🔘پادشاهی در شهر گذر می کرد.مردی را دید که بزغاله ای با خود می برد.شاه گفت:بزغاله را به چند خریده ای؟گفت: خانه ای داشتم، با آن بزغاله را خریدم.گفت:خانه ای دادی و بزغاله گرفتی؟مرد گفت: به برکت پادشاهی شما، سال دیگر مرغی توانم خرید.🆔 @Iran5History
زنی که سر دو شوهر را خورده بود و شوهر سیمش رو به مرگ بود، برای او گریه میکرد و میگفت: ای خواجه کجا میروی و بعد مرگت مرا به که میسپاری؟خواجه گفت: به قرمساق چهارمی ...امثال و حکم🆔 @Iran5History