گاز، واردکننده گاز هستیم؟اگر کسی پاسخ داد: "بخاطر جمعیت و جغرافیا" آنوقت با پشت دست در دهانش بزنید و روسیه را نشانش بدهید.
ببینید مراد ویسی در رسانهای با چنین طول و عرضی چطور بر پایه اطلاعات کاملا غلط، تحلیل اشتباه به خورد مخاطب میدهد؛ اگر یک سرچ ساده کنید طبق تمام آمارهای رسمی در منابع داخلی و خارجی، ایران روزانه ۷۰میلیون مترمکعب گاز بیشتری نسبت به قطر از میادین مشترک پارسجنوبی…اگر حوصله سرچ ندارید این لینکها هم از منبع داخلی و هم منبع خارجی را در مورد مقایسه میزان برداشت روزانه ایران و قطر از میادین پارسجنوبی ببینید:منبع داخلی:khabaronline.ir/news/1986560/%D8%A7%DB%8C… خارجی:english.news.cn/20240220/7b8f38030f404e17…
ببینید مراد ویسی در رسانهای با چنین طول و عرضی چطور بر پایه اطلاعات کاملا غلط، تحلیل اشتباه به خورد مخاطب میدهد؛اگر یک سرچ ساده کنید طبق تمام آمارهای رسمی در منابع داخلی و خارجی، ایران روزانه ۷۰میلیون مترمکعب گاز بیشتری نسبت به قطر از میادین مشترک پارسجنوبی برداشت میکند (قطر۶۴۰ممم و ایران۷۱۰ممم) و جالب اینکه دو سوم از این میادین در آبهای قطر قرار دارد و قاعدتا قطر باید حتی بیشتر از ما استخراج میکرد که نمیکند.البته قطر قبلا در دوران هاشمی و خاتمی گاز بیشتری از ایران استخراج میکرد اما با جذب ۵۰میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی در دولت احمدینژاد، ایران از حدود ۱۰سال پیش از قطر جلو افتاد و حتی چندی قبل، ایران به رکورد ۸۸۶ممم در روز رسید و بعد از آمریکا و روسیه در مقام سوم تولید گاز قرار گرفت.حالا سوال اینکه چرا رسانههای جمهوریاسلامی برای رسوا کردن اینترنشنال همین دروغ واضح را دست نمیگیرند؟ جوابش اینکه چون این دروغ ساخته و پرداخته خودشان از اصولگرا تا اصلاحطلب دور سفره انقلاب است تا بتوانند فساد و ناکارامدی خود را گردن تحریمها بیاندازند وگرنه مردم میپرسند پس نتیجه این همه گاز چه شد؟