تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 12:00 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک""اشعار اهل بیتhttp://hadithashk.comشعر مذهبی ایتا و بله@hadithashkاینستاگرام:www.instagram.com/hadith_ashkارتباط با ادمین @hadithashk2@hadithashk_adminلطفا درخواست تبادل و تبلیغات نکنید
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 263 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
رسم است اگر که رفت بزرگی از این جهانمردم دهند تسلیت بازماندگانبر داغدار ، گریه و احساس میبرندهر سو براش دسته گل یاس میبرندپس میزنند بهر غم نازدانه اشرخت سیاه بر در و دیوار خانه اشهمسایه ها براش به این حکم مستحبمی آورند نان و غذا با کمی رطبپیغمبر خدا که از این خانه رخت بستهیزم رسید و نار در خانه اش نشستآتش زدند خانهی آن داغ دیده رامسمار سوخت سینهی ماه خمیده رامادر به میخ خورد تنش ذبح شد پسرآه از غمی که زنده شود با غمی دگردیوارشان سیاه شد اما به زیر دودزهرای لطمه خورده سر و روش شد کبودبردند دست بسته علی را کشان کشانمحکم زدند فاطمه را با غلافشانهمسایه اش نه دسته گلی برد نه طعامرفتند بچه هاش گرسنه به سمت شاممسمار قاتل پسر بوتراب شدهمدرد داغ مادر محسن رباب شدصاحب عزای کربوبلا بنت بوتراببا اشک و ناله رفت سوی مجلس شراب#محسنیه #حضرت_رسول_اکرم_ص#حضرت_زهرا_س #وحید_عظیم_پور @hadithashk
بهشتی است دلی که در این عزا خون شددر این عزا که دلِ خَتمُ الانبیاء خون شدنوشتهاند که یک سوم از تبارِ علیدر آن نزاع، از آثارِ ضربه ها خون شد برایِ حالِ بدِ مادرت دعا کردیمچه حکمتیست که حتّی دلِ دعا خون شد؟عزا و روضهیِ تو مختصِ خصوصیهاستبرایِ داغِ تو باید که بی صدا خون شدپس از نوشتنِ نامت به رویِ لوحِ وجودبه حیرتند ملائک، قلم چرا خون شد؟تو محسنِبنِعلی، آن حقیقتِ مکتومکه از غریبیِ تو چشمِ مبتلا خون شدیقین که شأن نزولِ "بِأَیِّ ذَنبی" تو*که وقت خواندنش آیاتِ هل اتی خون شدحدیثِ "اوّل مَن یُحکَم" به ما فهماند**برای قتلِ تو اوّل دلِ خدا خون شدولی چه خوب ندیدی که روزِ عاشورابه وقتِ عصر، تمامیِ کربلا خون شدمیانِ دشت، به ناگاه دختری گم شدبه رویِ نیزه دلِ شاهِ سر جدا خون شد#محسنیه #حضرت_زهرا_س #علی_گلچین_پور *:سوره تکویربِأَيِّ ذَنۢبࣲ قُتِلَتْ(٩) به كدام گناه كشته شده ؟**:و أوّل من يحكم فيه محسن بن عليّ عليه السلام في قاتلهمنبع:(كامل الزيارات: ۳۳۴)بحارالأنوار ج : ۲۸ ص : ۵۲(سبطین)@hadithashk
شک ندارم روز محشر، در کنار اهل بیتشیعیان را حضرت محسن، شفاعت میکندثلث سادات بن الزّهرا، میان آتش استآتش و دود و لگد، دارد قیامت میکنددست مادر پشت در بود و به آن زد ضربهایای بسوزد او که دارد هتک حرمت میکند!در به روی مادرم افتاد و از آن رد شدندکلّ عالم زین بلا دارد شکایت میکندخانهای که جبرئیل، اذن ورودش میگرفتپیروان کفر، بر اهلش جسارت میکندبا غلاف تیغ، دست مادر از شال علیشد جدا و زین عمل، دشمن حمایت میکنددست حیدر را ببستند و به مسجد بردهاندبین جمعی که در آن ابلیس، بیعت میکندهم ستون عرش حقّ میلرزد از مظلومیاشهم خدا گریه بر این اهل طهارت میکنددر قیامت، اوّلین پروندهی قتل جنینمحسن است و ماجرایش را روایت میکنداز غریبی علی و مادرش میگوید وکلّ عالم گریه بر این حجم غربت میکنداز در خونین و دود و آتش و مسمار تیزاز غلاف تیغ و پهلو هم که صحبت میکند#محسنیه#حضرت_زهرا_س#امیرعلی_شهریار_راد@hadithashk
به نام آنکه دلم را زده به نام حسینبه نام صبح سلام علی الدوام حسینهزار مرتبه باید بمیرم از سر شوقبرای دادن پاسخ به یک سلام حسینغلام همت آنم که زیر چرخ کبودبه لطف بند تعلق شده غلام حسینعجیب نیست اگر وقف روضه اش هستمکه بوده گریه به کام من و به نام حسیننشد شهید شوم در رکاب او اماادامه داشته در سجده ام قیام حسینمرا بزرگی او کرده است شرمندهوگرنه سرزنشی نیست در مرام حسینبه لطف گریه نبود و برای توبه نبودخدا گذشت از آدم به احترام حسین#عزیزم_حسین_ع#عاطفه_سادات_موسوی @hadithashk
گرچه وصفت از زبان شاعران ناممکن است عشق بازی باشکوه نامت اما ممکن است حضرت محسن ارادتمند درگاه توایماین ارادت دودمانم را قیامت ضامن است شرط ایمان که نماز و روزه و احرام نیست هر کسی عشق تو را در سینه دارد مومن است اشک بر تو عاقبت دست مرا خواهد گرفت موج دریا دستگیر خار و خاشاک و شن است خاک پای تو نصیب چشم این عالم نشد سرمهای که حسرتش بر سینه انس و جن است مادرت پهلو به در زد در امان باشی ولیآینه در پیش سنگ آن وادی نا ایمن استآمدی یک لحظه دنیا لحظهای رفتی ز دستآنکه میلادش قرین شد با شهادت محسن است میخ اگر کوتاه میآمد تو میماندی ولی قامت مسمار گویا ظاهرا تا باطن است دومی هم جان تو هم جان مادر را گرفت منکر این واقعه بر آدمیت خائن استفضه زیر چادرش پنهان تو را تشییع کرد آنکه حتی مادرش او را ندیده محسن است ای جنین بیگنه بعد تو بابا چون جنین زانوان غم بغل کرده به کنجی ساکن است#شهادت_حضرت_محسن_ع#محسنیه#موسی_علیمرادی @hadithashk
یا زهرا(س)جهان روشن از طلعت فاطمه است کلام خدا ، صحبت فاطمه است سر سفرهها ، برکت فاطمه است کس و کار ما حضرت فاطمه است تو در عشق ، پیغمبری می کنی برای همه مادری می کنی تو هستی تمامی هستِ پدر غم تو دلیل شکست پدر همین که نشستی ، نشسته پدر عبا را تو دادی به دستِ پدر نخ چادرت ، رخت احرام بود نبی در کنار تو آرام بود چه توحید نابیست در پند تو کلید بهشت است لبخند تو به پیشانی ماست سربند تو پسرهای ما نذر فرزند تو همه نوکر جاننثار توایم گدایان ایل و تبار توایم وجود تو در اوج شب ، ماه شد مسیر خدا با تو کوتاه شد حضور تو فانوس این راه شد یدالله با تو یدالله شد تو جام غدیرِ خُم آورده ای تو ما را مُرید علی کرده ای علی ، فاطمه هست و زهرا ، علی شده ذکر یا فاطمه ، یا علی رسیدیم با فاطمه تا علی به زهرا سپرده حرم را علی! پُر از شور و شوق و شعف ، می رویم به همراه مادر ، نجف می رویم فقیر علی ، قنبر فاطمه است علیدوست در لشکر فاطمه است تمام وطن ، محضر فاطمه است که این مملکت ، کشور فاطمه است به لطف تو یکتاپرستیم ما سر جانمازت نشستیم ما غمت شعله بود و به گلزار خورد گُذارت به بُنبَستِ اغیار خورد مسیرت به یک پستِ غَدّار خورد چُنان زد ، سر تو به دیوار خورد حسن دید سیلی به صورت نشست گمانم دوتا گوشواره شکست همین که پر تو زمینگیر شد دل آینه مات تکثیر شد پسر خواست مانع شود ، دیر شد بمیرم! حسن یکشبه پیر شد غم مجتبی ، زخمِ ملموس نیست کُشندهتر از داغ ناموس ، نیست بردیا محمدی #بردیا_محمدی #حضرت_زهرا_س لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مادر(به حق گریه های بی صدامون به عرشت میرسه امشب صدامون خدایا بردا از عمری که دادی بزارش روی عمر مادرامون)* اره مادر همیشه مهربونه همه غمهای اولادو میدونه غم مادر پریشونی میاره الهی خونه بی مادر نمونه همیشه جاش میون خاطراته چه باشه توی دنیا چه نباشه چقد بوسیدنیه دست مادر اره میگن بهشتم زیر پاشه فدای مادری که بی مزاره فدای مادری که بی نشونه تموم مادرای ما فداشن غبار چادرش روزی رسونه فدای مادرای اسمونی که دیگه از میون ماها رفتن همونایی که اهل روضه بودن چچقد با گریه یا زهرا میگفتن گل یاس پیمبر وای مادر تموم هست حیدر وای مادر میون شعله ها تو آتیش و دود شدی مجروح از در وای مادر محمد جواد مطیع ها *(علیرضا وفایی_خیال) #اشعار_ایام_محسنیه #حضرت_زهرا_س #مادر #محمد_جواد_مطیع_ها لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غرور حیدر کرار در مدینه شکستو درب بیت امامت به ضرب کینه شکستسه روز بعد نبی یاس مرتضی پژمردسه روز بعد نبی استخوان سینه شکست#محسنیه #مجید_حقی@hadithashk
در هیبت مردانه ات غیرت مجسم میشود فرمان که صادر میکنی برما مقدم میشودبا خنده ی شیرین تو دل ها به یغما میرودامت به شوق وصل تو شور دمادم میشود بی آنکه رخ برما نهی عاشق شدیم و بی قرارگر دیدنت حاصل شود ایران منظم میشودحالا که چون صاحب زمان در غیبتی جانان منبا ما بگو راز مگو این سینه محرم میشوددلتنگ نائب باشی و بی تاب صاحب باشی و حیران و سرگردان شوی دیدار مرهم میشوددرد دلم بشنو که من از دوری مولای خود مجنون شدم چشمان تو درمان دردم میشوددل ناگرون جان تو از خصم کین بد سرشتباشم ، نباشم گفتنت تیری به قلبم میشود#رهبر_معظم_انقلاب_اسلامی#حضرت_آیت_الله_سید_مجتبی_خامنه_ای#فاطمه_طالبی_راد@hadithashk
قدم میزنم طول این کوچه روچجوری نگاهت رو از من گرفتکبودی مث پوشیه کاملاهمه صورتت رو تماما گرفتدلم واسه چشمات چقد تنگ شدهخونه تاریکه نوره چشمات نیستپر از رد چکمست از در به بعدتوو خونت دیگه رد پاهات نیستببین روزگار منو بعده توغمامو تووی چاه حل میکنمشبا بعده گریه میرم بی صداهمش چادرت رو بغل می کنمدلم خیلی تنگه خدا شاهدههمش جانمازت رو بو میکنمحواسم نبود و به جای عبامدارم چادرت رو رفو میکنممیگن فضه دیده چیشد پشت درگلم رو جدا کردن از مادرشچی میشد شیاری روی در نبوددیدم رد شد از بین در خنجرشرسیدم دیدم در روو جسم تو بودسر میخ چجوری توو پهلوت بودمگه در سپر واسه جسمت نبودرد تازیونه روو بازوت بودرهام کردی اما به زوره غلافصدا ضربه ها جون من رو گرفتخدا خیر بده فضه با چادرشچشای حسین و حسن رو گرفتبریدم بریدم ببین فاطمهاز این زندگی پامو پس میکشمخبر داشته باش بعده داغت گلمیه مُردم که دارم نفس میکشم....#محسنیه#حضرت_زهرا_س #مصطفی_جلیلی_نژاد @hadithashk
دست و پا زدیم برای شامِ روضت دیدی...روو زدیم برای خرجای توو هیئت دیدی....ما یه مشت فقیره بینوای غارت زده ایم....خیلی کم گذاشتیم آقا ما خجالت زده ایم....خرجمونو دادی و خرج عزاتون کردیم...هر کاری که برمیومده براتون کردیم...آبرومونو گذاشتیم آبرومونو نبر...جلوی همه قیامت آبرومونو بخر...#وداع#مصطفی_جلیلی_نژاد@hadithashk
همین بر اومده از دست من ؛ من سعی مو کردمنشد تا دق کنم سردم گنه کارم چه بی دردم....زبونم لال اگه این آخرین ماهه عزام بودش...اگه دیدار قبلی آخرین کرب و بلام بودش....اگه سال دیگه عکسم رو میزارن دمه هیئت...اگه سال دیگه اسمم فقط میاد تووی روضت...حواست باشه که تووی تنورِ غصه هات سوختم...حواست باشه که خیلی به اسمت چشممو دوختم...من امسالم رو مثل ابرِ پُر توو روضه باریدم...شبیه بچه هات خیلی شبارو من نخوابیدم...تمومه شصت شب روضه به روضه در به در بودم...کنار خواهرت منزل به منزل پشت سر بودم...خرابه من نرفتم اما خب حالم خراب بوده...اگه قلبم گرفته از غمه بزم شراب بوده...برای لای لایِ خوابِ اصغر هم صدا بودم...دمِ جمع کردنِ اکبر منم دورِ عبا بودم....اگر که باز خوندم روضتو باشه...تو لالم کن....حلالم کن حلالم کن حلالم کن حلالم کن....اگر که سال دیگه زیر خاکم سر بزن پیشم....بدون تو بهشتم باشم آقا بین آتیشم...#وداع#مصطفی_جلیلی_نژاد@hadithashk
ایام محسنیه رو خدمت حضرت ولی عصر عج و همه شیعیان تسلیت عرض میکنیماین دهه تلخ ترین و تاریک ترین دهه ای که بر اهل بیت علیهم السّلام گذشتاتفاقات این روزها :۱- نسبت هذیان گویی به رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله۲- شهادت رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله۳- شهادت امام حسن مجتبی علیه السّلام ۴- شهادت امام رضا علیه السّلام ۵- دفن بدن مطهر رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله بعد از ۳ روز روی زمین ماندن (اول ربیع الأول حضرت امیرالمؤمنین ایشان را دفن کردند)۶- هجوم به خانه وحی در سه نوبت۷- احراق الباب و احراق البیت۸- مجروح شدن حضرت صدیقةالشهیده فاطمة الزهراء سلام اللّه علیها۹- سقط شدن بهترین جنین یعنی شهادت حضرت محسن سلام اللّه علیه اول شهید ولایت۱۰- غصب خلافت بر حق امیرالمؤمنین صلوات اللّه علیه۱۱- غصب فدک از اهل بیت علیهم السّلام ۱۲- بستن دستان امیرالمومنین صلوات اللّه علیه۱۳- شهادت حضرت سکینه سلام اللّه علیها ۱۴- شهادت امام حسن عسکری صلوات اللّه علیه#محسنیه@hadithashk
مولای مهربان منی یا اباالحسن(ع)عشق منی و جان منی یا اباالحسن(ع)مهمان سفره صدپاره ام به اشکعمری است میزبان منی یا اباالحسن(ع)خورشید را به خاک حریم تو دیدهامآری تو آسمان منی یا اباالحسن(ع)بهتر ز تو، جواب دلم را نداده کَسچون آگه از زبان منی یا اباالحسن(ع)هر سائل حریم تو از مهربانیتگوید به خود از آن منی یا اباالحسن(ع)در هر کجا قرار دل بیقرار مندر هر نفس توان منی یا اباالحسن(ع)در خاندان من همه دلداده تواندمجبوب خاندان منی یا اباالحسن(ع)من کیستم گدای روان در حریم توتو کیستی، روان منی یا اباالحسن(ع)#امام_رضا_ع #سید_رضا_موید@hadithashk
کسی مانند من از غصه و غمها لبالب نیستبه درد دوری و هجران کسی چون من معذب نیستکجایی ای جواد من تویی تاب و تبم اماندارم تاب در پیکر در این پیکر بجز تب نیستز بس از سوزش زهر جفا_ آتش گرفتم کهدگر در چشم من فرقی میان روز با شب نیستاز این پهلو به آن پهلو میان حجره غلطیدمولی جسم کبود من به زیر نعل مرکب نیستسرو کار تن من با سر نیزه نیفتادهتنم سالم، سرم سالم بوَد، چوبی روی لب نیستخدا را شکر معصومه ندیده حال زارم راکه سهم دیدن این صحنه غیر از چشم زینب نیستفقط عمه تماشاکرد، برادر دست و پا میزدبرادر کشتن آن هم اینچنین در هیچ مذهب نیستز پای نی نگاه عمه جان بر حنجرش افتادصدا زد آه مادر این رگ گردن مرتب نیستشنیدم عمه زینب را میان کوچه گرداندندمیان کوچه ای که یکنفر حتی مؤدب نیست#شعر_شهادت_امام_رضا_ع#محمود_اسدی @hadithashk
مبارک شد قلم تا نقش بندد نام سلطان راعلی موسی الرضا، هشتم امام حی سبحان راامام مهربانی ، مهرتان همواره جاویدانبدون فیضتان هرگز ندیدم مهر تابان راتو ای شمس الشموس از دوری ات منظومه مبهوت استجهان طاقت ندارد بی شما خورشید پنهان راعبا بر سر مگیر ای مه، بتاب ای ماه عالم تابمکن محروم از تابیدن خود ملک ایران راتو سکانی و شأنت تکیه بر دیوار دادن نیستکسی از بهر دلداری عصا آرد سلیمان راچگونه آسمان طاقت بیارد این مصیبت راچو بیند سرو رعنای شهی افتان و خیزان راکشیده پای خود را بر زمین جای قدم، انگاربه سختی می کشد بر خاک کوچه، خط پایان رافغان از زهر ظلم ظالمان، ای چرخ شاهد باشکه بنشانده است بر روی زمین شاه خراسان رامرام دعوت و مهمان نوازی نیست شاهد باش یزیدی بار دیگر می کُشد از کینه مهمان راجوانی نیست تا گیرد امامش را در آغوشش؟ جگر می سوزد و این حال، آتش می زند جان را نه خواهر هست تا بر پیکر او اشک غم ریزدنه طفلش، تا بگیرد بر کف، آن دستان لرزان راهوای دل به یاد غربتت ابری شده است آقاکه جاری کرده از چشمان خشکم سیل باران راچه کرده مهر تو با مردم نوغان که در سوگتبیاوردند بهر پیکرت گلهای ریزان رافراموشم نشد جدّ غریبت، سنگها، گودالاگرچه دیده ام گلریزی زنهای نوغان راکفنها بهر تو آورده اند اما به یادم هستتن جد غریبت روی رمل داغ، عریان رابه یاد روضه ی یابن شبیبت گریه ها کردیمحسین کشته در کرب و بلا با کام عطشان راخدا را شکر از بالای زین آقا نیفتادیخدا را شکر این قامت ندیده پای اسبان رافدای بخشش و لطفت، فدای گردش چشمتتو یکجا داشتی هر آنچه که دارند خوبان را لطیفِ همنشین با مرم مسکینِ حاجتمندنمایان کرده ای با مهربانی، لطف رحمان رارسیدم تا به مشهد تا که بوسیدم ضریحت راچرا دیگر بخواهم از خدایت باغ رضوان رابیا تا مرقدش بنگر که او با خلق مانوس استبیا سیراب شو آن چشمه ی همواره جوشان را#شهادت_امام_رضا_علیهالسلام #جواد_محمودآبادی @hadithashk
ای ضامن آهو رضا، شاه خراسان ای هشتمین نور خدا، ای ماه تابانای قبلهی حاجات و ای نور خداییبا نور تو شد راه حق هموار و آسان حصن حصینی، شرط اصل و ناب توحیددر سلسله خواندم شروطط را رضا جان امید هر درمانده و نومید هستی فرمانبرم من دوستت دارم به قرآن رفتی اگر چه با غریبی، ای رضا جان شد مرقد تو قبلهی آزادمردان تا سرکشیدی جام زهری در غریبی عالم ز داغ و سوگ و هجرت شد پریشان یاد حسن، یاد حسین و کربلایشیاد عطش، یاد غریبیهای طفلاندردی به خود بدتر از این دنیا ندیدهدر ماتم و اندوه تو، زهراست گریانگرچه گنهکارم، ولی دل بستهام منبر رحمت و بر لطف تو، ای شاه و سلطان ای کاش روزی قسمت ما نیز باشدجان دادن اندر صحن تو، در پای ایوانفصل بهار این جهان بودی و رفتی آمد خزان بعد از تو در طوس و خراسان#امام_رضا_ع#احمد_علمدار @hadithashk
گریه بر چشم غزل افتاده از تدفین اواینکه میآید به سویش تیر در تکفین اوزخمها قبل از شهادت نیز مهمانش شدندمیهمان آن دل پرغصه و خونین اوغصهی سیلی و آتش، غصهی در مانده استبیشتر از زهر سوزانده دل غمگین اوحافظ اسلام و دین و پیروان راستینصلح بوده در حقیقت راه و رسم دین اوحلقهی وصل زمین و آسمان را خواندهاندهم مذلالمومنین، هم گفتهاند نفرین اومرهمی هرگز ندارد زهر کین بر زخم دلجز بیاید خواهرش یک لحظه بر بالین اودر پی زینب حسین بن علی هم آمدهتا که باشد مایهی آسایش و تسکین اودر حقیقت اینکه پیکر میرود سوی بقیعوعده داده حضرت خورشید در تمکین اوآرزویم هست در دنیا و بعد از مرگ خویشسهم من باشد نمک از سفرهی رنگین او#امام_حسن_ع #احمد_علمدار@hadithashk
گریهکُن ها همه از داغ رضا گریه کنیدشده مسموم ولی نعمت ما گریه کنیدپاره قلب پیمبر جگرش پاره شدهبه جگر سوخته زهر جفا گریه کنیدخواهرش نیست که بر بی کسیاش گریه کندجای معصومه مظلومه شما گریه کنیدگل بیارید و به همراه زنان نوغان به غریبی غریب الغربا گریه کنیدیاد آن لحظه که آن نور دل آل عباآمد اما به سرش داشت عبا گریه کنیددو قدم رفته نرفته به زمین می افتادسخت شد کارِ معین الضعفا گریه کنیدنا ندارد که سر از روی زمین بردارددستگیر همه افتاد زپا گریه کنیدپسرش آمد و برداشت سرش را از خاکبعد از این بر غم شاه شهدا گریه کنیدپسرش آمد و سیراب از این دنیا رفتهمه بر تشنه لب کرببلا گریه کنیدبهر آن کشته لب تشنه که آبش دادندبا سرِ نیزه و شمشیر و عصا گریه کنیدباغریب الغربا بهر غریب گودالکه بریدند سرش را زقفا گریه کند#شعر_شهادت_امام_رضا_ع #عبدالحسین_میرزایی @hadithashk
جانی نداشت تا که روی پا بایستد ای جان فدای آنکه نشد تا بایستدآتش گرفته است کسی که برابرشاز احترام، پهنهی دریا بایستداو برکت زمین و زمان است، حق بده کم مانده است نبض دو دنیا بایستد دارد عبا به سر به سوی حُجره میرود هی مینشیند و به تقلا بایستددر پیش مادرش به زمین خورد و هرچه کرد اما نشد مقابل زهرا بایستد بی فایده است هر چقدر ناله میزند این آتش جگر چه کند تا بایستد در را که بست دید جواد آمده ولی کودک چگونه از غمِ بابا بایستدتا سر گذاشت روی زمین دید کربلاستکم مانده قلب زینب کبری بایستدتا سمت خیمهها نروند آن حرامیانبر نیزه تکیه داد خدایا بایستددر بینِ نیزهها که به پهلو نشستهاندشمر آمده به سینهی آقا بایستد#شعر_شهادت_امام_رضا_ع#حسن_لطفی @hadithashk
از پریشان شدنم بستر من ریخت به همبنگر از زهر،که بال و پر من ریخت به همجگرم پیشتر از زهر جفا سوخته بودجگرم پاره شد و خواهر من ریخت به همجگرم سوخته از خنده ی قنفذ باشدباورم نیست چنین باور من ریخت به همبا تو سربسته بگویم که درآن کوچه،چه شدمادرم پیش دو چشم تر من ریخت به همدست من بود به دستش که ره ما سد شدبی هوا زد به رخ مادر من ریخت به هموسط کوچه سر مادرمان پایین بودتا زمین خورد همه پیکر من ریخت به همسر او خورد به دیوار به یک ضربه ولیتا که دیدم سر او را سر من ریخت به همزینبم گریه ی تو قلب مرا می شکندار تماشای تو خاکستر من ریخت به همپهلویم چکمه نخورده ست چرا بی تابیفکر کردی نکند حنجر من ریخت به همچون به گودال رسیدی بگو از سوز جگرغیرت الله ببین معجر من ریخت به هم#شعر_شهادت_امام_حسن_ع #محمود_اسدی @hadithashk
شان مزار مجتبی در این سرا نیستجز عرش هرجای دگر باشد روا نیستسائل طلب ناکرده اینجا پادشاه استدوروبر ربالکریم اصلا گدا نیستوقتی گره کور است باید یاحسن گفتنامی شبیه نام او مشکل گشا نیستکار طبیبان رونقی اینجا نداردنام حسن هست و نیازی بر دوا نیستایوان فقط ایوان زیبای حسن جانعرش خدا هم مثل اینجا باصفا نیستباید خدا سازد فقط ایوان او را شان مزار مجتبی در این سرا نیست#شعر_مناجات_امام_حسن_ع #سید_حسین_آقامیری@hadithashk
چقدر صورت در آینهست پیرتر از منبرای دیدن رویت بهانهگیرتر از منمگر تو گوش کنی، آینه شبیه به سنگیستکه از شنیدن این شِکوِههاست سیرتر از منبه ارتفاع تو و گنبدت قسم، که نیامدبه خاکساری تو هیچکس حقیرتر از منمقام نیست در این کهکشان رفیعتر از توپرنده نیست در این آسمان اسیرتر از منمرا مگیر به آلودگی و سربههواییکه نیست در حرمت شرم سربهزیرتر از مندوباره معجزۀ شوق را ببین که چگونهرسیده باد به پابوسی تو دیرتر از مندر آستان محبت خلافِ قاعده عُرف استکه من رهاترم از باد و او اسیرتر از منرسیدهام من و سر تا قدم شکست و نیازمنباش منتظر زائری فقیرتر از منببار بر منِ جانتشنه، ای لطافتِ مطلقکه نیست زیر هزار آسمان کویرتر از من.. مؤدّبانهترین شکل عرضِ حال، سکوت استکه اشک حال مرا گفته دلپذیرتر از من#شعر_مناجات_امام_رضا_ع #هادی_جانفدا@hadithashk
بابا مدام در بر تو می زنم به سریا که مرو یا که مرا همرهت ببراز سوز زهر سوختی و بستری شدیتو سوختی و من شدم از غصه خونجگربابا مرو که سخت دلم شور می زندبا رفتن تو بی کس و تنها شوم پدرای وای از غریبی و تنهایی علیای وای از فشار در و ضرب میخ درمن غصه ی خودم نخورم ای پدر،که منبهر علی کنم همه دم سینه را سپرترسم ز محسن است بماند به زیر پاترسم که له شود بدن کوچک پسریک لحظه چشم بی رمق خود گشا به مناز کربلا و تنگی گودی بده خبردر وقت احتضار سبک هست سینه اتاما تن حسین شود معبر گذر#شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص #شعر_شهادت_پیامبر_اسلام #حضرت_زهرا_س #محمود_اسدی @hadithashk
پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآلهآنقدر در میان ما غریب و ناشناخته است،که از اینکه به او بگوییم: شهیدمضایقه میکنیم!
گیراتر از اسم مصطفی باده نشدتوحید بدون حب او ساده نشد در کل تواریخ بشر هیچ کسیبهتر ز محمد امین زاده نشد#حضرت_محمد_ص#بهمن_ترکمان@hadithashk
پناهِ امنِ هر دلواپسی ، نورِ شبای تار...میام سمت حرم سمت خدا میره دلم انگار...توو اقیانوسِ صحنِ جامع ، غرقم توو امید آقا...مزاحم ، سر زده ، با غصه ...همسایت رسید آقا...توو صحنت می چشم من مزه ی روزای بهتر رو...تو معنی می کنی الجار ثم الدارِ مادر رو....سلام ای مهربونِ خاندانِ مهر و آقایی...زیارت اومدم ....من مطمئنم که تو اینجایی...تو اینجایی و عطر بودنت پاشیده توو اینجا...تو اینجایی و نور صورتت می تابه روو دنیا...حضورت باعث آرامش محض حرم میشه...داره بارِ گناهِ زائرات هر لحظه کم میشه...کسی که تشنگی شو آبِ سقاخونه می گیره...یقین دارم دمِ جون دادنش تشنه نمی میره...دمِ شیپورِ نقاره خونت زنگِ دعا میشه...با هر ضربه به روی طبل ، صد حاجت روا میشه...میگیره هر ملک از گنبدت روزیِ سالش رو...تبرک میکنه جبریل از گلدسته بالش رو...من هیچ وقت دست خالی برنگشتم از حرم سلطان...تمومه زندگیمو از تو دارم...نوکرم سلطان...#امام_رضا_ع #مصطفی_جلیلی_نژاد @hadithashk
سلام امام رضا بازم اومدممزاحمی که غصه شو آووردهشادی هاشو نمیاره برات که...دوباره اشک و گریه شو آووردهحاجتِ اولم رو یادت میاد؟بیسته ریاضیِ دبستانمو؟یادته گفتم شما یادم بدهبا صوت بخونم دیگه قرآنمو...سواد نداشتم که درست بخونمغلط میخوندم زیارت نامموآخره هر ثلث توو حرم میگفتمدرست بکن نمره ی کارناممو...بزرگترم شدم برا نوشتنجوهرِ خودکارمو از تو خواستمجوون شدم پول توو جیبم نداشتمرونقِ هر کارمو از تو خواستم...الان دیگه یه آدمه بزرگمتمومه باورم رو از تو دارمشما نبودی کی به من زن می داد...می دونم همسرم رو از تو دارم...پناه من ؛ وجود من ؛ امیدمتوو حرمت توو یک جهانه دیگه ام..یه حرفای دیگه دارم باهات که پای ضریح میگم توو شعر نمیگم...یه چیزه دیگه من ازت میخوام کهبی نیاز از نگاهه مردمم کناین دفعه که حرم بودم بی زحمت توو واحدِ گمشده ها گمم کن...#امام_رضا_ع #مصطفی_جلیلی_نژاد @hadithashk
امشب شب یتیمی اولاد آدم است"سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"شهر مدینه! سایهی سر داشتی..،چه شد؟!ای کودک یتیم ! پدر داشتی..،چه شد؟!آن مردِ دردمند که دلسوز بود ، رفتشصت و سه سال خاطره ی خوش ، چه زود رفتبُغضی عمیق در نفس کوچه ها نشستجان جهان ، امین زمان می رود ز دستوقت عروج قُدسی خَیْرُالاَنام شدمنبر به گریه گفت به مسجد : تمام شد!قابی برای گریهی ما جا گذاشتهآئینه تاب سنگ غمش را نداشتهتاریخ از توان قلم نااُمید شدلفظ وفات چیست؟! پیمبر شهید شدفتنه ، دسیسه ، مکر فراوان شروع شدبا رفتنش وقاحت شیطان شروع شددیو زمانه شمع مبین را به غار بُردلعنت بر آنکه لفظِ " لَیَهجُر" به کار بُردتنهایی علیِ جوانش چه می شوددلواپسی فاطمه جانش چه می شودبعد از رسول ، خانهی شادی خراب شدسیلی به زن زدن وسط کوچه ، باب شددست حرامزاده به صورت چنان نشستقلب مطهر نوهی ارشدش شکستآن در که بابِ عرض سلام رسول بودافتاده بود در قفس شعله ، بین دودآن دختری که میوهی جان پیمبر استآسیبدیدهی ضَرَبات دم در استاین غم به جان اُمَّت شیعه حواله شدگلبرگ یاس در دل آتش مُچاله شد#شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص #حضرت_زهرا_س #بردیا_محمدی @hadithashk
دم باب الجواد فهمیدمبی تو دار و ندار من هیچهیه زیارت برام کافی بودتا بفهمم کریم یعنی چههمه ی خادمات فهمیدندست من خالیه بدهکارمدست خالی نذار برگردمدرِ این خونه آبرو دارماز همون بچگی توو رویاهامخودمو گوشه ی حرم دیدمتو رُ توو لقمه ی حلال پدرتوو دعاهای مادرم دیدمقبل از اینکه به تو سلام کنمتو جواب سلاممو دادیمن اسیرم بگیر دستاموبرسونم به صحن آزادینمک سُفرمی امام رضازخممو مرهمی امام رضاکسی حرف منو نمی فهمهتو فقط مَحرمی امام رضا#امام_رضا_ع #محمد_حسین_ملکیان@hadithashk
دو ماه از داغ حسینم سوختیناجر گریه تون فقط با خودمهانقدر درد و غمش زیاده کههر چی گریه بکنین بازمکمهاون حسینی که توو یک روزِ بلنددرد و زخم و غم و اضطرابو داشتیه ابالفضل یه سکینه چند علیتووی خیمه و خونش ربابو داشتامشبو عزیزای دلم بیاینواسه ی راز دارِ من گریه کنینروی مادرو زمین نمی زنین؟یک شبو برا حسن گریه کنین...خیلی تنها و غریبه پسرمیار که هیچی تو بگو یه هم زبونزائری دور و برِ قبرش نیستنه حرم نه ... تو بگو یه سایه بون...خیلی تنها و غریبه پسرم...درد و غصه هاشو هیچوقت ندیدناز باباش غریب تره بین نمازسجاده از زیر پاش می کشیدن...خیلی تنها و غریبه پسرمرد سیلی روی گوش من دیدهروضه ها و مرثیه های منوشنیدین همه ولی حسن دیدهتوو چهل سال بعد کوچه حسنمخشک نشد یه ثانیه چشم تَرِش...زهر شوخیه برا داغِ دلش...تووی کوچه پاره شد اون جیگرش...بچه های من عزیزای دلمغم و غصه هاتونو من میخرم...یک شبو برا حسن گریه کنین...خیلی تنها و غریبه پسرم.....#شعر_شهادت_امام_حسن_ع #حضرت_زهرا_س#مصطفی_جلیلی_نژاد@hadithashk
شادم که بند بند دلم پاره میشوداین دل رها ز داغ جگر خواره میشودزهر آمد از دلم غم زهرا برون کندگاهی به زخم زخم دگر چاره میشوداز زهر مهلکی جگرم پاره پاره شدکان را به سنگ اگر بزنی پاره میشودیارب به جز محبت و خوبی ز من چه دیدآن همسری که قاتل و مکاره میشودبا نرم تر از آب دلی چون دل حسنقلبی چگونه سخت تر از خاره میشودباور نکن ز قتل حسن خصم شد خلاصاز نو به فکر ظلم دگر باره میشوداز تیر خوردن تن من در کفن عدوبر بام رفته سرخوش نظاره میشوداز تیرهای فتنه ی فتانه ای تنمخونین کفن ز خصم ستمکاره میشودخواهند اگر به جنب نبی مدفنم شوددشمن به جنگ' دست به غداره میشودبر روی دوش هاشمیان هر طرف رواناین پیکر من است که آواره میشودهر مرثیت به رنگ غزل درنیآمده استمرثیت "یتیم" غزلواره میشود#شعر_شهادت_امام_حسن_ع #مرتضی_جام_آبادی@hadithashk
در وصف ذات، صحبت ما احتیاج نیستزیرا که در صفات خدا «احتیاج» نیستباید به بال رفت و درآورد گیوه رادر بارگاه قرب تو پا احتیاج نیستتو بی وسیله هم بلدی معجزه کنیدست تو را به لطف عصا احتیاج نیستبوی طعام سفره، خودش میکشد مراتا خانهی تو راهنما احتیاج نیستخواهش نکرده اهل کرم لطف میکننداین جا به التماس گدا احتیاج نیستاصلاً پی معالجه ی این جگر مباش"بیمار عشق را به دوا احتیاج نیست"محشر برای رو شدن اعتبار توستکی گفته است روز جزا احتیاج نیست؟تو با سکوت کردن خود، جنگ میکنیتیغ تو را به کرب و بلا احتیاج نیست×××وقتی نداشت مادر تو سنگ قبر همدیگر تو را به صحن و سرا احتیاج نیست#علی_اکبر_لطیفیان#مناجات_با_امام_حسن_ع#شهادت_امام_حسن_ع@hadithashk
فاطمه(س) سربازِ بی چون و چرای حیدر(ع) استفاطمه(س) محوِ جمالِ دل رُبای حیدر(ع) استفاطمه(س) اُمّ الْاَئمّه ، دخترِ خورشید و ماهدلبر و دلدار و یارِ با وفای حیدر(ع) استبا کریمان نیست مشکل راهِ حلّ کارهااین صِفَت تنها به دستِ مجتبای حیدر(ع) استهیچ فرقی بین درس کربلا و کوفه نیستمسجد و محرابِ کوفه کربلای حیدر(ع) استمَن طلا می خواهم و دنیا نَدارد غیرِ سنگسهمِ من در زیرِ ایوانِ طلای حیدر(ع) استبا علی بودن همانا ، با خدا بودن همانچون که عالَم تحتِ فرمانِ خدای حیدر(ع) استفاتحِ خیبر به نقلِ اهل سنّت هم علیستاین مثالی از شُکوه و از وِلای حیدر(ع) استجز بَیانِ حَق ندیدَم در کلامِ مرتضیشاهد این ادّعایم خطبه های حیدر(ع) استمرتضی با حَق و حَق هم با عَلیِ مرتضاستحق وَقار و حق تَبار و حق صفای حیدر(ع) استخیبر و احزاب و بَدر و عادیات و هَل اَتی...یک جهان مبهوت و ماتِ ماجرای حیدر(ع) است« لا فَتی اِلّا عَلی لا سَیْف اِلّا ذوالْفَقار »بر لبِ جبریل هم مدح و ثنای حیدر(ع) استمصطفی شد شهرِ علم و منطق و برهان و دینبابِ شهرِ مصطفی(ص) قطعاً لِقای حیدر(ع) استمنبرِ پاکِ محمّد جای اهلِ فتنه نیستاین حریمِ با صفا تنها برای حیدر(ع) استمشهد و قم و دمشق و کاظمین و سامرا...هر بهشتِ دلگشا زائرسرای حیدر(ع) استمن نمی خواهم بهشت و قصرهای نقره راجنت الماوای رضوان زیر پای حیدر(ع) استدرد داری در بدن؟ این درد بر تو نوش جانچون علاج درد عالَم با دوای حیدر(ع) استواژه ها بسیار در وصفِ علی امّا زبانعاجز از توصیف و شرحِ یک هجای حیدر(ع) استحیدری ام حیدری ام حیدری ام حیدریکسبِ این توفیقِ والا خود عطای حیدر(ع) استمن صله می خواهم از دستِ امیرالمومنینبارالها آرزویم یک دعای حیدر(ع) استهر که شد یار حیا و غیرت و عدل و نمازلایقِ احسان و لطف و مرحبای حیدر(ع) است« اِکْفیانی وَانْصُرانی یا مُحمّد یا علی »خواندنِ ذکرِ فرج کارِ گدای حیدر(ع) استلشکرِ روزِ ظهورِ حضرتِ صاحب زمان(عج)با خلوص و با اَدب تحتِ لِوای حیدر(ع) است#فاطمه_حیاتی ( دانا شکیبا )#ذکر_علی_عبادت_است #مدح_امیرالمؤمنین_علی_علیهالسلام #مدح_امیرالمومنین @hadithashk
خواهم که امشبی به دلم اقتدا کنم بعد از خدا به نام حسن ابتدا کنم با سوز نای مرغ غزلخوان شب شکن تا صبح بیکرانه هو الهو ندا کنم با جذبه ی جمال رخش در حریم دل بیتی برای شعر و تغزل بنا کنم خواهم تمام اهل کرم را در این غزل با قطره ای ز جود حسن آشنا کنم شرمنده ام ز خامی این ادعای خویشبهتر که باز هم به خودش التجا کنم دل برده از کسی که دل از خلق برده است آخر چگونه وصف کمالش ادا کنم گر ذره ای جدا شود از او خیال من لازم شود که شعرخودم را قضا کنم گویم کلام آخر خود را در این غزلتا اینکه ختم این سخن نارسا کنم او مجتبای عالم خلقت گرفته نام باید حساب کار وی از کل جدا کنم شایسته است در پس این وصف ناتمام سالک شوم نظر به ره مجتبا کنم#شعر_مدح_امام_حسن_ع #شعر_شهادت_امام_حسن_ع #حسن_تقی_لو (سالک زنجانی)@badithashk
بی تو بیصبر و شکیبیم پس از تو ای وایما در این شهر غریبیم پس از تو ای وایجان من جان علی ای تن تبدار بمانچشم بگشا به روی این همه اصرار بمانرحم کن بر من و بر چشم پریشان علیبینِ بستر چقدر آب شدی جان علیوای از این داغ که بعد تو مقدر شده استاز هم اکنون غم ما چند برابر شده استبی تو کس حلقهی کاشانهی ما را نزندغیر جبریل در خانهی ما را نزندبعد تو هیچ سَری سر به عزایم نکشدجز علی هیچ کسی آه برایم نکشدهیچ کس غصهی این بیت عزا را نخوردکس به جز آتش و هیزم غم ما را نخوردکاش گویی که چرا عهد مرا میشکنیددر این خانه عزیز است چرا می شکنیدکاش باشی و سرم را روی دامان بکشیباز دستی به سرم در شب هجران بکشیکاش باشی و بگویی که زمانی ماندهمیخِ در را زِ درِ خانه علی جان بکشی!کاش باشی و به جای حسن از کوچه مراببری و غم این کودک گریان بکشیکاش باشی و به جای علی و فضه و منمیخ در را خودت از پهلوی سوزان بکشیکاش باشی و مرا نیمهی شب خاک کنیمرتضی را به روی شانه سلمان بکشیکاش باشی و کِشی تیر زِ تابوت حسنآه از فرق علی، دادِ دو چندان بکشی کاش باشی به غمِ کرببلا جای حسین منت آب برای لب طفلان بکشیتا نمرده است رُبابت بروی پشت حرمتیر از حنجرهی بچهی بی جان بکشی کاش دنبال حسینم ته گودال رویدست را روی جراحات فراوان بکشی تا که شاید نکشند از بدنش پیرهنشلااقل پارچهای بر تن عریان بکشیجای زینب برسی آب به گودال برینیزه را از وسط سینهای عطشان بکشیچادری سوخته یا معجری از ما رویِ......گیسوی سوخته در شام غریبان بکشیکاش در بین حرم چادر اولاد مرااز زیر چکمهی آن چند مسلمان بکشی#شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص #شعر_شهادت_پیامبر_اسلام #حسن_لطفی @hadithashk
راه تو راه خدا راه مسلمان شدن استراه تو جادهی سلمان شدن انسان شدن استآمدی تا که زمین را بتکانی با خودتا که ما را برسانی برسانی تا خودآمدی تا همگی مردمِ آزاد شویمآمدی تا که اباذر، همه مقداد شویمبت شکستی و زدی ریشه کافرها رانه فقط بت، که شکستی تنِ بُتگرها راراه ما را به خدا یک شبه کوتاه کنیهمه را یک دل و یک قبله و یک راه کنیسنگلاخ است اگر عزم رسیدن دادیباتلاق است اگر بال پریدن دادیتا زمان تو جهان این همه نامرد نداشتدید عالم که قدمهات عقبگرد نداشتآمدی تا که شبیه تو به میدان برویممرد گردیم و همه در دل طوفان برویمتا بمانیم و فقط بیرق این راه شویمتا همه جلوهای از نصر من الله شویمسر زِ بیگانه بگیریم اگر باید رفتیا دلیرانه بمیریم اگر باید رفتتو زدی بر شب و شمشیر خدا همراهتکه خدا گفت برو ، شیر خدا همراهتنیست بیمی ز حرامی که علی را داریچه غم از ازرق شامی که علی را داریچه خیالی است زِ خیبر که علی پیش تو استعمرود هست چه بهتر که علی پیش تو استما شنیدیم سر ماذنهها راهت رااشهد ان علی ولی الله ات را#شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص #شعر_شهادت_پیامبر_اسلام #حسن_لطفی @hadithashk
مونس من بعد تو اندوه و ماتم میشوددانههای اشک گردنبندی از غم میشود ذکر لبهای جهان انا علیه راجعون بر سر ارض و سما خاک دو عالم میشود نور در پایین و ظلمت رو به منبر میرود بعد تو از هر طرف داغی مجسم میشود در فراقت سرمهی خوابی نمیآید به چشمروزگار من ز داغت زار و در هم میشود مینشیند رنگ وحشت بر سر هر منبری شهر بعد تو پر از آه دمادم میشود گفت، رودی پس به دریا میرسی آرام باش مژدهی وصلت چنین بر داغ مرهم میشود #شعر_شهادت_پیامبر_اسلام #شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص #احمدعلمدار@hadithashk
مرشد و میر جبرئیل، عزیز مصطفی حسن دار و ندار فاطمه ، ثانی مرتضی حسنبازوی میر مومنین، قوت قلب شاه دین میر یل ام بنین ، امام مجتبی حسنخسرو شهریارها، دشمن نابکارهاسرور سفره دارها ، رهبر و مقتدا حسنو شهسوار بی بدل، به خیل دشمنان اجل یک تنه فاتح جمل، رایت نینوا حسن خدا به احترام او سکه زده به نام اوصلح حسن قیام او ، بانی کربلا حسن به تیغ حیدری زند حسین سر دوتا دوتایکی به ذکر یا علی یکی به ذکر یاحسن غریب بود و کشته شد آه به دست همسرشزهر جفای همسرش ،آه چه کرده با حسنبر جگری که خون شود زهر مگر اثر کند وگرنه بوده پیش از آن کشته ی کوچه ها حسناگر چه خنجرش زدند تیر به پیکرش زدند شکر خدا نشد سرش از بدنش جدا حسنماه مدینه شد کفن به دست شاه بی کفن نگشت قطعه قطعه تن، به روی بوریا حسنحسن کریم ذوالکرم حسن غریب بی حرم حک شده نام پاک تو به روی قلب ما حسن مزار بی چراغ را ، بقیع بی رواق را واین دل پر ز داغ را ، ز غم نما رها حسن#شعر_شهادت_امام_حسن_ع #جواد_کریم_زاده@hadithashk
قرار قلب علی، ای رسول خوبیهاشکسته قلب من از رفتن تو ای باباعرق نشست به پیشانیِ پر از نورتشراره از جگرت رفت تا به عرش خدا مدینه بعدِ تو دیگر صفا نخواهد داشتبه روی بستر خود سوختی تو ای طاهاچقدر سنگ به پیشانیِ تو کوبیدندچقدر طعنه شنیدی ز مردم دنیانفس نفس زدی آنقدر پیشِ چشمانمتو رفتی آه، یتیم است امّتت آقاهنوز پیکرِ پاکت به رویِ بستر بودکه با خیانت و کینه، سقیفه شد بر پامدینه مانده و یک کوچهی پر از اندوهمدینه مانده و یک حیدرِ تک و تنهاچه شد که حرمتِ آلِ تو را شکست عدوچه شد که بعدِ تو برپا شدهست این بلوا؟لگد زدند به بابی که بابِ رحمت بودمیان شعله گرفتار، دخترت زهرا همان که بوسه زدی بارها به دستانششکستهاند به ضرب غلاف، دستش رابه تازیانه زدند و رها نشد دستمکتک زدند مرا پیشِ حضرت مولاببین که فاطمهات زار و بیشکیب شدهمیان کوچه زمین خورد، عصمتِ کبریگلِ شکوفهی من با لگد ببین پژمردفدا شده پسرم، محسنم، در این غوغااز این شراره ی فتنه که خانه ام سوزاندرسد زبانه ی کینه به دشت کربوبلا#شعر_شهادت_پیامبر_اسلام #شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص #جابر_عابدی@hadithashk
با اینکه ز نوکرت دلی پُر داری از من که نگفته ای تنفر داریبنداز مرا به زیر پای زوّار یک پادری کهنه ی پاخور داری#امام_رضا_ع #بهمن_ترکمانی@hadithashk
تویی ضریحِ کرامت، تمام خلقْ دخیلانداگر کریم تویی، حاتمانِ دَهرْ بخیلاندغباری از قطراتِ تیمُّمِ تو طهارتبُحور، پیشِ نَمِ مسحِ پایت آبِ قلیلاندهزار مَن غزل آنسو در آسمانِ ترازومناقبِ تو در اینسو بدون وزن، ثقیلاندبه کاسهی مَلَکِ رزق، ریختند کمت رامجاورانِ گدایت به خرجِ خلق کفیلاندبه عزتت، که نیامد به چشمِ کورِ حسودانکه سنگریزهعیاران کنار کوه، ذلیلاندمیان آن همه سردارهای جنگندیدهسپاهیان سکوتِ تو جنگجوی اصیلاندندادهاند رضایت به حرمتت به نمکدانچه سنگها که به آیینهات هنوز گُسیلاندشرارههای درِ خانهای که داغ دلت شدقضای آتشِ نمرودها به جانِ خلیلاندگواهِ غربت صدّیقه شد جوانی پیرتقصیدههای سپیدِ تو آیههای دلیلاندنمیرسد به کفِ پای شوکتت قدِ شعرمقلم خمیده، رطبهای مدح تو به نخیلاند#امام_رضا_ع #رضا_قاسمی @hadithashk
تا ابد باب الرضا در حکم باب الحاجت استاین حرم دارالشفایش هم بدون نوبت استزیر دین هر کسی رفتم سرم منت گذاشتدر عوض شاه خراسان سفر اش بی منت استبا وجود پنجره فولاد مشهد هر کسیحاجتش را جای دیگر می برد در غفلت استهر که را دیدیم از این سفره روزی می بردهر که را دیدیم از فضل رضا در حیرت استکاش پشت پنجره فولاد پابندم کنندروزهای بی حرم در اصل یوم الحسرت استاز امامم قول می خواهم بیاید وقت مرگکار وقتی با رضا باشد خیالم راحت استروضه ها سمت بقیع و چار قبرش می رودروزهایی که شبستان های مشهد خلوت است#دارالشفا#امام_رضا_ع #احسان_نرگسی@hadithashk
غریب واژه تلخی است جمله در کلماتغریب همدم اشک است اغلب اوقاتغریب قیمت وقدرش کسی نمی داند غریب در وطنش هم غریب می ماندغریب گوشه نشین میان هر جمع استغریب شیون خاموش هر شب شمع استغریب زود محاسن سپید می گرددغریب از غم و غصه شهید می گرددغریب بر سر زانوست خلوتش هرشب رسد به زلف پریشان حکایتش هر شب غریب کاسه پر زهر را عسل گوید برای غصه خود چاره از اجل جویدبدین صفات که آمد قلم به بزم سخن غریب جز حسن مجتبی ندیدم من کسی که شهر نمک گیر سفرههایش بودغریب بود و به کس سفره دلش نگشودشکسته تر ز برادر شد او که در انظارحسین مثل پسر بود و او پدر انگاربه یاد مادر خود خون ز چشم تر می ریخت و خاک چادر او را به روی سر می ریختبه یاد کوچه تنگ و به یاد روی کبوددو گوشوار شکسته همیشه با او بودهنوز در نظرش بود صحنه ای نیلی که قطع شد سخن مادرش به یک سیلینداشت موی سیاه نداشت روز سپید از ان زمان که کبودی چشم مادر دیدنداشت مرهم زخمی برای ان همه دردبه غیر جرعه زهری که همسرش آورد به عمر خود طلب از هیچکس نکرد اما به غیر جرعه ابی که یار کشت او را به جای جعده اگر نجمه را صدا می کردیقین که نجمه بر او جان خود فدا می کردرواست تا که فلک از دو چشم خون ریزدکسی ندیده جگر از دهان برون ریزدکسی ندیده چنین پاره پاره های جگربه جز حسین سر نعش پرپر اکبر اگر حسن جگرش را به روی تشتی دید برادرش جگرش را به خاک دشتی دید به هر طرف که نظر کرد دید دور و برش جگر جگر جگرش را پسر پسر پسرش ز تیغ ها جگرش بس که چاک ها برداشتکه مشت مشت تنش را ز خاک ها بر داشت#شعر_شهادت_امام_حسن_ع#موسی_علیمرادی @hadithashk
در این جهان پر ستم دلم خوش است با حسنخوشم به ذکر یا علی خوشم به ذکر یا حسنتمام ، نور واحدند و در مقام مثل همحسین و فاطمه حسن ، علی و مصطفی حسنبه نام مجتبی قسم که در عطا که در کرمکسی نبوده مثل او ، کرم کجا ، کجا حسنحسین ادامه حسن ، حسن ادامه حسینچه فرق می کند؟ بگو : شهید کربلا حسننشست با جذامیان دلم کشید سمت اوجذامیش شدم مگر مرا دهد شفا حسنچه سائلم چه بینوا چه دردمند و مبتلاکرم حسن عطا حسن شفا حسن دعا حسنخدا به صوت منجلی گرفت از انس و جن بلی سلام کبریا علی جواب انبیا حسن نوشته اند این و آن که پیر شد چه ناگهانخودت بگو به روضه خوان چه بوده ماجرا حسن؟!#امام_حسن_ع #محسن_ناصحی @hadithashk
به زخمهای دلم التیام دارم مندمی که رو به مدینه سلام دارم منهزار شکر که محتاج دیگران نشدمهمیشه چشم به دست امام دارم من گدای او شدم و آبرو به من بخشیدبه احترام حسن، احترام دارم منخدا به من پسری داد،نذرتان کردمبرای حضرت قاسم غلام دارم من#محسن_داداشی #امام_حسن_علیهالسلام #شهادت_امام_حسن@hadithashk
لحظه های فراق و دلتنگیستآرمیده نبی به بستر خویشنه ز دنیای دون که دل کندنسخت باشد ز روی دختر خویشدید زهرا چه بیقرار شدهاشک بسیار کرده بیتابشدید، این آه و زاری بی حدپیش چشم پدر کند آبشگفت زهرا بیا پدر به فداتدر کنارم عزیز دلجو یمبیقراری مکن عزیز دلمتا که راز نهفته ای گویملب خود را کنار گوشش بردهمه گفتند میدهد پندشلحظاتی دگر همه دیدندهمره اشکهاش، لبخندشحیدرو زینب و حسین و حسنهمه بودند محو گفتارشهمه حیران ، چه گفت پیغمبرفاطمه شاد گشته رخسارشنکند ماندن رسول اللهراز فرموده ی پیمبر بودکاش راز سلامتش باشدآنچه با پاره ی تنش فرمودفاطمه ، ای ملیکه ی ملکوتجان عالم فدات یا زهراراز بگشا، بگو که پیغمبردم آخر چه گفت با زهراگفت زهرا که مژده اش این بودوحی فرموده ذات حضرت حقبه پدر در بهشت فاطمه جاناولین کس تو میشوی ملحق#شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص #شعر_شهادت_پیامبر_اسلام #جواد_کریم_زاده@hadithashk
همه انبیا مست نام محمدهمه جرعه نوشانِ جام محمدهمه اولیا چاکر و دست بوسشکمر بسته بر احترام محمدکلاه از سر هفت گردون بیافتدپِی دیدنِ احتشام محمدرسیده فیوضات خاصش به عالمفدای چنین لطفِ عام محمداگر او نمیبود، عالم کجا بود؟!جهانست فیضِ مدام محمدکه"لولاک" یعنی دوام دو عالمشده ماندگار از دوام محمدکه "لولاک" یعنی که در هر دو عالمفقط خورده سکّه به نام محمدبه یک گوشه چشمش قیامت نمایدچه سازد نگاهِ تمامِ محمد؟!قیامت مگر چیست جز قامت اوقیامت کند هر قیام محمدسراسر محبّت، سراپا لطافتفقط عشق باشد مرام محمدزبان فصیحان به لکنت می افتدبه هنگام وصف مقام محمدچهگوییم در مدح آن شاه، وقتیعلی خوانده خود را غلام محمد#حضرت_محمد_ص#شعر_شهادت_پیامبر_اسلام #عاصی_خراسانی #علی_مقدم@hadithashk
نهان محمد، عیان محمد، محبت بی کران محمدامین محمد، امان محمد، مراد پیر و جوان محمدبرای شرح چه می دود صفحه صفحه صفحه قلم؟ صفاتشبرای مدح که آفریده خدا زبان در دهان؟ محمدخوش است موسیقی کلامش، رواست این گونه احترامشورای توصیف شاعرانه، فراتر است از بیان محمدچقدر دشنام خورد و یکبار خم به ابروی خود نیاوردکجای تاریخ مثل او هست؟ کیست این مهربان؟ محمدهمان که با جان و با دل آمد، همان که تا وحی نازل آمدسواد خواندن نداشت جبریل گفت اقرا! بخوان محمد!نشان سرراست تر بگویم؟ خلاصه و مختصر بگویم؟همان محمد که دخترش فاطمه ست آری! همان محمد!علی برادر بتول دختر حسن دلاور حسین سرورتبارک الله! چه خاندانی! بزرگ این خاندان محمد!محمد آمد خودی نشان داد و لات کعبه به پایش افتادابولهب دید داد بیداد! ناگهان... ناگهان محمد-خدایی آورده از خدایان او خداتر! خدای یکتا!خدای قادر! خدای کامل ترینِ پیغمبران! محمد!همان خدایی که بارها از گزند او را نجات دادههمان خدایی که ناز او را خریده با نقدِ جان محمدورق زدم صفحه صفحه ی مصحف خدا را، بگو چه دیدم!ضحی و یاسین و کوثر است و محمد است و دخان محمد!هنوز درمانده بود در کشف یک قدم آن طرف تر انسان!که آشنا شد به پیچ و خم های راه هفت آسمان محمدنماند بر جا هزار مکتب هزار بیرق هزار مذهبهنوز برپاست بیرقش تا همیشه و همچنان محمدصدای جبریل همچنان از درون غار حرا میایدبخوان محمد بخوان محمد بخوان محمد بخوان محمدرسانده مثل پدر خودش را به امت آخرالزمانیچهارده قرن سینه در سینه تا امامزمان محمدچه کاروانی پر از شهیدان، تمام سردار، مرد میدانچه نام هایی حسین، قاسم، حبیب، یک در میان محمدچه باکی از این همه سیاهی، به قدرت و حکمت الهیهنوز هم نام برگزیده ست نام او در جهان! محمد#حضرت_محمد_ص#شعر_شهادت_پیامبر_اسلام #محمد_حسین_ملکیان@hadithashk
گشته مدینه غرق عزا وامحمداماتم گرفته ارض و سما وامحمداگویید روی ماذنه (حیّ علی العزا)رفت از جهان رسول خدا وامحمداروز یتیمی همه امت است ، پسناله زنید یاابتا وامحمدامولا زند به سینه و زهرا زند به سرجبریل گشته نوحه سرا وامحمدامانده سه روز پیکر پاکش روی زمیندفنش نکرده اند چرا وامحمداماه صفر تمام شد اما شروع شداندوه اهلبیت شما وامحمدادردا که جای گل همه با هیزم آمدندبر آستان شیر خدا وامحمدادردا که جای تعزیت و عرضِ تسلیتسیلی زدند فاطمه را وامحمدادستی که بوسگاه نبی بود بد شکستاین طور اجر او شد ادا وامحمداآن زن که زهر داد نبی را پس از نبیخون کرد قلب آل عبا وامحمداملعونه پیش قبر نبی بر تن حسنهفتاد تیر زد زجفا وامحمداهفتاد زخم جسم غریب مدینه خورداما غریب کرببلا ؟ وامحمدابیش از هزار و نهصد و پنجاه زخم داشتاز تیر و تیغ و سنگ و عصا وامحمدازینب به گریه گفت که یاایهاالرسولیک دم به قتلگاه بیا وامحمدا( این کشته فتاده به هامون حسین توستاین صید دست و پا زده در خون حسین توست)#شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص #شعر_شهادت_پیامبر_اسلام #عبدالحسین_میرزایی @hadithashk
السلامُ علیک ، یا احمدالسلامُ علیک ، یا مختارجانِ ناقابلم فدای شماالسلام ای ، فضائلت بسیارکم ، برایت نوشته ایم آقاکم توسل به محضرت کردیمبی وفاییم ، بی وفایی ها...به تو و ذاتِ اطهرت کردیمای که "خیرالبشر" ، شده نامتبهترین بنده ی خدای ودوددر نگاه خدای بی همتاهیچکس ، جز شما عزیز نبودحیف ، چشم حسود ، چشمت زدحیف ، لایق نبود ، این دنیاخون ، به قلبِ عزیزِ تو کردندبولهب ها ، فراز منبرهاای خلیلِ تبر به دوشِ خداتو مسیحِ دلِ همه بودیبهتر از این ، نمی توانم گفتکه تو بابای "فاطمه" بودیغمِ این داغ ، را کجا ببرم؟اُف بر این بی وفاییِ دنیاتو و رحلت؟ زبان عالم لالدشمنت ، زهر داده است تو راآه... پیغمبرِ شهیدِ خودمآه ای کشته ی یهودی هاتو چنان خوب و مهربان بودیکُشت ، آخر تو را حسودی هاآنکه داده ست نسبتِ هذیانبه تو که "وحی" بر زبانت بودنه که جزء صحابی تو نبود...بلکه قطعا ز دشمنانت بودرفتنی هستی ای عزیزِ دلمزهر ، تاثیر کرده بر جانتحالت محتضر گرفته چرا؟ساحل مهربانِ چشمانتمردِ آرام ، صبرِ بی همتادَم آخر ، چرا پریشانی...؟فاطمه ، آمده به بالینتپس چرا بی قرار و گریانیای پناه همیشه ی زهرابعد تو ، دخترت چه کار کند؟بگو از دستِ این همه نامرد...سوره ی کوثرت ، چه کار کند؟می روی و پس از تو ، زهرایتبی پناه است ، بین این مردمسهمش از آیه ی "ذَوِی القُربی"...سیلی و میخ و آتش و هیزموسط کوچه ی بنی هاشممی خورَد دست نحس بر رویشمیخِ مسمارِ خانه ی امنَتشعله ور ، می خورَد به پهلویشمی روی و میان خانه ی توآتش و دود می رود بالازیر پاهای نحس این مردمروی خاک است دخترت زهرامحسنش کشته می شود ، آریثلث سادات می رود از دستحجت الله ، حضرت محسن...باب حاجات ، می رود از دست#شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص#شعر_شهادت_پیامبر_اسلام#پوریا_باقری@hadithashk
یا امام رضا (ع)عمری ز خلق زخم زبانها شنیده ای زهری ز نیش زخم زبانها چشیده ای گه گفته اند ابتری و گاه گفته اند در قصر پادشاه اقامت گزیده ای عالم فدای آن سر پاک و مطهرت از چه عبا به روی سر خود کشیده ای سم جفا چه کرده که برگشته ای کنون با قامتی خمیده و رنگ پریده ای در کوچه بارها به زمین خورده ای و بعد هردم به یاد مادر قامت خمیده ای زهرا شده ست از غم داغ تو درخروش در حال گریه از غم تو میرود ز هوش بر روی خاک حجره سر خود نهاده ای بر داغ شاه کرب و بلا روضه خوانده ای آمد درون حجره ی تو نور دیده ات گفتی بیا که خوب خودت را رسانده ای از سوز تشنگی جگرت پاره پاره شد با روضه ی عطش به برش جان بداده ای غسل و کفن نموده تن پاک و اطهرت سر را به دامن پسر خود نشانده ای اما به کربلا پدری داشت در برش راس جوان و پیکر درخون فتاده ای تشییع گشت پیکر پاکت بدوش خلق بی سر دگر به پهنه ی هامون نمانده ای رخت اسارتی به تن خواهرت نگشت خیره به خیزران و لب اطهرت نگشت جواد کریم زاده #جواد_کریم_زاده #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آرامِ جانموعده دادی می رسی آرامِ جانم می دهند مرگ را با دیدنِ تو ارمغانم می دهند من اِمامُک ؟ می زنی لبخند بر دلشوره ام تـا میـانِ قبـر آهسته تکانم می دهند دشمنت هم نا امید از درگهِ جودِ تو نیست می بَرند و قبرِ هارون را نشـانم می دهند من که آهو نیستم امّا چه فرقی می کند ؟ گرگ هم باشم اگر اینجا امـانم می دهند در حریمی که اجابـت می شود ناگفته ها لالِ مادرزاد هم باشـم ، زبـانم می دهند این شکسته بالِ خاک آلوده را از روی لطف همّــتِ پرواز در هفـت آسمـانم می دهند از مزارِ مـادرت پرسیدم و قلبـم شکست خادمانــت آسمـان ها را نشـانم میدهند خواستم ندبه بخوانم در حرم باران گرفت اشـک هایم اشتیـاقِ جمکرانم می دهند مادرِ پیرم مرا نـذرِ خراسـان کرده است شک ندارم حاجتم را تا جـوانم می دهند ابراهیم زمانی #ابراهیم_زمانی #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
شمس الشموسباید نظر کند به قلم ربُّ العالمین روح القدس نزول کند بر مصنّفین جبریل، وحی بر قلم آرد برای وصف بر گِرد صفحه گردد و گردد حروفچین نفس زکیّه را چو روایت کند شود در بحر شعرها ادبیّات خوشه چین اینها برای آن که بفهمند مردمان مولا رضای ماست رئوفا بمؤمنین قطعا ولایت تو طریق عبادت است ایاک نعبد است و ایاک نستعین شمس الشموس، شاهد توصیف مرتضی (ع) است شاهد مثالِ قائد غرِّ المُحَجَّلین این بار، همنشین مساکین شدن نبود اما چرا نشسته ز پا شاه هشتمین تا آن که در کسوف رود سوی آسمان خورشید می نشست به ناگاه بر زمین از بس نشسته است در این راه روی خاک خاکی شده است جامه ی سلطانِ ملک دین آه ای امام مهر و وفا در خلال شعر گویم کلام معترضه بیتِ بعد از این: با روضه های چادر خاکی گداختیم بر ما بس است کم به روی خاکها نشین ما بر عبا و نام علی خون گریستیم بر روی خود مگیر عبا را تو اینچنین صد کاروان دل است که بنشسته در مسیر غخوار کل عالم و دلدارِ دلنشین شکر خدا پیاده رَوَد سوی مقتلش اما هزار شکر نیفتد ز صدر زین مسموم گَشته، آب رسانید بر امام هیهات! شاهِ تشنه نهد بر دهان نگین معصومه اش کجاست کنارش صدا زند صَلّی` علیک، را به دم خسته ای حزین این تکه از وجود تو جان داده روی خاک یا ایها الرسول (ص) ، رضا (ع) را بیا ببین شاه غریب با غم گودال در اتاق بر خاک خفت تا که دهد جان به آفرین خود می گِریست جمله ی یابن شبیب را بر جدّ خویش، وقت نفسهای واپسین یادش رسید کرببلا لحظه ی غروب در بین مار و مور، سلیمانِ سومین افتاده بود پیکر پاکش به موج خون در بین قتل و غارت و غوغای سارقین غارت شده است پیکر او از لباس تا انگشتری به همره انگشتی از یمین امن یجیب خواندنِ زینب (س) گواه بود حنجر شده است، با لبه ی تیغ کین قرین سر یک طرف، جدا شده از سَروَر از قفا دل یک طرف بریده ز او زینبش غمین کشتی شکست خورده ی طوفان کربلاست آذر شده است با دل ذرّیّه همنشین القصه روز آل عبا گشته شام تار آخر شده است کار یَلّ ختم مرسلین گفتی عزیز آل پیمبر ذلیل شد تا نفس مطمئنه رسیده است بر یقین سلطان به خون و شاه خراسان بروی خاک از جور اشقیا و ستمها و ظلم و کین هرچند آمده است جوادش کنار او اما حسین فاطمه! (ع) این گاهِ آخرین این دف ...#جواد_محمودآبادی #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
امام رئوفاینگونه روزگار ما باقی نمی ماند این نوکر بد عهد تو ، یاغی نمی ماند وقتی شرابِ نابِ سقاخانه ات جاری است عاشق در این میخانه بی ساقی نمی ماند تو اشتیاق عرض حاجت بر گدایانی در محضرت درمانده ، مشتاقی نمی ماند هرکس بغل کرده ضریحت را ، بغل کردی میلی به جنت در حرم ، باقی نمیماند توصیه کردی گریه بر مظلوم عطشان را جز تو برای اشک رزاقی نمیماند فرموده ای کشتند مثل کبش جدت را در این مصیبت هیچ مصداقی نمی ماند زینب خجالت شد برهنه ماند جسم شاه بالاتر از این داغ که داغی نمی ماند محمد کیخسروی #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا #محمد_کیخسروی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جان میدهند عشاقجان میدهند عشاق و میبینند جانان را این طایفه از درد میگیرند درمان را اهل طریقت خاک پای یار میگردند شبها اگر سر میگذارند این بیابان را بارِ گناهان مرا از شانه ام برداشت پس میپسندد بنده با چشمان گریان را حتماً نمیخواهد بسوزاند مرا دیگر وقتی نشانم میدهد راه خراسان را ترجیح خواهد داد بر هر چیز که باشد بچّه رعیّت سفره ی دربار سلطان را در سلکِ ما توحید تعریفش ولای توست اینگونه بشناسیم از کافر مسلمان را دستم به دامانت که خاکِ پاکِ ایوانت پوشانده اینجا عیبِ هر آلوده دامان را ای مهربان تر از پدر مادر ، بخر از ما عمری که رفته رفته دارد رو به پایان را . شعر بدونِ روضه که پیشت نمیخوانم یا ربّ ببین از بندگان اجرای فرمان را گریه برای تشنه کامِ کربلا خوبست جسمِ امام و قتلگاه و تیرباران را... حبیب اولیایی فر #حبیب_اولیایی_فر #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
امام رضا دوا میدهدردای پنهونی رو امامرضا دوا میده هم مریض شفا میده هم رزق کربلا میده تا که چشمت میخوره از راه دور به گنبدش هرچی که ازش بخوایو همه رو یهجا میده ولی ما که واسِ حاجت به زیارت نمیریم از سرِ ما هم زیاده اینکه ما رو را(ه) میده نورِ سرزمینِ ما از گنبدِ طلائیشه خدا ایرانو میخواد، بهش امامرضا میده یاامامرضا مدد یاامامرضا مدد نوکر خوبی باشم هرجا بخوام آقا میاد هرجا میخورم زمین، دست امامرضا میاد خادمیِ همۀ حرمها توفیقه ولی لباسِ خادمیِ امامرضا به ما میاد زیارت تموم که میشه تا دمِ درِ حرم برای بدرقۀ تمومِ زائرا میاد قول داده امامرضا، قربونِ این قولش برم هر کسی یه بار بره زیارتش سهجا میاد حمید رمی #حمید_رمی #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
امام رضا(ع)توی این شهر شلوغ بی پناه حرمت همیشه سر پناهمه وقتی درمونده می شم از غم و درد ضریحت شونه ی تکیه گاهمه آشنا با دردای همیشگیم تو پذیرفتی دلِ سیاهمو گریه وقتی مهلت حرف نمیده تو می خونی حرفای نگاهمو توی بی کسیِ این عصر فریب همه ی کار و کَسم امام رضاست زنده ام اگه با این آب و هوا واسه اینه نفسم امام رضاست توی این زمونه ای که آقا جون از زمین و آسمون غم می باره زندگی شو نمی بازه کسی که یکی مثل تو امام رضا داره منِ کم رو خیلی روم بازه باهات اینم از مهربونی هاتِ فقط من مهم ترین نیازامو همش از همون بچه گی خواسته ام ازت آرزویی بهتر از این ندارم که شما غلامرضا صدام کنی منو استثنا کنی، شخص خودت اربعین راهیِ کربلام کنی من که عشقو مزه کردم توو حرم با تو دیگه هیچی کمبود ندارم خودمو توی دلت جا می کنم وقتی که اسم حسین و می یارم دلت از توو قتله گاه خونه هنوز زخم پلک چشمات از گریه براش گفتی ذبح او چه طولانی شده پیکرش ریخته بهم توو قتله گاش حسن کردی #حسن_کردی #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
شاه خراسانخوب است گاهی در غمت دیوانه بودن با مثل تو بر سفره ی شاهانه بودن خاکم به سر، پای تو خاکستر نباشم باید بیاموزم دگر پروانه بودن سهمم شده جای لبانت را ببوسم خوب ست گاهی با تو هم پیمانه بودن تو یاد زلفت داده بودی دلبری را من یاد دستم داده بودم شانه بودن من حرف ها را میزنم با چشم هایم سخت است پیش چشم تو پُرچانه بودن من چون خودم مجنون،هزاران دیدم اما قدری بگو با ما تو از دُردانه بودن هفتاد شهر عشق هم قطعاً ندارد یک لحظه کِیْفِ نوکر این خانه بودن شاید،گمانم حسرت کوثر در این ست یک چند روزی آب سقاخانه بودن.... جان میدهم با عشق در راه خراسان من را قبولم کن تو ای شاه خراسان میریزد از کنج لبت لؤلؤ و مرجان جانانی و باید به پای تو دَهَم جان از برکت اولاد موسیٰ ی قبیله ست این عزت و امنیت امروز ایران ممنون لطف حضرت پروردگاریم دارد به ما ایرانیان لطف فراوان در شهر رِی یک کربلا داده به ما وُ یک فاطمه در قم،علی را در خراسان تو از شروط اصلی توحید هستی حصن حصینی دوستت دارم به قرآن من نیستم آهو ولی بگذار باشم یک گوشه از صحن شما کلب نگهبان خیر کثیر و رحمت عامی ،رضایی تقلید کرد از رحمت تو ابر باران ما آمدیم اینجا فقط بهر تماشات آقا نیازی نیست بر دارو و درمان دیدم خودم لالی که آمد زیر ایوان در وقت برگشتش صدامیزد رضا جان... قربان تو ای ثامن آل محمد تو ضامنم شو ضامن آل محمد آقایی و یکتایی و بی مثل مانند از هر جهت خیلی شبیهی بر خداوند هر کار از دستم بیاید میکنم تا بر روی لبهایت بیاید طرح لبخند من هرچه دارم پای عشقت میگذارم لب تر کن آقاجان بگو ماه رخت چند فرهاد شیرینی عشقت را ندیده ورْنه فقط اسم تو را بر کوه میکند مجنون نفهمیده تو لیلای جهانی از روی غفلت گفته بر لیلاش دلبند حافظ نفهمیده جهان وقف شماهاست از کیسه ی تو داده بر یارش سمرقند همسایه ت هستیم و زیر سایه ی تو ما زندگی مان خورده بر عشق تو پیوند شد یارضاجان یارضاجان اشهد ما آقا چه شد قول و قرار مشهد ما... در صحن آزادی خود آزادمان کن. ما در گوهر شادیم آقا شادمان کن یا سنگ فرش یک شبستانم نما یا در پنجره فولاد خود فولادمان کن اهلا عسل یعنی نبات مشهد تو ما رو تو شیرین کام کن،فرهادمان کن گر عاقبت م ...#سید_حسین_صمدی #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
طعم عشقاز تو گفتن چقدر شعر شنیدن دارد طعم عشق تو یقیناً که چشیدن دارد منم آن کهنه کبوتر که فقط ای آقا در هوای حرمت میل پریدن دارد عاشقت پای پیاده همه سال از ره دور تا شود زائر تو شوق رسیدن دارد دل مغرور مرا بشکن و تطهیرش کن هر دلی میشکند نیز ، خریدن دارد از خودت دور نکن جان جوادت ما را دوری از تو بخدا درد کشیدن دارد امیر جعفر صدیقی #امیر_جعفر_صدیقی #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یابن الشبیبگریهی جبریل میآید نالههای خلیل میآید در عوالم چقدر طوفان است گیسوی انبیا پریشان است های هایِ مدینه دور از تو میزند روی سینه دور از تو دور از شهر مادرت چه شده ؟ با دل درد پرورت چه شده ؟ ای امام غریب پرورِ ما خاک عالم شدهاست بر سرِ ما زخم انگور قوَّتت برده زهر، بدجور قوَّتت برده زهر اُفتادهاست بر جانت تب و آتش شدهاست مهمانت میفشاری زِ درد دندان را میکِشی زانوان بیجان را شعلهها سرکش است میدانم جگرت آتش است میدانم شده وقت غروب بین مسیر به زمین پا مکوب بین مسیر به سر خود عبا کشیدهای و سر خود را کجا کشیدهای و پیش زهرا زمین مخور اینقدر تک و تنها زمین مخور اینقدر آه با چشمِ تار اُفتادی وای پنجاه بار اُفتادی این چه زهری است، بی صدا شدهای چقدر مثل مجتبی شدهای به اباصلت ناله زن شاید جای تو دربِ حجره بگشاید حیف دور و برت برادر نیست غیر آن چند تا کبوتر نیست به سر تو برادری که نبود خوش بحال تو خواهری که نبود خواهری نیست بی نفس بدود سمت تو روی خار و خس بدود خواهری نیست بین نامحرم گاه پیش تو گاه پیش حرم پُرِ خون است روی پیرهنت به در حجره میکشی بدنت سر تو دور از همه اُفتاد روی دامان فاطمه اُفتاد ای اباصلت خاطر زهرا زودتر ببند درها را از زمین این حصیر را بردار صورتم را به خاکها بگذار درد حرفِ تو را بُرید ای داد پسرت نالهات شنید ای داد سرفهها آمد و دهانت سوخت آتش زهر استخوانت سوخت به زمین چنگ میزنی شاید لحظهای این نفس به لب آید بین حجره کمی تقلا کن راه مسدودِ سینه را وا کن لب تو خون شدهاست صبری کن پسرت آمده است صبری کن لب گزیدی که ناله تا نزنی پیش این طفل دست و پا نزنی دل تو کربلاست آنجا نیست پسرت شکر ارباََ اربا نیست روی زانو نیامدی به سرش نیزه بیرون نکردی از جگرش جدت آمد عقاب را گم کرد ای بمیرم رکاب را گم کرد پیر شد بوسه زد لبانش را ریخت روی عبا جوانش را روضه خواندی ولی برای حسین ریخت مژگانت از عزای حسین آه ما را عزیز زهرا کشت آه ریاّن ...#حسن_لطفی #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آخر ماه صفرروزی یه ساله توی این دو ماهه آبروی نوکرت پیرهن سیاهه خیلی راه داریم تا قله ی ترقی آخر ماه صفر اول راهه منتظر اونیه که فکر عبوره حق می دم همه بگن که خیلی دوره کم نیاری و بگی دیگه بریدم مقصد اصلی ما صبح ظهوره داد بزن بذار همه عالم بدونن اهل بیت ما همه شفیعمونن اگه خرج کردی براشون توی این راه محاله که زیر دینمون بمونن این روزا تو دست فاطمه براته خوش بحال اونیه که خاک پاته اهل عالم بدونید رهایی از ظلم با خود صاحب کشتی نجاته اصغر چرمی #آخر_ماه_صفر #اصغر_چرمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا امام رضا(ع)بی هیچ سر و صدا به خود می پیچد انگار که کربلا به خود می پیچد از تشنگی اش نه، ز غم مشک عموست چون مار گزیده ها به خود می پیچد حبیب اولیایی فر #حبیب_اولیایی_فر #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقا مرا امان بدهفریادها کشیده ام و آه را نخست بود این فغانِ ظاهرِ من در خفا نخست مدحات که کارِ دودهی خشکِ خیال نیست باید مدادِ شرم زنم در طلا نخست با یک نظر برون کنی از پرده شیر را موسی ولی به معجزه خواهد عصا نخست معیارِ ثامنی تو به حصن و حریمِ رَب در حیطهای که شرط بُوَد مرتضی نخست همنامِ هفت مرتبه پیش از خودت شدی از یک علیست تا به علی، هشت تا نخست در ساحتِ جلالِ تو جای عریضه نیست پایانْ سپاس و نیمه درود و ثنا نخست اینجا ظهورِ طالب و مطلوب جا به جاست در بارِگاه لطفِ تو باشد عطا نخست اینجا ز روی فرشِ تو تا عرش میرود هرکس به آستانِ تو باشد گدا نخست اوّل سرم به سوی تو بر خاکْ مینهم شایسته نیست سجده به غیرِ رضا نخست خیلِ سگان به کوی تو فریاد میزنند: آقا مرا امان بده... من را... مرا نخست زاهد! در این مواجهه از حکمْ دم مزن پر کن ز عشق و عاطفه پیمانه را نخست عرفان صبوری #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا #عرفان_صبوری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غریب الغربابه سما نوحه چنین دم دادند به غریب الغربا سم دادند تا کشید است عبا را برسر شده در کوچه شبیه مادر لرزه بر قامت دین افتاده مقتل آورده زمین افتاده دارد از درد به خود می پیچد شررش کم که نشد... می پیچد ... ...درد در دامنه ی چشمانش پسرش آمد و شد مهمانش گرچه با آه و شرر جان داده سر به دامان پسر جان داده روضه سر بسته بماند بهتر روضه را شاه بخواند بهتر مثنوی گرم غمی سوزان است آخرش فابک علی العطشان است کربلا جای پسر بوده پدر آنکه شد خون جگر، بوده پدر به دلش داغ فراوان دادند دو پسر در بغلش جان دادند روضه خوان یا ولدی میخواند از سر نابلدی می خواند نفسش رفته حسین بر گشته شده با اصغر خود سر گشته قطعه قطعه به عبا یک پسرش دیگری زیر عبایش ...جگرش ... ... بین گودال غریبی سوزد نیزه تن را زمین می دوزد... روضه سربسته بماند بهتر مادرش روضه بخواند بهتر یا بنی قتلوک ...عطشان یا بنی خذلوک... عریان حسین رحمانی #حسین_رحمانی #شعر_شهادت_امام_رئوف #شعر_شهادت_امام_رضا #شعر_شهادت_امام_هشتم #شعر_شهادت_علی_ابن_موسی_الرضا لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
پشت این در ، دست رد هرگز نمی بیند کسیبس که این مولا به نوکرها ، عنایت می کندرنگ زرد گنبد زیبای سلطان کرمچشم ها را تا دم ایوان هدایت می کندپیرمرد خادم، صحن نمی دانم کجا؟ماجرای دل سپردن را روایت میکندسیل جمعیت کنار پنجره فولاد اواز کراماتش به زائرها ، حکایت میکنداو خودش گفته سه جا بر داد عاشق میرسدیک نگاهش مردن ما را چه راحت می کندمی شود آیا که ما را دست خالی رد کند؟او که بر آهوی بیچاره ، محبت می کندما که عمری گریه بر جد غریبش کرده ایمشک نکن ما را صف محشر ، شفاعت می کند#شعر_مناجات_امام_رضا_ع #دهه_آخر_صفر #مرتضی_عابدینی @hadithashk
من میگذارم عاقبت سر، بر ضریحتآخر شود چشمم مُنور ،بر ضریحتمی پاشم ای مولا کنار خادمانتروزی گلاب ناب قمصر، بر ضریحتحتی خیالش هم مرا دیوانه کرده...صبح دوشنبه دست نوکر، بر ضریحتکوری چشم قوم وهابیّت آقابا زر بکوبم نام حیدر ، بر ضریحتصحنت محل اجتماع عرشیان وکرده تبرُک جبرئیل پر ، بر ضریحتشکر خدا گویم من از فیض زیارتدارم به لب، الله اکبر بر ضریحتدیدم به خوابم که شبی در زیر قبهخیره شدم با دیده ی تر ، بر ضریحتوقتی گریز روضه ها از کوچه باشدبوسه زند مادر مکرر ، بر ضریحت#امام_حسن_ع #شعر_مناجات_امام_حسن_ع #مرتضی_عابدینی@hadithashk
عالمی از سفره ات روزی خُور استنان هرکس بی تو باشد آجُر استاشک، با روضه فراوان می شودزندگی ترکیب این دو عنصر استزیر باران حرم پاکم کنیدآب باران، بهتر از آب کُر استبی نشانه عاشقان گُم میشونددست عشاق نجف، سنگ دُر استبهترین توفیق، ادب کردن به توستآنکسی که می بَرَد آخر، حُر استآتشم زد دوری از کوی حسینتربت کرببلایش، تَب بُر استکِی محبت خواست طفل سر به راه؟آنکه محتاج است، طفل قُلدر استروز آخر شد حلالم کن رفیقآنچه کُشته نوکرت را دلهره استسائل شاه خراسانم کنیددست من خالی است، دست او پُر استمادری با آبرو دارم فقطثروتم، گرد و غبار چادر استپشت در، چادر به پایش گیر کرداز تمام شهر، زهرا دلخور است#شعر_مناجات_امام_زمان_عج #وداع #رضا_دین_پرور@hadithashk
دادسرای جنایی: پیکر حمیدرضا رجبزاده اطراف تهران کشف شدساعتی پیش پیکر حمیدرضا رجبزاده در اطراف تهران کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد.در پی شهادت فجیع حمیدرضا رجبزاده و در دسترس نبودن پیکر وی، سرانجام با دستور قضایی و اقدامات جنایی پیکر وی ساعتی پیش در اطراف تهران پیدا شد.با حضور بازپرس جنایی و تیم تشخیص هویت پیکر وی شناسایی و پس از نمونه برداری برای ادامه تحقیقات علمی به پزشکی قانونی ارسال شد.پیکر رجبزاده توسط عوامل ارتکاب به قتل سوخته است.#شهید_حمیدرضا_رجب_زاده @hadithashk
از این همه جنایت و غم در کسالتیماز مادر حـمـیــدرضـــا در خجالتیمیک مصرع است پاسخ ما با حرامیان؛در انتظار صبحِ اذانِ عدالتیم#شهید_حمیدرضا_رجب_زاده #امیررضا_فرجوند@hadithashk
ناامیدی درِ این خانه محال است محالبهر آنی که در این خانه وبال است وبالچون به اوصاف حسن خوب نظاره کردیمهر چه دیدیم فقط عز و جلال است جلالفرصت خوب شدن را چقدر خوب دهدکار بخشنده این بیت مجال است مجالبی حسن هر چه که خیر است حرام است حرامبا حسن بادهٔ مستانه حلال است حلالگریه بر روضهٔ مظلوم گنه پاک کنداشکِ در روضهٔ مظلوم زلال است زلالبه کسی که پرِ از غصه بیاید خانهآنکه در خانه پناه است عیال است عیالامتی بود شریکِ قطرات خونشکه هنوز علت این قتل سوال است سوالشاعر از جانب خود روضه برایش گفتهاینکه از کوچه سخن گفته خیال است خیال#امام_حسن_ع#حامد_آقایی@hadithashk
هر کوچه و هر خانه ای از عطر ، چو باغی ستدر سینه ی هر اهل دل و دلشده داغی ستآویخته بر سر درِ هر خانه چراغی ستبر هر لبی از موعد و موعود، سراغی ستاز شوق ، همه رو به سوی میکده دارندیاری ز سفر ، سوی وطن آمده دارندکی یار سفر کرده ی ما از سفر آیدبعد از شبِ دیجورِ محبان ، سحر آیداز باب صفا ، قبله ی ما کی به در آیدبی بال و پران را پر و بالی دگر آیدکی پرده گشاید ز رخ آن روی گشادهکز رخ کند از اسب ، دو صد شاه ، پیادهتو در پی خود ، قافله در قافله داریدر سلسله ی زلف ، دو صد سلسله داریبا آن که خود از منتظرانت گله داریسوگند به آن اشک که در نافله داریبا یک نگه خود مس ما را تو طلا کنآن چشم که روی تو ببیند تو عطا کنای گمشده ی مردم عالم به کجایی ؟کی از مه رخساره ی خود پرده گشایی ؟ما ریزه خوریم و تو ولی نعمت ماییهر جمعه همه چشم به راهیم بیایییک پرتو از آن چاردهم لمعه نیامدبیش از ده و یک قرن شد ، آن جمعه نیامدبشکسته ببین سنگ گنه بال و پر از ماکس نیست در این قافله ، وامانده تر از ماما بی خبریم از تو و تو با خبر از ماما منتظِر و خونْ دلت ای منتظَر از ماما شب زده ایم و تو همان صبح سپیدیتنها تو پناهی ، تو نویدی ، تو امیدیعشق ابدی و ازلی با تو بیایدشادی ز جهان رفته ، ولی با تو بیایدآرامش بین المللی با تو بیایدای عِدلِ علی ! عَدلِ علی با تو بیایدعمری ست که در بوته ی عشقت به گدازیمهر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیمهر چند که ما بهره ور از فیض حضوریمداریم حضور تو و مشتاق ظهوریمنزدیک تو بر مایی و ماییم که دوریمبا دیده ی آلوده چه بینیم ؟ که کوریمدر کوه و بیابان ز چه رو در به دری تو ؟هم منتظِر مایی و هم منتظَری تو#شعر_مناجات_امام_زمان_عج #حاج_علی_انسانی@hadithashk
بر کویر سفره های سائلان باران توییرحمت بی انتهای حضرت منان توییآنکه بوده خاندانش از ازل مسکین منمآنکه بوده خاندانش از ازل سلطان توییجود و احسان تو را نازم که بین خانه اتسائلان هستند صاحب خانه و مهمان توییهر کجا حرف از کریمان دو عالم میشوداولین نامی که هر کس می کند عنوان توییظاهرت هرگز ز مسکین بهتر و برتر نبودآن که قبرش نیز شد با سائلان یکسان توییپاسخت بر ناسزای دشمنت لبخند بودخیرخواه مهربان خیل بدخواهان توییشیر میدانی که با یک ضربه در جنگ جملآن شتربان را زمین انداخت از کوهان توییصلح تو فرقی ندارد با نبردت در جملاتحاد کامل آرامش و طوفان توییحال یک غمدیده را غمدیده می فهمد فقطبر دل پر درد مادر مرده ها درمان تویییک نفر فهمیده باشد درد زهرا را اگرآن توهستی آن توهستی آن توهستی آن توییبعد از آن کوچه فقط روی لب تو آه بودغصه میخوردی از اینکه قد تو کوتاه بود#شعر_شهادت_امام_حسن_مجتبی_ع#علی_ذوالقدر @hadithashk
من، بیقرار، در طلب یک قرار توآه ای قرار دل! دل من بیقرار توستاین بحر و خاک و دشت و شرر، خادمان توخورشید و ماه و نجم و زمین، در مدار توستای باغبان! فراق تو، فصل خزان ماستزخمی ز غربت تو، به دل، یادگار توستوقتی که این نفس، به غمت تنگ میشودبال و پر کبوتر دل، در حصار توستبا تیغ حیدری تو، من را اجل خوش استآب حیات من، به دم ذوالفقار توستیک « یا علی » بگو و بکش تیغ خود، ببینجان جهانیان، همه در اختیار توستاهل بهشت، منتظران ظهور تودر اوج عرش، فاطمه چشم انتظار توستآه ای نگین سرخ امامت! بیا دگر!چشمان عبد درگه تو، اشکبار توستای وارث جلال علی! ای تمام عشق!افسار قلب خستهی من، در شکار توستچشمان ما، به دست تو، یا صاحبالزّمان!من بندهای شدم که فقط خاکسار توست#شعر_مناجات_امام_زمان_عج #امیرعلی_شهریار_راد@hadithashk
عالم از دوری و هجران تو در تاب و تب استروز روشن به دل منتظران جمله شب استکار عاشق نبود صبر به هجر از پی دوست عاشق روی تو بودن و نمردن عجب استشرح دوری به تو گویم ز دل خستهی خودگر بیایی زهمان دم دل ما در طرب استنه فقط من، نه فقط او، نه فقط ما بخداجان عالم ز غم دوری تو تا به لب استصورت خسته ز دنیا و دلِ ما بِنِگرناله هایش همه گوید فرج اندر طلب استبی تو ای جلوهی حق، حجت داور بخدادین و دستار مسلمان همه لهو و لعب استگر رسد دست به قاموس فلک خطّ عدم واژهی دوری و مهجوری مرا منتخب است دیده از بهر چه خواهم چو نبیند رخ یارپس نیازی نبود بی رخ او روز شب استطالبِ هر که شوم آخر دلدادگیامطلب وصل تو ای گل ز درِ لطف رب استهـر چه گل دیدهی نادیده بدیدم ز بهارنبضهرگل که گرفتم همگی مضطرب است#شعر_مناجات_امام_زمان_عج #سید_ذبیح_الله_شفیعی@hadithashk
لبی که تشنه ی آب است و وصل آب کجادلی که برد لبم را لب سراب کجابگو فرار نمایم از این عذاب کجاکه هجر روی تو ما را کشانده تا به کجادلی که رفت به دیدار آفتاب کجادلی که زد به خودش پرده و نقاب کجاخمار عشق نیفتد دمی به دام شرابشراب ناب کجا ساقی شراب کجاتو در دل عملی و من آنسوی املمصلاح کار کجا و من خراب کجا#شعر_مناجات_امام_زمان_عج #جعفر_ابوالفتحی@hadithashk
بی تو همرنگ خزانیم خودت را برسانمرده ایم و پی جانیم خودت را برسانمرگ آخر همهرا پیش خودش خواهد بردتا زمانی که جوانیم خودت را برساندُور باطل زدن ما همه از دوری توستخسته از این دَورانیم خودت را برسانبا همین آبرویی هم که نداریم همهدر صف منتظرانیم خودت را برسانصبح تا شب عوض اینکه بهیادت باشیمفکر یک لقمهی نانیم خودت را برسانیکنفر هم که نداریم که با واسطهاشبه حضورت برسانیم خودت را برسانارزش ما همه از توست؛ وگرنه بی تو بهخدا مُفت، گرانیم خودت را برسان#شعر_مناجات_امام_زمان_عج #محمدحسن_بیاتلو@hadithashk
ای چشم تو چشمه بقا یا مهدی بر ظلمت قلب ما ضیا یا مهدیدادیم قسم تو را به حق زینبجانها بفدای تو بیا یا مهدی#یا_صاحب_الزمان_عج#بهمن_ترکمانی @hadithashk
روزی که خاک برتنم آوار می شودصبحم شبیه نیمه شب تار می شودآن لحظه ای که هیچکسی نیست یار منارباب بهر نوکر خود یار می شودنوری به عرش میدمد از قبر خاکیم تا جلوه ی حسین پدیدار می شودمی آید و به نام، صدا می کند مرابر بی کسان حسین، کس و کار می شوددر روز حشر بهر شفاعت ز عاشقانلطف عزیز فاطمه تکرار می شود گیرد سراغ گریه کنان را یکی یکیوانگه طبیب هر دل بیمار می شودارباب ما نمانده بدهکار هیچکسبر او تمام چرخ، بدهکار می شودهرکس که راه و رسم حسین کرده انتخاباوعاقبت بخیر ازین کار میشود هرکس ز صدق در ره مولا قدم نهاد. مشمول لطف حضرت دادار میشود از آتش جحیم نترسیم یا حسینآتش به یک نگاه تو گلزار میشود #شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع#سیدجواد_محمدی(همدان)@hadithashk
شکر خدا که پر شده از می سبوی مااین اشک هاست روز جزا آبروی مادر کوچه های شهر پی پرچم تواییماین روضه هاست مقصد هر جستجوی ماشبهای جمعه از غم دوری کربلا با آب دیده است تماما وضوی مادر شهر خویش نیز غریبم، میشود کرب و بلا مخاطب هر گفت و گوی ماما گریه میکنیم برایت ولی فقط وقتی نشسته ای خود تو روبروی مااین انتظار نوکر محنت کشیده استدستی بکش بروی سپیدی موی ماهمچون رسول ترک به بالین ما بیاآن دم که نیست جز تو حسین آرزوی ماغسلم دهند کاش میان حسینیهباشد به اشک گریه کنان شستشوی مااز داغ خشکی لب همچون کویر تو پایین نرفت آب خنک از گلوی ما#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع #بهمن_ترکمانی@hadithashk
میشود معشوق با لبخند زیباتر ولیچهره ی هر عاشقی همراه با غم دیدنی استصحنه ای از مرقدت نقش است در اندیشه هاکربلا بالای گنبد موج پرچم دیدنی استروز محشر در میان نامه اعمال منروزهایی که برایت گریه کردم دیدنی است#حضرت_سیدالشهدا_ع #علی_ذوالقدر@hadithashk
إنالله و إنا إلیه راجعون حجت الاسلام والمسلمين حاج سيدحسين مومني درگذشت والده گرامیتان را به شما و سایر بازماندگان تسلیت عرض مینمائیمانشاالله مهمان سفره با برکت حضرتزهرا(سلام الله عليها) باشند.#خادمین_حدیث_اشک@hadithashk
گوشه گیریم از غم شش گوشه تو با فراقعاقبت در کنج عزلت می کشد ما را فراقهرکسی از او سراغش را گرفتی کربلاستکس نمیگیرد ولی از ما سراغ الا فراقکربلا باشیم اگر هم درد ما دل کندن استدر وصالت هم نمیگردد جدا از ما فراقهر کسی موی سپیدش گردن غمهای اوستپیر ما را که در آورده است در دنیا فراقهر که را با شیوه ای معشوق عاشق تر کندعده ای را با وصال و عده ای را با فراقزندگی و مرگ در چشمان ما یک جمله استلا حیات الا حسین و لا ممات الا فراقرحم نه بر طفل نه بر پیر دارد تیغ اوکودکی را در اسارت میکشد حتی فراقشاهدم آن دختری که راس بابا را چناندر بغل محکم فشردش برنگردد تا فراق#عزیزم_حسین_ع #فراق_کربلا#موسی_علیمرادی @hadithashk
یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ
عاشق مشتاق تا آغوش هجران میرودپابرهنه در پی خار مغیلان میرودشب به شب سر به بیابان طلب بگذاشتیمهر که عاشق میشود ، شبها بیابان میرودکوچه ای خوبست که طی کردنش دردسراستمیل دیوانه به استقبال طفلان میرودگردن معشوق می افتد گناه عاشقانگر زلیخا بد شود یوسف به زندان میرودبیشتر مهر پدر را میکند معطوف خویشطفل در نزد پدر هر وقت گریان میرودگر ازاینجا سردرآوردیم ما کار تو بودگله هر جا میرود با میل چوپان میرودسفره مهمان ندیده نیست در شان کریماول ابراهیم ما دنبال مهمان میرودگیسوی معشوق را با خون دل باید گرفتآنچه آسان میرسد از راه آسان میرودمن ترا با قیمت جانم بدست آورده امهر کجا اسم تو می آید؛ز تن جان میرودآبروی فاطمه ما را کنارت راه دادطفل بازیگوش با مادر دبستان میرودمن دوباره گیر کردم ؛ ضامن آهو کجاست؟من دلم تا گیر می افتد خراسان میرودمعجزه یعنی همینکه در میان خانه اتهر که گریان میشود تا خانه خندان میرود#شعر_مناجات#علی_اكبر_لطیفیان@hadithashk
چه خوب میشد اگر بر سر تو بار نبودمجُزام داشتم اما گناهکار نبودمبها گذاشتی و "جنس بدفروش" خریدینمیخریدی اگر صاحب اعتبار نبودموفا نمودی و دیدم، جفا نمودم و دیدی به پای من تو نشستی و پای کار نبودمشهیدها همگی بودهاند صید نگاهتچرا شکار نکردی؟ چرا شکار نبودم؟بیا و بندهی خود را ببند پیش نگاهتبلا رسید سرم هرچه در حصار نبودم مرا به روز سیاه و به خاک تیره نشانیداگر به پای غلام تو خاکسار نبودمبرای حفظ شعائر اگرچه طعنه شنیدماویس عشق تو بودم، فقط شعار نبودمکبودی سر و رویم، نشان دهندهی این استکه وقت روضهی گودال بیبخار نبودمسه روز آب نخوردی، گرسنه بودی و روزهمرا ببخش که مثل تو روزهدار نبودماگر نبود نگاه تو از بلندیِ نیزهدر این مسیر، برادر! که بردبار نبودم#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع #گروه_شعر_یا_مظلوم@hadithashk
این چهل روز جداییِّ تو کم نیست حسین کوه هم جورکش شدت غم نیست حسینمُردم و زنده شدم تا به حضورت برسم قامتم را بنگر! جای قسم نیست حسین مانده ام بین تو و جذبه ی سقای حرم حالِ سرگشتگی ام دست خودم نیست حسین عالمی دیده به الطاف شما دوخته است برتر از درگهتان باب کرم نیست حسین خواستم تا همه باشند ولی شرمنده دختر کوچکتان بین حرم نیست حسینشکوه ای نیست فقط جمله ی آخر این استبدتر از شام بلا شهر ستم نیست حسین #اربعین #حسن_تقی_لو(سالک زنجانی)@hadithashk
بحق اشک های خواهری که...به سوز ناله های دختری که...عزیز فاطمه برگرد برگردبه قلب ناامید مادری که...#حضرت_صاحب_الزمان_عج#سید_مجتبی_شجاع @hadithashk
کوه صبر و وقار یا زینب از علی یادگار یا زینبدانش آموز مکتب زهراصاحب اقتدار یا زینبزینت مرتضی تویی بانوسبب افتخار یا زینبپیش سیل بلا وغصه و غممحکم و استوار یا زینبخطبه های تو تیغ برنده استهمچنان ذوالفقار یا زینبای علمدار بعد عاشوراتو کجا انکسار یا زینبسینه را کرده ای سپر پیش دشمن بی شمار یا زینبتکو تنها تویی و یکلشکراز یمین ویسار یا زینببر روی تل نظاره می کردیبا دلی بی قرار یا زینبتا حسین از روی فرس افتادبین گرد و غبار یا زینبرو به سوی مدینه کردی وبا دلی بس فکار یا زینبناله کردی که این حسین توستزیر سم سوار یا زینبهستی ات نیمهجان روی خاک استاف بر این روزگار یا زینبوای من که شد تنش هدفنیزه نیزه دار یا زینبوای من از غروب روز دهمخنجر آن نابکار یا زینبشمر جالس و علی صدرهدادی از کف قرار یا زینب#حضرت_زینب_س #مجید_رجبی@hadithashk
ز جا برخیز ای سرو رشیدم بتاب ای نور و خورشید امیدم بیا جانا به استقبال زینب چهل روز است رویت را ندیدم نمیدانی چه آمد بر سر مناز آن روزی که از تو دل بریدم مرا رخت اسارت گشت بر تنچهل منزل اسارت ها کشیدم چهل منزل سرت بر روی نی بود تنت بر خاک ای سرو رشیدم امان از کوفه و ازشام بیداد چه ها در کوفه و در شام دیدمسر پاکت میان تشت زر بودز لبهای تو قران میشنیدمفدای آن لب و دندان پاکت که از داغ لب و دندان خمیدم برادر از پی امید وصلت دمادم زهر هجران را چشیدمبه نزد تو بسی شرمنده هستم اگر چه نزد یزدان رو سپیدم سراغش را مگیر ای جان زینب که با داغ سه ساله من شهیدمچو در کنج خرابه دفن گردیدهمانجا من لب از خجلت گزیدمچهل روز از فراقت دیده تر شد اگر چه خسته جان از ره رسیدم #اربعین #جواد_کریم_زاده@hadithashk
تو را قسم به همین چشم تر حلالم کن اگر بدون تو رفتم سفر حلالم کنبه قدر ده سفر از درد دل پر است دلم اگر نمی کنم اکنون حذر حلالم کننشد که غائله را زودتر تمام کنم شده است قافله ات در به در حلالم کن نشد دو چشم تو را لحظه ای بپوشانم به روی نیزه شدی خونجگر حلالم کن من از تنور به جان تو بی خبر بودم شده است گیسوی تو مختصر حلالم کن به خاطر من اگر سنگ خورده بر سر تو......ز بام ، از دو سه تا خیره سر حلالم کنزمان حمله ی دشمن به دختران ، دو سه بار نشد اگر تن خواهر سپر حلالم کنمستارگان حرم بین کاخ تا رفتند خسوف کرد به مجلس قمر حلالم کنبه روی چادر زهراست جایگاه سرت اگر نشست روی طشت زر حلالم کنبه جای خواندن ذکر و دعا به لب بوده قنوت من همه شب تا سحر: «حلالم کن»هنوز دلهره دارم چگونه عرض کنمز شام بهر تو دارم خبر حلالم کن... ...رقیه گوشهی ویرانه جان سپرد حسین نشد بماند اگر بیشتر حلالم کنو آنچه مانده مرا غیر عذر چیزی نیستمرا ببخش... ز من در گذر... حلالم کن...#اربعین #عرفان_ابوالحسنی@hadithashk
تا به ابد برای تو گریان شدن رواستبحث غم تو از همه ی غصه ها سواستهیئت اگر نبود کجا مست می شدیم؟ دنیا بدون میکده ات سرد و بی صفاستسر تر ز آب زمزم، چای حسینیه ستآب بهشت شعبه ای از آب روضه هاستدر زندگی به سنگ ندامت نمیخورد پیشانی هر آنکه به خاک تو آشناستذکر حسین ذکر شریف دو عالم استشکر خدا که گوش دلم غرق این نواستکرب و بلاست کعبه عشّاق اهل دلاینجا هم ابتدای جهان و هم انتهاستوقتی خداست زائر شبهای جمعه اتشبهای جمعه زائر تو زائر خداستباز از وفا مرا تو به اینجا کشانده ایبا اینکه این غلام تو عاصی و بی وفاستگریه بگیر، از منِ خشکیده دیده هم این اشک ها اگر که به زخم تنت دواستای مرغ بسملم نزن انقدر دست و پا باور نمیکنم که سرت از تنت جداست! این شمر لعنتی چه قَدَر دستپاچه استکار تو را تمام نکرده، پی عباستاز بین جمعیت کسی آمد به پیش و گفت:یک چاره دارد این تن پاشیده، بوریاست#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع #بهمن_ترکمانی@hadithashk
یک اربعین گذشت ز غمهای کربلابرگشته خواهر تو به صحرای کربلاآن خواهری که بی تو قدم بر نداشتهتا شام رفته بعدِ تو آقای کربلاای خُفته زیر خاک نظر کن به خواهرتزینب شکسته شد به خدا پایِ کربلاآه از لبِ تَرَک تَرَکِ تشنه ات حسینآتش گرفت از عطشت نایِ کربلایک اربعین گذشته و تو تشنه ای هنوزسهمت نشد دو قطره ز دریای کربلاهم از غم جوان جگرت سوخت بین دشتهم سوختی ز آتشِ صحرایِ کربلاطوری که سوخت پیکرِ تو خیمه ها نسوختخوردی سه روز شعله ی گرمایِ کربلاای پیکر شریف شکسته به زیر تیغای پیکر مقطع الاعضای کربلایادم نمیرود چقدر کُند سَر بریدآن خنجری که شد غم عُظمای کربلادیدم به روی نیزه سرت را دلم شکستبر نیزه بود راس مسیحای کربلامن زینبم که جان و دلم در کنار توستباید کجا روم پس ازاین...... جای کربلا#اربعین #حضرت_زینب_س #محمد_جواد_مطیع_ها@hadithashk
از حرم برون آمدم ز نجفرو نهادم به شوق بر جادههمه بهر نماز صف بستهخاک شد مهر و جاده سجادهمی روم سوی آنکه از دادارشده نامش وسیله السعدابارها آمدم ولی این بارشد نیابت زیارت از شهدادرد هجری کشیده ام که مپرسچه بگویم که با چه حال گذشتاین دوسال از فراق هر روزشسیصد و شصت و پنج سال گذشتزایر خسته ، خاکی و بی خوابمیهمان بین ره به موکب شدهر که یک شب به موکبی می خفتشب او لیله الرغائب شدتا نبیند کسی نمی فهمدچه بهشتی است بین این حرمینرفتم اول به محضر عباسکه دهد رخصت حریم حسین#اربعین #مشایه #حاج_علی_انسانی@hadithashk
به دشتِ کربلا این بار، دلِ از خونتر آوردم دلی از خونتر از داغِ، غمِ برادر آوردم بیابانی که خون شد قلب من ای کربلا اینک ز آهِ سینه سوزم، کربلای دیگر آوردم به طول این سفر سویت قدم از شوق بنهادم به شوق آن وصیت که به جا از مادر آوردم ز جا برخیز و دستِ خود به بام منزلت بگذار که اینک بهر انگشتت، ز شام انگشتر آوردم ز سمتِ خیمهها اینجا غبار ناله میآیدبرای خیمهای احرار، عمودِ بهتر آوردم تمامِ دخترانت را به من دادی، ز بیدادی ببین! داغ خرابه، از غمِ یک دختر آوردم ز روی دست خود پایین بیاور طفلِ بیجان را که من گهوارهی خاکی برای اصغر آوردم فلک بنگر وفایت را، اباالفضلم پناهم بود کنون از داغ عباسم، شکسته کمر آوردم بپا خیز ای مهِ گریان، رسالت را به جا دادم علی را با بیان و با زبان حیدر آوردم به داغ آن دلِ مستان، به یاد حنجرِ عطشان به خصمِ تارِ استبداد، ز صبرم خنجر آوردم چو بودم در غُل و زنجیر، ولی از کوی عرفانی ستیز ظلم و بیدادی، به صد کرّ و فر آوردم خطوط موجِ خونِ تو بود درسی و من اینک برای مکتبِ خونی، کتاب و دفتر آوردم بخواب ای همسفر راحت، که عالم گشت با عزت چو من از محشرِ عزت، به عالم محشر آوردم #اربعین #شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع #سید_ذبیح_الله_شفیعی@hadithashk
ابد والله یا زهرا ما ننسی حسینا
پس از یک اربعین دوری که من در به درت گشتم کنون که آمدم، دور مزار اطهرت گشتمچهل منزل به تنهایی امیر لشگرت گشتمهمین جا بود که خیلی به دنبال سرت گشتمپی یک بوسه حتی لابلای پیکرت گشتممن از پایین نی، محو شکاف حنجرت گشتمخبر داری چهل منزل عصای دخترت گشتمسخن سر بسته میگویم شبیه مادرت گشتمشبیه مادری که بود سر تا پای او نیلیشبیه مادرت من هم برادر خوردهام سیلی رسیده خواهرت از راه اما از جهانی سیرگمان دارم که نشناسی مرا کردم ز بس تغییرنبودم من اسیر کوفیان بودم به مثل شیراسیر زلف خاکی تو بودم نی غلو زنجیرببال ای یوسف بیسر که کردم شام را تسخیرامیر شام شد با خطبهام پیش همه تحقیرولی از شام تا اینجا به چشمم مانده یک تصویرکه دیدم دخترت را گوشهی ویرانه گشته پیرصدازد عمه شرمنده که من درد سرت هستمبه گریه گفت خواهر جان سکینه خواهرت هستمچهل روز و چهل شب من بلا پشت بلا دیدمخبر داری ز احوالم کجا رفتم چها دیدمبه فرق کودکان در شام سنگ بی هوا دیدمبه دور قافله رقص زنانِ بیحیا دیدمسر عباس را بر نیزه سرگرم دعا دیدمسر پاک تو را بازیچه زیر دست و پا دیدمندیده بودم امّا عاقبت بازار را دیدمخودم خلخال و معجر را به دست مستها دیدمچه غم گر چادرم بردن، که در نور شما بودممنم پرده نشینی که به جمع بردهها بودم#اربعین #حضرت_زینب_س #محمود_اسدی @hadithashk
طوفانِ تبسم ها، اندر دلِ زینب بود گویی که عجین با غم آب و گِلِ زینب بود چشمانِ دو عالم خون، از بهرِ ملالِ اواین جملهی سوزان نیز رهحاصلِ زینب بود تندیسِ شکوهِ صبر، از چشمهای یزدانی در بین تمامِ خلق، آن تمثیلِ زینب بود بر بامِ برین افتاد، چون منزلِ حرّیت منزلگهِ آزادی، در منـزلِ زینب بود زان محفلِ استبداد درسی ز صبوری خواندچشمانِ نبی گریان، در محفلِ زینب بود تا که روبه محمل شد دیدند که رکابش نیستزانوی حسین بر غم از محملِ زینب بود اندر یمِ بیتابیِ دلبند و یتیمان هابا حسرتِ بیدادی، مقابلِ زینب بود در شام، ز عراق آمد، چون فاتحِ میدانیبا آیهی نصرُالله، حلّ مشکلِ زینب بود جز زینت و زیبایی، چیزی که ندیدیم ما در بزمِ یزید پست، حرفِ دلِ زینب بود...#حضرت_زینب_س #سید_ذبیح_الله_شفیعی@hadithashk