و انگار زندگی همینه، یه سری پروندهی نیمهباز که شاید هیچوقت بسته نشن. یاد میگیری باهاشون زندگی کنی، گاهی نادیدهشون بگیری، گاهی برگردی و یه نگاهی بندازی، و گاهی هم بیدلیل تو نصفشب یه حس عجیبی بیاد سراغت که نمیدونی از کدوم صفحهی بلند شده.[ هوای حوا🪷]