هی این استوری تلگرام دستم میخوره باز میشه هی با قیافه وحشتناک خودم مواجه میشم
انتشار: 2026/08/15 19:17 UTCدریافت: 2026/08/16 15:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 15:05 UTC
هی این استوری تلگرام دستم میخوره باز میشه هی با قیافه وحشتناک خودم مواجه میشم
پستهای تلگرام — هستی نگار|از کنکور تا فیزیوتراپی
بچهها تا حالا شده موقع درس خوندن ذهنتون هی اینور و اونور بره؟ 😵💫 موزیک بیکلام میتونه برای تمرکز یه همراه خیلی خوب باشه 🎧 چون کلام نداره، مغز کمتر درگیر دنبال کردن جملهها میشه. در نتیجه راحتتر روی مطالعه و حل تست تمرکز میکنیم 📚 البته برای…چقدر دوستش داشتممن اضافه کنم توی سکوت مطلق نمیتونم درس بخونم بخاطر همین انتخابم موزیک بی کلام و صدای طبیعتهشما هم مثل منین؟
بچهها تا حالا شده موقع درس خوندن ذهنتون هی اینور و اونور بره؟ 😵💫 موزیک بیکلام میتونه برای تمرکز یه همراه خیلی خوب باشه 🎧 چون کلام نداره، مغز کمتر درگیر دنبال کردن جملهها میشه. در نتیجه راحتتر روی مطالعه و حل تست تمرکز میکنیم 📚 البته برای همه جواب یکسانی نداره؛ باید ببینید باهاش بهتر درس میخونید یا نه! برای شروع، موزیکهای پیانویی Ludovico Einaudi رو امتحان کنید 🎹 آلبومهای *Divenire* و *In a Time Lapse* فضای آروم و دلنشینی دارن. قطعهی معروف *Nuvole Bianche* هم برای شروع خیلی انتخاب خوبیه 🤍 اگه موزیک آروم ولی کمی ریتمدار دوست دارید، سبک Lo-fi مناسبه. عبارت Lofi Girl Study رو سرچ کنید؛ پلیلیستهای طولانی برای مطالعه داره 🌙 برای درسهای سختتر و تمرکز عمیق، آلبوم *Music for Airports* از Brian Eno رو تست کنید. صدای بارون، طبیعت یا Brown Noise هم میتونه حواسپرتیهای محیط رو کمتر کنه 🌧️ اگه دنبال حس انگیزشی و حماسی هستید، موسیقیهای Hans Zimmer و *Interstellar* رو امتحان کنید 🚀 فقط حواستون باشه صدا خیلی بلند نباشه و موزیک تبدیل به عامل حواسپرتی نشه! حالا شما با موزیک بهتر درس میخونید یا سکوت مطلق؟ 😄📖
نکه فکر کنید دزدکی شنیدمنه واقعا پنجره ی اتاق بیمار باز بود من داشتم پرونده مینوشتم بعدیه خانوم دانشجوی پزشکی کنار همسرش (پارتنر؟!) پشت پنجره بودن بعد پسره با یهههه غمممییی داشت میگفتگناه من چیه؟هروقت میخوام ببینمتیا سر راند هستییا شیفتییا بیمار دارییا امتحان داریدلم برات تنگ میشه منمیگی چکار کنم دیگه؟؟ای خدا😭😭
کاش صبح از ساعت یازده دوازده شروع میشد😭
نه بابا جانم نه فدات بشم خاص ترین عید نبود خاص ترین عید شش سال بعد اتفاق افتاد که من توی شهر خودم روزِ بمباران وسط ِ وسط ِ داستان بودم پناه گرفتم یه گوشه و تیکه تیکه شدن همه چیز رو دیدم آتیش گرفتن همه چیز رو دیدم و…… بماند بابا جان البته که واقعا کرونا…واااای یه زیر خاکی پیدا کردم😂😂😂وقتی که قبول شده بودم مامان اینا رفتن به عنوان شیرینی قبولیم کیک سفارش دادنیه کیک خوشگل نشون داده بودن به اون آقاهه اینو تحویل داده بود 🤣🤣🤣کاری ندارم چرا قرصش اینجوری باد کرده چرا طناب رو اون شکلی ساختیییییچرا عصاش عقب مانده اسسسس😂😔اون کپسول ها به چه منظوری هستن دقیقا….


