تو در حضورِ چههنگامهای جوان شدهای؟که نازنینتر از آنحد که میتوان شدهایتو زادهٔ شب و روزِ کدام موهبتی؟که آبِ رویِ گلِ سرخ و ارغوان شدهایتمامِ معجزهها در تو جمع آمدهاندمگر که از طرفِ عرش ارمغان شدهای؟طراوتِ سحری ، لطفِ شامگاهانیقیامتی ز طلسماتِ آسمان شدهایشکوفهٔ چه درختی؟ پرندهٔ چه بهار؟که بیصداییِ ما را ترانهخوان شدهایهزار بار به پیشِِ تو میتوان مردنخجسته باد چه نیکونفس ، چه جان شدهای!#عبدالقهار_عاصی@GhaZalkhaniI
کنعان به خواب رفتم و در مصر دیدمتاز کاروان بردهفروشان خریدمت شبهای بیشماری از این عشق در دمشقمنجر شدی به خوابم و هر شب پریدمتاز دهلیِ گناهِ لبت تا عراق شرمبر گونه های قرمز جیحون چکیدمتیونان که حمله کرد به چشمان میشیاتبر اسب زاگرس به سپاهان دویدمتوقتی برید موی تو را خنجر عربدر تار و پود قالی کاشان تنیدمت قوم مغول که میل به چشمان گل کشیددر شیون تغزل حافظ خزیدمتتیمور لنگ تیشه چو بر زد به ریشهاتهمچون گیاهِ مِهر به دندان جویدمتبانوی روزْ مادر و شبْ روسپی وطن!در پرچمی سه رنگ به آتش کشیدمت#کوروش_کیانی@GhaZalkhaniI