تضرّع بر روانِ مردهای آن که دیگر دلی در سینهات نمیزندبه خانهات بازگردنَفَحاتِ سحر آغشتهی آتش و…
انتشار: 2025/02/19 15:29 UTCدریافت: 2026/08/22 00:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 00:25 UTC
تضرّع بر روانِ مردهای آن که دیگر دلی در سینهات نمیزندبه خانهات بازگردنَفَحاتِ سحر آغشتهی آتش و مُرّاز زادگاه توپامفولیابه ملکوت بر میشود بهادُران و کاهنانگرداگردِ پیکرِ توباژ میگویندالهگان پارناسوسبه چهرِ هزار آواپیرامون هیمهی مقدس در پروازند- خواهرت استخوانهایت را به هفت گلاب شسته -تا تو ای روحاز بلادِ مردگانبه آنِ زندگیشویو به تنِ اِرِ جنگجو بازآییرگهایت به تو باز داده شدهتایاختههای رفتهبه رفتار آیندبر سپر و تابوت توزندگانی زمینیاتو آن چه آسمان به تو بخشیده بودنقش گردیدهوبر هفت بند جامهاتاوراد و عقیق آونگانددستهایت به تو باز داده شدهو خواهرتدرکنار تو ایستادهتا اندامهات رانگاهبانی کندمهراس!جنگ به پایان آمدهو هیچیک از دشمنانتاینجا نیستتو دیدگانت را برای دیدنو گوشهایت را برای شنیدنبازیافتیآوای مرا نمیشنوی؟منم!خواهر و همسر توکه زمیناز سرشک دیدگانشتر است.دهانت به تو باز داده شدهتا با ما از سرگشتگیهاتاز رنج و شادیهات بسراییبیدار شواِر آرمنیوس!ای آن که دیگر دلی در سینهات نمیزندپاهایت به تو باز داده شدهبا ما از راههای رفتهسخن بگوبیدار شو!اِرِ آهندلدر من بنگرواز زندگانی آن سوی گوراز راههای رفته سخن بگوآواز دهانت به تو باز داده شده.#شاپور_جورکش@jom_jom_ehttps://www.instagram.com/p/DGNp1q1Ky8O/?igsh=MTk5ZzFlaDVjaTF2dA==