داماد جوان دقایقی قبل از عروسی اعترافات عروس به خواهرش را مخفیانه شنید! انتقامی از او گرفت که همه ر…
انتشار: 2026/08/15 16:32 UTCدریافت: 2026/08/16 03:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 03:50 UTC
داماد جوان دقایقی قبل از عروسی اعترافات عروس به خواهرش را مخفیانه شنید! انتقامی از او گرفت که همه را شوکه کرد 😳 ⬆️• مراسم عروسی روژا و سپهر در بهترین تالار شهر برپا بود. همه چیز به نظر کامل میرسید: روژا در لباس عروس چون فرشتهای میدرخشید و سپهر، داماد جوان و موفق که همه به او حسادت میکردند. اما هیچکس نمیدانست که پشت این ظاهر فریبنده، رازی تاریک پنهان شده است.. سپهر که برای استراحت به اتاق مخصوص داماد رفته بود، از پنجره ناگهان صدای روژا و خواهرش لیانا را از حیاط پشتی شنید. او که کنجکاو شده بود، کمی گوش داد و سپس با وحشت شنید که روژا با ترس و وحشت به خواهرش میگوید: فکر کردی من واقعا باکره هستم ولی....👈 خواندن ادامه داستان
