🔴پیشکسوتان سر مایه های واقعیو اعتبار والیبال هستند...مدتی است خبری مبنی بر جابجایی روسای هیات های والیبال در حوزه های تهران به گوش می رسد، مشکلی نیست که قانونگذار با اهداف مشخص، سعی در جایگزینی نیروی جوان، کارآزموده، تحصیلکرده و تازه نفس دارد اما مگر تجربه می تواند جایگزین داشته باشد.اینجانب علی نیک نام بعنوان عضوی کوچک از خانواده فهیم و بزرگ والیبال و جامعه ی دانشگاهی که تقریبا نیمی از عمر خود را در رسته های مدیریتی، دانشگاهی، آموزش و مربیگری تهران قهرمانی کشور و لیگ های کشور گذرانده ام، کاملا بی طرف و دلی از مسئولین بالادستی که صاحبان و بانیان عقوبت، تودیع و معارفه هستند تقاضا دارم قبل از هر تصمیم و جابجایی، رزومه، کارنامه، تجربه و موقعیت این بزرگواران اثرگذار و پیشکسوت را مجدد بازبینی کنند یا حداقل اجازه دهند پیش از هر اقدام سریع که حتی می دانم مطابق قانون تحت اقدام است پای صحبت و نظرات این جاماندگان زحمتکش و پیشکسوت بنشینند تا جایی برای دلخوری و خدایی ناکرده پشیمانی ما نماند.چرا که این عناصر و نیروهای انسانی زبده، کارآزموده و باتجربه که سالهای سال عمر خود را وقف پیشبرد اهداف والیبال تهران و کشور کرده اند بدون هیچ چشم داشتی پای کار بوده اند و این جدایی شاید مسیر راهشان را با سایه ای از خاطرات و دلسردی تغییر دهد.امید که مسئولین دلسوز و بزرگواری که همیشه منشاء عنایت، توجه و اثرگذاری بوده و هستند بستری فراهم کنند، حداقل با وقفه ای هر چند کوتاه برای این تغییرات، اقدامی ماندگار به یادگار بگذارند.لازم بذکر است:قدر مسلم برای این بنده حقیر هم که قرار است فرصت به مدیران جوان، باتجربه و تحصیلکرده داده شود حتما باعث خوشحالی است، قطعا میتواند فرصتی باشد تا بتوانم از تمام ظرفیت ها و تجربیاتم در این مسیر استفاده کنم. اما بدون تجربه این پیشکسوتان لایق و کارنامه دار امکانپذیر نبوده و نخواهد بود.اینکه قدردان عزیزانی همچون وادی، شالیسی، داخم، دکتر عروجی و سایر رئسا و پیشکسوتان حوزه های بی ادعای والیبال تهران باشیم خوبه، اما اگر حمایت بالادستیها برای ازدست نرفتن این سرمایه های انسانی در والیبال حفظ شود عالی و قابل ستایش تر است.گاهی باید نوشت، گاهی نگریست و گاهی...پیشکسوتان، سرمایه های واقعی و اعتبار والیبال هستند...بر فراز تورj_
لیگ برتر؛بدون سیاهی لشگرلیگ شریان حیاتی رشته های حرفه ای و جریان خون سیال در رگهای ورزشهای رقابتی است نزدیک به 60 سال است که این روش برای پیشرفت در کشور های مختلف پذیرفته شده و ایران نیز سیستم لیگ را برای ارتقای فنی ورزش محبوب والیبال بر گزیده و مشاهده می کنید که والیبال بازان ایرانی عناوین به یاد ماندنی و تاریخی چون چهارم لیگ جهانی و رتبه ششم مسابقات قهر مانی جهان را به دست آورده بودندکه سوای استعداد های در خشانی که داشتیم داشتن جریان سراسری با کیفیت و حضور بازیکنان و مربیانی به نسبت حرفه ای از روسیه؛بلغارستان؛برزیل؛ایتالیا ؛,ارژاننین و,,صربستان در داخل کشور مان بود آن زمان چون آدمهای هینخوان خرد کرده والیبالی در راس امور باشگاه ها بودند و از افراد تحمیلی و سفارشی غیر مر تبط خبری نبود همه دست به دست هم داده بودند تا این چرخ با بهترین روش بچرخد اما هر چه از عمر لیگ ما گذشت لفت و لیس های کنار تیمداری افزتیش پیدا کرد و فرصت طلبی ها جای تعهد به سر نوشت والیبال را گرفت و باقی قضا یا که تا امروز ادامه یافت و هیچگاه قضییه لیگ اسیب شناسی واقعی نشد تا جایی که هر چه بازیکن خوب بود راهی آنسوی مرزها شدند و صحنه آنقدر خالی و عاری از نقش آفرینی های ارزشمند شد که حقیقت رنگ باخت تا جایی که فدراسبون والیبال به تیمهای لیگ یک هم نامه داد که بفر مایید لیگ برتر (!) این در صورتی است که بسیاری از این تیمها نه به لحاظ فنی کیفی هستند و نه به جهت مالی در حد و قواره لیگ برتر قرار دارند ما همواره بر این عقیده استوار بودیم و هستیم که سر مایه ها حتی سر مایه گذاری گذرا را جذب والیبال کنیم و به ویژه در این اوضاع و احوال در قید و بند تعداد تیمها نباشبم ولی وقتی تیمی که هنوز بدهکاری فصل گذشته را پر داخت نکرده و با استخدام بازیکنان درجه سه لیگ برتر را بازیچه عدم دور اندیشی و یا خود نمایی و منفعت طلبی خویش قرار می دهند ؛سازمان لیگ که در راس آن یک شخصیت والیبال قرار دارد باید با کسب اختیار ات لازمه مو را از ماست بیرون بکشد و اجازه ندهد هر تیم بی هو یت وارد کار زاری شود که پیشانی والیبال باشگاهی ایران است همه می دانیم تیم ملی خوب متصمن داشتن لیگ خوب است و ما حق نداریم ویژگی های ممتاز و شناخته شده جهان. مصلحت اندیشی یا کسب رضایت فلان مقام محلی یا آیین دوست یابی و جمع کردن سیاهی لشکر بکنیم لیگ ایران باید دوام و قوام و حساب و کتاب داشته باشد تا باشگاههای ما به روال صحیح گام بر دارندبر فراز تورj_hamidiJ
آشتی تهرانی ها با والیبالطبیعت قهرمان شدفینال مسابقات لیگ ازاد تهران سببی شد تا تالار خانه والیبال بعد از سالها حسرت پر از تماشاگران شود و.جاذبه هاب جدیدی ایجاد شود باید ابن جو و فضا را حفط کرد و برنامه ذیزیهای جاری را تداوم بخشیدکسابقات با حصور 15 تیم بر گزار شد طبیعت اسلامشهر مان شد پی ای وی دو و شمالغرب دو م و سوم دو تیم از شهرستان قم هم آمده بودند و بر گرمی رقابتها افزودند اما این واقعیت ملموسی شد که والیبال تهران جان تازه ای گرفته استاسلامشهر بازی پایانی را سه بر صفر برد ولی تمرینی شد.تا با جوانانش آماده لیگ برتر شوند ؛بهترین ها یا به روایتی تیم رویایی مسابقات هم معرفی شدعلیرضا مشهد بان ؛عرفان نوروزی نژاد،امیذد زارع؛حسین وثوقی،محمد رضا حضوری،مصطفی حیدری و ستاره ای به نام علی ممبینی کاپ انفرادی گرفتند یکی دیگر از جلوه های روز پایان دعوت از پیشکسوتان تهرانی بود که جلوه خاصی به مسابقات داده بود این روز ها سپید مو های پایتخت هم مشوق کار جوانانش هیات والیبال شده اند جوانان تهرانی باید بدانند بازیکنامنب مانند خسرو نیاکیان چه شخصیتی بود وی عضو تیم ملی ایران در پیکارهای جهانی1970 صوفیه بود و قدرت پرش بی نظیری داشت والیبال ورزش اجتماعی و مبتنی بر خصوصیات فامیلی است آیین پایانی مسابقات با حضور حاج رضا اسفندیاری ریاست و دکتر حسن پور رییس انضباطی فدراسیون سمیه چگینی نایب رئیس بانوان جلال اشرفی دبیر کل و حسین پور کاشیان رئیس کمیته مسابقات هیات استان انجام پذیرفت و تشریفات ویژه ای داشت
"جوانگرایی آینده سازیست نه صرفا جوان سازی"در روند جوانگرایی و پوستاندازی تیم ملی والیبال، به نظر میرسد در بعضی انتخابها دچار اشتباه شدهایم؛ اشتباهاتی که اگر اصلاح نشوند، میتوانند آینده تیم ملی را با خطر جدی مواجه کنند.ما بازیکنان جوانی داریم و انتخاب کردهایم که برخی از آنها، با توجه به سطح فنی فعلی و روند پیشرفتشان، افق چندان روشنی برای آینده تیم ملی ندارند. صرف جوان بودن یک بازیکن، بهتنهایی نمیتواند معیار مناسبی برای حضور در تیم ملی باشد.از طرف دیگر، بازیکنانی داریم که از نظر فنی تواناییهای بالایی دارند، اما هنوز استمرار لازم را ندارند؛ یک یا دو ست درخشان ظاهر میشوند و بعد از نظر جسمی یا روانی افت میکنند، یا در یک مسابقه عملکرد بسیار خوبی دارند و در مسابقه بعد نمیتوانند همان کیفیت را تکرار کنند.سؤال اینجاست: کدامیک از این بازیکنان جوان، در حال حاضر نشانههای استمرار و ثباتی در حد سیدمحمد موسوی،سعید معروف، فرهاد قائمی، شهرام محمودی یا امیر غفور را نشان میدهند؟جوانگرایی واقعی یعنی پیدا کردن بازیکنانی که علاوه بر استعداد، ظرفیت رشد، ثبات عملکرد، شخصیت رقابتی، توان تحمل فشار و قابلیت حضور مؤثر در سطح اول والیبال جهان را داشته باشند.تیم ملی محل آزمون و خطای بیپایان نیست. ما میتوانیم و باید به جوانان فرصت بدهیم، اما این فرصت باید بر اساس معیارهای دقیق فنی و آیندهنگرانه باشد، نه صرفاً بر مبنای سن.بنابراین به نظرم باید فرآیند استعدادیابی و انتخاب بازیکنان ملی را بازنگری کنیم. باید ببینیم چه بازیکنی امروز خوب است، اما مهمتر از آن، چه بازیکنی میتواند دو، چهار یا شش سال بعد ستون تیم ملی باشد.اگر در جوانگرایی فقط «سن» را ببینیم، ممکن است نسل را عوض کرده باشیم، اما تیمی برای آینده نساخته باشیم.جوانگرایی باید آیندهسازی باشد، نه صرفاً جوانسازی.میر مصطفی شجاعی