مخالفت دولت با طرح مقابله با نفوذ مجلسعلی احمدنیا رئیس امور اطلاع رسانی دولت خبر داد: دولت «طرح مقابله با نفوذ» را مغایر قانون اساسی و حقوق شهروندی میداند و مخالفت صریح خود با آن را به مجلس اعلام کرده است. همانطور که رهبر انقلاب متذکر شدهاند، اولویت باید رفع دغدغههای واقعی مردم باشد. انشاءالله هم دولت و هم مجلس این تذکر را معیار عمل خود قرار دهند.@JournalistsClub1
در پاسخ به اقتراح باشگاه روزنامهنگاران ایران - 2یا سازمان یا مردم، سمت دیگری وجود نداردفرزانه بنیهاشمیفعال حوزه ارتباطاتیا روزنامهنگار یا روابط عمومی، هیچ راه سومی وجود ندارد. وظیفه روزنامهنگار، حفاظت از منافع عموم در برابر اصحاب قدرت است. در جایگاه دیدهبانی، شفافسازی و افشاگری، روزنامهنگار نمیتواند از دولت یا سازمانی حقوق یا کمک بگیرد و در عین حال در برابر همان سازمان یا متحدانش، به نفع تامین منافع عموم، بیطرفانه یا منتقدانه بنویسد. هیچ جوری و هیچکسی نمیتواند خلاف این جریان حرکت کند و اینکه «بستگی دارد چه کسی و کجا باشد و چطور رفتار کند»، تباهی زدایی از وضعیت رقت انگیزی است که دچار آنیم و ادامه همان راه دیرین ناصوابی است که رسانهها را از محتوا خالی و به رپرتاژنامه بدل کرد. شما در برابر افکار عمومی یا مدافع سازمان هستید و یا مدافع مردم در برابر سازمان. هیچ مسیر سومی هم وجود ندارد. به این سبب، رسانههای حرفهای، مرز روشنی بین رپرتاژ و گزارش میکشند تا مخاطب بداند که این نقد یا تحلیل یا حرف یک روزنامهنگار نیست و روایت یک سازمان از خودش است.در جهان غیر سومی، روزنامهنگارانی که از سازمان ها پول میگیرند، رسوایی برای رسانههایشان به بار میآورند.اینکه مدیر روابط عمومی یک سازمان، مدعی یک رسانه مستقل در همان حوزه تخصصی باشد، به شوخی نزدیکتر است. در حالی که خلاف آن یعنی تلاش برای خریدن یا متقاعد کردن رسانهها به شیوههای مختلف امر ذاتی روابط عمومیها تلقی میشود و این هم از تضادهای این دو حرفه است. در مورد اظهارنظر روزنامهنگاران در صفحات شخصی و فضای مجازی، پروتکلهای مختلفی در رسانههای مختلف وجود دارد.یک قاعده کلی آن است که اگر یک روزنامهنگار هویت حرفهای مستقل از رسانه خاصی دارد، میتواند به عنوان یک فرد/ صاحبنظر، نظرات فردی خودش را بیان کند، به شرط آنکه در رسانه شخصی بازتاب دهنده دیدگاه رسانه خاصی نباشد یا بدان شناخته نشود.این نکته مهم است که رسانه، محل اعتبار روزنامهنگار است یا روزنامهنگار منبع اعتبار رسانه است؟ این تعیین کننده میزان آزاد بودن و استقلال روزنامهنگاران از رسانهها است. در جهان آزاد هم برخی رسانههای شناخته شده، برای خبرنگاران خود محدودیتهای دارند. اینجا بیشتر، غیرحرفهایتر و ذینفعان وسیعتری از مالکان رسانه ها.@JournalistsClub1
در پاسخ به اقتراح باشگاه روزنامهنگاران ایران - 1آن که از غنیمتی برخوردار میشود باید آماده پرداخت غرامت هم باشدمهرداد خدیرروزنامهنگاربه خاطر دارم سالها قبل آقای حسین شریعتمداری در یادداشتی در کیهان با تیتر «از کارتر یاد بگیرید» بر خلاف رویه رایج و مشهور خود اتفاقی در آمریکا را ستود و آن هم این موضوع بود که یادآور شد جیمی کارتر رییس جمهوری وقت آمریکا که مالک زمینهای کشاورزی بادام زمینی بود، بعد از ریاست جمهوری و به خاطر تصمیماتی که درباره مزارع بادام زمینی در نظر داشت، آن مزارع را واگذار کرد تا شائبه تعارض منافع پدید نیاید و با این نکته صاحب منصبانی را سرزنش و بر رعایت اصل تعارض منافع تاکید کرد.حاطره دیگر اما شخصی است؛ من در سال ۱۳۷۸ سردبیر روزنامه پیام آزادی بودم. روزنامهای که مدیر مسوول آن در دوران مرحوم دکتر نوربخش، مدیرکل روابط عمومی بانک مرکزی ایران بود ولی ما بیهیچ ملاحظه، نقد قوانین بانکی و گاهی خود بانک مرکزی را منعکس میکردیم. کار به جایی رسید که یکبار مدیر مسوول (آقای داوود بهرامی سیاوشانی) ناچار شد در سر برگ روابط عمومی بانک مرکزی پاسخی بنویسد و چون نمیتوانست به خود نامه بنویسد ترجیح داد مرا به عنوان سردبیر خطاب قرار دهد.ملاحظه میفرمایید که این تعارض یا تداخل موقعیت دشوار و بغرنجی ایجاد میکند.بنابراین نتیجه میگیرم منع قانونی و حتی اخلاقی وجود ندارد و به نوع مواجهه شخص بستگی دارد و طبعا مانند مثال شخصی که در بالا ذکر شد یا همین مورد که در پرسش شما آمده است مشکل ایجاد میکند و باید دید چگونه از عهده حل آن بر میآیند که کسانی میتوانند و کثیری نه.عربها ضرب المثلی دارند با این مضمون: من له الغُنم فله الغرم. آن که از غنیمتی برخوردار میشود باید آماده پرداخت غرامت هم باشد.در فرجام و برای آن که متهم به مبهم گویی نشوم: اولا منع قانونی و اخلاقی ندارد ولی در عمل تولید مشکل میکند و چه بسا مانعه الجمع باشند.ثانیا برای جلوگیری از این شائبه در طول مدت مسوولیت دولتی میتوانند مالکیت را واگذار کنند و در این واگذاری قید زمان را بیاورند تا بعدتر بازپس گیرند. ثالثا مالکیت را در قالب شرکت و شخصیت حقوقی درآورند تا در هر دو عرصه قابل دفاع باشد.در مجموع اما خود باید سبک و سنگین کنند و ببینند کدام را نگاه دارند و کدام را وانهند.با این همه مانند وکلای دادگستری نیست که قانونا موظف اند در پی قبول منصب دولتی پروانه را نزد کانون بسپارند و از کار وکالت موقتا دست بکشند.در پاسخ سوال دوم اما صراحتا میتوانم گفت شخصا این نوع رفتارها و رسانهای کردن مناسبات شخصی را نمیپسندم و معتقدم برای خود روزنامهنگار هم زیبنده نیست. چون هر مجموعهای درون خود اسرار و مناسباتی دارد که افشای آن ارتباطی با خیر و مصلحت عمومی ندارد مگر آن که شخص متهم شود و در دفاع از خود ناگزیر از بیان دلیل باشد.@JournalistsClub1
اقتراح باشگاهنظرخواهی از روزنامهنگاران درباره موضوع تضاد منافع - همکاران و دوستان لطفا در این نظرخواهی شرکت کنید انتشار توئیت خانم نجمه جمشیدی در خصوص استعفا از سردبیری انرژی پرس، در اعتراض به دخالتها و اعمال فشار دولتمردان از این پست بار دیگر چالش قدیمی در خصوص دوگانگی و تعارض میان رسانهداری و دولتمردی را دامن زد.اهمیت این موضوع از آنجا نشأت میگیرد که مدیر مسئولی و صاحب امتیازی سایت انرژی پرس را آقای علی احمدنیا عضو شورای اطلاع رسانی دولت برعهده دارد و توئیت خانم جمشیدی ظاهرا متوجه ایشان است.اکنون پاسخ به این پرسشها و رسیدن به یک دیدگاه واحد جدی است.۱- با توجه به خطر رانتزایی و جهتدهی به نفع شخصی یا گروهی، آیا افرادی که در دولت مسئولیت دارند، میتوانند همزمان مالک یا مدیر رسانهی اقتصادی هم باشند؟2- از آن سو، آیا سردبیر یک رسانه یا خبرنگاران یک رسانه میتوانند بدون هماهنگی با مدیرمسئول خود، در فضای مجازی به اظهارنظر شخصی یا افشاگری علیه این و آن بپردازند؟ آیا این اقدام با جایگاه حرفهای آنها در تضاد است؟دوستان روزنامهنگار و صاحب نظر میتوانند به این پرسش ها پاسخ دهند و نظرات خود را برای ما ارسال کنند.@JournalistsClub1
تسلیت به همکاردوست و همکار عزیز، آقای احسان بداغی، در سوگ از دست دادن خواهر گرامیشان عزادار و داغدار شدهاند.این ضایعه را به ایشان و خانواده محترمشان، بهویژه پدر و مادر بزرگوارشان، صمیمانه تسلیت میگوییم و از درگاه خداوند متعال برای همگی آنان صبر و شکیبایی همراه با آرامش خواستاریم.@JournalistsClub1
چرا قهرمانان نسل جدید برای ما غریبهاند؟ در پرونده ویژه شماره جدید ماهنامه مدیریت ارتباطات پدیده حضور هزاران نفر از نسل زد و آلفا برای دیدار با یک یوتیوبر و شکاف میان نهادهای فرهنگی و زیست واقعی نسل جدید بررسی شده است.همچنین در پرونده دیگر این شماره، روزنامهنگاران درباره جایگاه این حرفه در عصر شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی نوشتهاند.صفحاتی هم به تژا میرفخرایی، چهره ماندگار علوم ارتباطات اختصاص داده شده است.شماره ۱۹۵ ماهنامه مدیریت ارتباطات به مدیرمسئولی امیرعباس تقیپور و سردبیری علی ورامینی منتشر شد.@JournalistsClub1