.زندگی زیباست ... ای زیبا پسندزنده اندیشان به زیبایی رسندآن قدر زیباست این بی بازگشتکز برایش می توان از جان گذشتمردن عاشق نمی میراندشدر چراغ تازه می گیراندشباغ ها را گرچه دیوار و در استاز هواشان راه با یکدیگر استشاخه ها را از جدایی گر غم استریشه هاشان دست در دست هم است ...هوشنگ ابتهاج
گنجشک ترین آدم او من شده بودماو دغدغه اش بود مرا باز بگیرد.حرصش که درآمد بدنم خون به جگر شدمن سیب شدم ، بلکه مرا گاز بگیردمی آمد و میدید مرا ، مثلِ دو تا دوستمن را به دلش یکسره نزدیک نمیکرددر جوخه یِ اعدامِ من بی همه چیزشمی آمد و پا میشد و شلیک نمیکرددیوونتم با اینکه فهمیدم یه عمرهاین رابطه از سمتِ تو عاشق ندارهانقد نگو احساست از دیوونگیتهاحساس اسمش روشه چون منطق ندارهمن آرزویی غیرِ احساست ندارماز بس که رویامو بهت نزدیک کردمیک بار که دنبالِ ردت رفته بودممن به خودم از پشتِ سر شلیک کردمحالِ من حال اون آدم زخمیهکه خودش دیده زخمش چقدر کاریهاما جایی نمیره ، خوش نشسته بمیرهمن بمیرم بمونم تهش عاشقماین تو این حسم این عشقم این منطقمتا تو باشی همینم ، تا تو باشی همینممیری ببینی جاتو با کی میشه پُر کردبا اینکه این دوری تحمل کردنی نیستتو انقدر بودی کنارِ من بفهمیجایِ کسی با هیچ کس پُر کردنی نیستحالِ من حال اون آدم زخمیهکه خودش دیده زخمش چقدر کاریهاما جایی نمیره ، خوش نشسته بمیرهمن بمیرم بمونم تهش عاشقماین تو این حسم این عشقم این منطقمتا تو باشی همینم ، تا تو باشی همینم#علیرضا_آذر#حضرت_شعروموسیقی
🌹نفرین به جهانی که فقط مهد عذاب است نفرین به بداقبالی بختی که به خواب استنازم به مرامِ غم و این بغض دمادم نیمی ز من و چون گرهِ کورِ طناب است ای کاش که در اطلس لب خنده نشیند افسوس که احوال خوشم نقش سراب است چون کهنه شد این زخم دل و دردِ قدیمی درمانگر احوال بدم شهد شراب استخواهم ز تبسم بنویسم چه کنم حیف افسانه ی دردم به بلندای کتاب است#آرمان_طاهری#خانه_شعر