تفاوت عشق زن و مرد♥️ @harfda channel ❥
انتشار: 2026/08/14 13:27 UTCدریافت: 2026/08/17 14:39 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 14:39 UTC
تفاوت عشق زن و مرد♥️ @harfda channel ❥
پستهای تلگرام — حرف دل من
کاش هممون یروز به این آگاهی برسیم♥️ @harfda channel ❥
ایران خانم!! میشنوی صدامونو؟ ♥️ @harfda channel ❥
💬مردان در حال انقراضاند؛ نه از روی زمین، از زندگییک زمانی مرد بودن، فقط به نانآوری و محکم بودن خلاصه نمیشد.مردها رفیق داشتند، پناه داشتند، همصحبت داشتند. عصرها جایی برای نشستن بود، کسی بود که صدایت کند، بگوید: «کجایی؟ بیا یک چایی بخوریم.»مردها اگرچه کمتر از امروز از احساساتشان حرف میزدند، اما بیشتر کنار هم بودند.اما امروز اتفاق عجیبی افتاده است؛مردان هنوز هستند، اما آرامآرام از زندگی یکدیگر حذف میشوند.مردی را میبینی که صبح از خانه بیرون می رود و شب خسته برمیگردد و فردا دوباره همان مسیر را تکرار میکند.نه وقت رفیق دارد، نه حوصله مهمانی، نه پول دورهمی و سفر و تفریح؛ و گاهی حتی دیگر نمیداند با چه کسی میتواند بدون ملاحظه حرف بزند.مردها یاد گرفتهاند خستگیشان را پنهان کنند.یاد گرفتهاند بگویند «خوبم»، حتی وقتی خوب نیستند.یاد گرفتهاند مشکلاتشان را خودشان حل کنند و اگر نتوانستند، باز هم چیزی نگویند.و اینگونه است که «مرد قوی» کمکم تبدیل میشود به «مرد تنها».شاید انقراض مردان از جایی شروع میشود که دیگر کسی سراغشان را نمیگیرد؛وقتی یک مرد میتواند هفتهها و ماهها با کسی بیرون نرود و هیچکس متوجه غیبتش نشود.وقتی رفاقت تبدیل میشود به چند پیام مناسبتی در شبکههای اجتماعی؛وقتی «رفیق قدیمی» تبدیل میشود به یک اسم در فهرست مخاطبان تلفن؛وقتی فوتبال دیدن، سفر رفتن، چای خوردن و چند ساعت بیهدف حرف زدن، جای خود را به کار، صفحه موبایل و خستگی میدهد.مردان همیشه برای خانواده، کار و مسئولیتهایشان وقت گذاشتهاند؛ اما کمتر کسی از آنها پرسیده است:«خودت چه میخواهی؟با چه کسی حرف میزنی؟وقتی خستهای، به چه کسی پناه میبری؟»شاید به همین دلیل است که بعضی مردان در ظاهر همه چیز دارند؛ خانه، خانواده، شغل و مسئولیت…اما در درون، جایی خالی دارند که هیچکدام از اینها بهتنهایی پرش نمیکند.مرد به رفیق نیاز دارد؛ نه برای فرار از خانواده، بلکه برای اینکه بتواند با روحی سالمتر به خانواده بازگردد.رفیق، رقیب همسر نیست.رفیق، رقیب خانواده نیست.رفاقت، یکی از ستونهای سلامت اجتماعی انسان است.ما نباید به گذشته برگردیم؛ به روزهایی که بعضی مردان رفاقت را به خانواده ترجیح میدادند.اما نباید به نقطه مقابل هم برسیم؛ جایی که مرد هیچکس را جز خودش ندارد.شاید «انقراض مردان» از بین رفتن جسم آنها نباشد؛از بین رفتن رفاقت، گفتوگو، همدلی، شوخی، اعتماد و احساس تعلق باشد.مردی که دیگر کسی را برای یک فنجان چای، یک قدم زدن، یک سفر کوتاه یا حتی یک درد دل ساده ندارد، شاید هنوز در میان جمع زندگی کند؛ اما بخشی از وجودش سالهاست در سکوت زندگی میکند...پس اگر رفیقی دارید که مدتهاست ندیدهاید،اگر مردی را میشناسید که همیشه میگوید «سرم شلوغ است»،اگر دوستی دارید که همیشه خودش را قوی نشان میدهد،یک بار شما سراغش را بگیرید...گاهی یک «کجایی رفیق؟»میتواند بیشتر از هزار جمله ارزش داشته باشد.رفاقت را جدی بگیریم؛قبل از آنکه مردان، نه از روی زمین،بلکه از زندگی یکدیگر منقرض شوند.تقدیم به همه رفیقهایی که هنوز هستند؛و به آنهایی که مدتهاست کسی صدایشان نکرده است.دکتر #ابراهیمی_مقدم♥️ @harfda channel ❥
💬همه مامانت نیستن که تا قیامت منتظر تموم شدن ناله ها و بهونه هات بمونن بعضیا برنامه دارن و برای زحمتایی که کشیدن ارزش قائلن. یه جایی خسته میشن از بچه بازیات و بازی رو بدون تو ادامه میدن.این دختر بچه به همه مون درس بزرگی داد♥️ @harfda channel ❥
💬زلزله در ژاپن یک عمل جراحی رو متوقف کرد؛ اما نکته شگفتانگیز اینجا بود که حتی در اون لحظات بحرانی که جان خودِ کادر درمان در خطر بود، تموم حواس و اولویت اونها حفظ ایمنی و جان بیمار بود.♥️ @harfda channel ❥
💬انتظار آمدن ، برای کسی که دوستش داری دردناکترین شکنجه ی این دنیاست 😞میگفت:می خواهم وقتی مادرم برگشت ، مرا از روی جورابهای قرمزم بشناسد 😞 و با همین جمله هفتاد سال صبر کرد..... در شش سالگی ، وقتی پدرش را از دست داد ،مادرش یک جفت جوراب قرمز به پایش کرد و او را در صومعه ی دیرالزعفران نزدیک روستای زندگی اش رها کرد ، مادر به او گفته بود:ما برمیگردیم ، باهه!و این تنها جمله ای از مادر بود که در ذهن کودکی شش ساله نقش بسته بود و با همین جمله هفتاد سال با جورابهایی قرمز در آن صومعه ایستاد تا مادر برگردد و او را از روی جورابهای قرمزش بشناسد . اما مادر در همان روزها به سوریه مهاجرت کرده بود و همانجا ازدواج کرده بود و هیچ وقت به آن صومعه بازنگشت و در نهایت " باهه " در سال 2014 در همان صومعه درگذشت و همانجا به خاک سپرده شدمردی با جورابهای قرمز و انتظاری هفتاد ساله 😞سیرکیس کاپلان ( باهه ) با یک جمله ی "برمیگردم" مادرش ۷۰ سال در جایی انتظار کشید و در همانجا هم چشم از جهان فروبست!انتظار آمدن ، برای کسی که دوستش داری دردناکترین شکنجه ی این دنیاست 😞سهیل ملکی♥️ @harfda channel ❥
