«سیاستی دیگر»؛ چگونه یک جهان مشترک ایرانی بسازیم؟🔹کتاب «سیاستی دیگر؛ خلق جهان مشترک ایرانی» نوشته م…
انتشار: 2026/07/25 17:29 UTCدریافت: 2026/08/16 07:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 07:31 UTC
«سیاستی دیگر»؛ چگونه یک جهان مشترک ایرانی بسازیم؟🔹کتاب «سیاستی دیگر؛ خلق جهان مشترک ایرانی» نوشته محمدجواد غلامرضا کاشی، تلاشی است برای عبور از سیاستِ صرفاً معطوف به حکومت و توجه به قدرتی که در روابط روزمره مردم شکل میگیرد. قهرمان اصلی کتاب نه حاکمان و روشنفکران، بلکه جامعه و تکتک شهرونداناند.🔹به باور کاشی، ایرانیان در پس شعارهایی مثل اسلام، دموکراسی، عدالت، توسعه و ملیگرایی، همواره خواستهای عمیقتر داشتهاند: دستیابی به یک زندگی جمعی همراه با امنیت، اعتماد، صمیمیت و احساس تعلق. اما ایدئولوژیها این خواست پنهان را نشنیدند و مردم را به پیروان کلمات و شعارهای خود تبدیل کردند.🔹مدرنیته با فروپاشاندن خانوادههای گسترده، روستاها، محلهها و پیوندهای سنتی، نوعی احساس «بیخانمانی» ایجاد کرده است. مدرنیته ایرانی نیز بهجای ساختن تعلقات تازه، مردم را میان شتاب تغییرات و حسرت بازگشت به گذشته سرگردان کرده است.🔹در دوره پهلوی وعده بازگشت به شکوه ایران باستان مطرح شد و انقلاب اسلامی نیز از بازسازی صفا و برادری صدر اسلام سخن گفت. اما هیچکدام نتوانستند آن «خانه امن» را ایجاد کنند؛ زیرا گذشته را نه بهعنوان مصالحی برای ساختن آینده، بلکه بهصورت بنایی آماده برای سکونت عرضه کردند.🔹جنبش «زن، زندگی، آزادی» برای کاشی یک نقطه عطف است؛ نسلی در آن ظهور کرد که دیگر وعده بازگشت به خانههای گذشته را باور ندارد و پیش از هر چیز، امکان زندگی آزاد و عادی را مطالبه میکند.🔹جامعه امروز ایران از یکسو با اقلیتی منسجم، برخوردار از ایدئولوژی و صاحب قدرت روبهروست و از سوی دیگر با اکثریتی پراکنده، بیآینده و فاقد چشمانداز مشترک. حاصل این وضعیت، گسترش ترس، تحقیر، خشم و کینهای است که میتواند جامعه را به سوی خشونت بیشتر سوق دهد.🔹راهحل کتاب، بازگشت به ایران باستان، صدر اسلام یا هر عصر طلایی دیگری نیست؛ باید «خانهای تازه» ساخت که بیدین و دیندار، گروههای قومی و زبانی مختلف و همه سبکهای زندگی بتوانند در آن کنار یکدیگر زندگی کنند.🔹این خانه با یک ایدئولوژی نجاتبخش، رهبر کاریزماتیک یا نقشهای مهندسیشده از بالا ساخته نمیشود. آینده ایران تنها زمانی شکل میگیرد که گروههای متکثر جامعه، تصور خود از خیر عمومی را مطرح کنند، مسئولیت بپذیرند و برای تحقق آن دست به عمل بزنند.🔹مصالح این ساختن از دل زندگی روزمره به دست میآید: دوستی، عشق، مادری، جوانمردی، اعتماد، مسئولیتپذیری و تجربههایی که انسانها در رابطه با یکدیگر تولید میکنند. سیاست و ایدئولوژی معمولاً این سرمایههای ظریف و شکننده را نادیده میگیرند یا به سود خود مصادره میکنند.🔹کاشی میان دو بُعد سیاست تفاوت میگذارد: رابطه عمودی میان حکومت و مردم و رابطه افقی مردم با یکدیگر. او حکومت، قانون و منازعه قدرت را انکار نمیکند، اما معتقد است سیاست ایران بیش از اندازه به بُعد عمودی محدود شده و ظرفیت قدرتآفرین روابط افقی را ندیده است.🔹در نقد کتاب گفته شد که زبان آن در بخشهایی پیچیده و دانشگاهی است و همین مسئله ممکن است ارتباط آن را با لایههای گستردهتر جامعه دشوار کند. همچنین این پرسش مطرح شد که آیا میتوان تنها با منابع اخلاقی و روابط افقی، تضاد میان حاکمان و محکومان را مدیریت کرد یا به نهادها و میانجیهای حکمرانی نیز نیاز داریم؟🔹نقد دیگر این بود که کتاب میتوانست به ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی ایران مانند زبان فارسی، نوروز، وقف، آیینهای جمعی، فرهنگ جوانمردی و ادب فارسی توجه انضمامیتری داشته باشد.🔹پاسخ کاشی این بود که سنت و فرهنگ ایران را نباید دور ریخت؛ اما این میراث دیگر «خانهای آماده» برای زندگی امروز نیست. سعدی، حافظ، مولانا، قرآن، نوروز و جوانمردی میتوانند مصالح ساختن آینده باشند، نه پاسخهای از پیش آماده به مسائل نسل جدید.🔸جانمایه کتاب این است: دوران پرچمهای نجاتبخش و نسخههای آماده به پایان رسیده است. اگر ایرانیان خودشان با پذیرش تکثر، مسئولیت فردی و مشارکت عملی، جهان مشترکشان را نسازند، ماشین خشم و کینه میتواند باقیمانده سرمایههای اجتماعی کشور را نیز از میان ببرد.✅@mellimazzhabi


