〇🍂تمامِ پنجرهی منخیالِ او شده بودتمامِ پوستام از عطرِ آشتی بیمارتمامِ ذهنِ من از نور و نسترن سرشا…
انتشار: 2026/08/04 08:38 UTCدریافت: 2026/08/06 20:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 20:17 UTC
〇🍂تمامِ پنجرهی منخیالِ او شده بودتمامِ پوستام از عطرِ آشتی بیمارتمامِ ذهنِ من از نور و نسترن سرشار.من از رطوبتِ سبزِ نگاهِ او دیدمکه در نهایتِ چشماش کبوترِ دلِ منقلمرویی زِ برهنهترین هواها داشتو اشتیاقِ تبآلودِ بامهایِ بلنددر آفتاب زِ پروازِ دورِ او میسوخت.زِ رویِ پنجرهی منخیالِ او پَر زدو شب ادامه گرفتو من ادامه گرفتم.🎙●شعر و صدای: #یدالله_رویایی [ ۱۴۰۱ - ۱۳۱۱ ] 🔹بخشی از شعرِ: «پاییزِ سبز»#جهان_شعر_و_ترجمه 〇🍂🆔 @jahan_tarjome




