#شعرـروزتو میگریزی و من در غبارِ رؤیاهاهزار پنجره را بیشُكوه میبندمبه باغِ سبزِ نویدِ تو میسپار…
انتشار: 2026/08/11 17:54 UTCدریافت: 2026/08/15 16:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 16:45 UTC
#شعرـروزتو میگریزی و من در غبارِ رؤیاهاهزار پنجره را بیشُكوه میبندمبه باغِ سبزِ نویدِ تو میسپارم خویشهزار وسوسه را در سُتوه میبندمتو میگریزی چونان كه از درخت، نسیمدرختِ بسته نداند گریختن با بادچو از نیامدنت بیم میكنم، با مننگاه سبزِ تو نقش فریب میشكندبیا كه جلوهی بیدار هر چه تنهاییستبه نوشخند گوارای مهر خواب كنیمبه روی تشنگی بیگناه لبهامانهزار بوسهی نشكفته را خراب كنیمتو میگریزی اما دریغ! میماندخیال خستهی شبها و میوههای ملالاگر درست بگویم نمیتوانم بازبه دستِ حوصله بسپارم آرزوی وصال📝📻#یدالله_رویایی@jadidtarinha3


