** به بهانهی دوم مرداد سالروز درگذشت احمد شاملو شاعر برجستهی معاصرتحلیل و زیباییشناسی شعر نیمای…
انتشار: 2026/07/24 16:54 UTC
** به بهانهی دوم مرداد سالروز درگذشت احمد شاملو شاعر برجستهی معاصرتحلیل و زیباییشناسی شعر نیمایی « بودن » سرودهی احمد شاملو شاعر سپید سرای معاصر#عباسرسولیاملشی گر بدین سان زیست باید پستمن چه بیشرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزمبر بلندِ کاجِ خشکِ کوچهیِ بن بستگر بدین سان زیست باید پاکمن چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوهیادگاری جاودانه بر ترازِ بیبقایِ خاکاحمد شاملو با تخلّص شعری« الف. بامداد» در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ شمسی در تهران پا به عرصهی حیات گذاشت و در دوم مرداد ۱۳۷۹ شمسی به سرای باقی شتافت و در « امام زاده طاهر» کرج به خاک سپرده شد.شهرت اصلی شاملو به خاطر سرودن گونهای شعر با نام شعر سپید یا شعر شاملویی است که هماکنون یکی از مهمترین قالبهای شعری مورد استفاده ایران بهشمار میرود. وی در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما نخستین بار در شعر « تا شکوفه سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام « شعر سفید غفران» منتشر شد، وزن را رها کرد و به صورت پیشرو، سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد.شاملو علاوه بر شعر، فعالیتهای مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمههایی شناختهشده نیز دارد. مجموعه ی « کتاب کوچه»ی او بزرگترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران است.شاملو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ با آیدا سرکیسیان آشنا شد. این آشنایی تأثیر بسیاری بر زندگی و شعر او داشت و نقطهی عطفی در زندگی او محسوب شد. تحت تأثیر این آشنایی مجموعه شعرهای « آیدا: درخت و خنجر و خاطره » و « آیدا در آینه » را سرود.مهمترین آثار شاملو عبارتاند از: هوای تازه، باغ آینه، لحظهها و همیشه، ققنوس در باران، مرثیههای خاک، شکفتن در مه، ابراهیم در آتش، دشنه در دیس، مدایح بیصله و ... .شعر نیمایی « بودن » در کتاب « هوای تازه » شاملو آمده است. این شعر در بحر رمل یعنی در پایهی عروضی فاعلاتن سروده شده و شاعر آن را در دو بند و شش مصراع ارائه نموده است. کلمات « پست» و « بن بست» در مصراعهای اوّل و سوم و نیز واژگان« پاک» و « خاک» در مصراعهای چهارم و ششم قافیههای این شعر را تشکیل میدهند.در بند نخست یعنی مصراعهای اول تا سوم، شاعر سخن خود را با واژهی شرطی« اگر» آغاز میکند. او تمایلی به زندگانی آمیخته با پستی ندارد، اما میگوید: اگر قرار است که زندگی من همراه با ذلت و خواری باشد؛ باید آدم بیشرمی باشم که این رسوایی زندگی را در این زمانهی پست به معرض دید همگان قرار ندهم تا عبرتی برای دیگران باشد. او این رسوایی را با آویختن فانوس عمرش بر درخت بلند کاج به نمایش میگذارد تا همگان بتوانند نظاره گر آن باشند. در مصراع « بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچهیِ بنبست » که تتابع اضافات در آن مشاهده میشود، واژهی« بلند» غیر از ارتفاع و غیر قابل دسترس بودن آن، بیانگر در معرض دید همگان بودن است. خشک بودن کاج نیز بیانگر زمانهی پست، پژمرده و بی ثمر میباشد. در ضمن« كوچهی بنبست » در این مصراع فكر پایان و انسداد و نا امیدی را به ذهن مخاطب تداعی میکند.شاعر در این بند با آوردن واژگانی چون: پست، بیشرم، رسوایی، خشک و بنبست به خوبی توانسته است مفهوم موردنظرش را به خواننده القا نماید.بند دوم یعنی مصراعهای چهارم تا ششم از لحاظ تفکر حاکم بر آن در تقابل بند نخست قرار میگیرد. در بند دوم شاعر میگوید: اگر قرار بر این است که زندگی پاک و درستی داشته باشم، بنابراین باید بر اساس عقیدهی استوار خود، اثر و یادگاری جاودانه در این دنیای فانی از خود باقی بگذارم تا از من به نیکی یاد شود و درسی برای دیگران باشد.شاعر در این بند نیز با به نمایش گذاشتن کلماتی چون: پاک، ایمان، کوه، یادگار و جاودانه به زیبایی توانسته است اندیشهی خویش را در ذهن مخاطب به تصویر بکشد. تتابع اضافات در مصراع پایانی در ترکیب « ترازِ بیبقایِ خاک » نیز خودنمایی میکند. مفهوم کلی شعر بیانگر آن است که اگر قرار باشد آدمی در این زندگی ناپایدار و گذرا با خواری و پستی زندگی خود را بگذراند، مرگ با عزت و شرافتمندانه همراه با آثار و یادگاری جاودانه از خود بر جای گذاشتن بر این زندگی خوارگونه ترجیح دارد. به عبارت دیگر شاعر ما را به زندگی درست و مفید، جاودانه زیستن و یادگارِ ماندگار از خود به جای گذاشتن دعوت میکند. مهدی اخوان ثالث در کتاب « بدعتها و بدایع نیما یوشیج» شرحگونهای بر این شعر آورده است:« اگر بدینسان ( که پاکان مُردند و از خود نامی جاودانه در جهان نهادند ) بایستی پاک مُرد؛ من چه قدر ناپاک هستم، اگر از ایمان خویش ( به سبب جهد در راه هدفهای بزرگ و عالی، از ایمانم که چون کوه استوار است ) یادگاری پایدار و جاودانه مانند کوه، بر پهنه بیبقا و فانی خاک نگذارم.»🌸🌸C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
