*این عکس را اینجا منتشر میکنم که تا زمانی که این صفحه هست به موافق و مخالف، به دوست و دشمن بگوی…
انتشار: 2026/08/17 10:22 UTCدریافت: 2026/08/17 17:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 17:59 UTC
*این عکس را اینجا منتشر میکنم که تا زمانی که این صفحه هست به موافق و مخالف، به دوست و دشمن بگوید که من آزاد عندلیبی شهروندِ ایران به کدام پرچم وفادارم و پرچمدارش را که میدانم.آن روز که داریوش آشوری و شهلا شفیق اینجا ایستادند نوشتم که «این فقط داریوش آشوری نبود که آنجا ایستاد، فتحعلی آخوندزاده بود، سیدحسن تقیزاده بود، دهخدا بود، فروغی بود، کسروی بود، شاهرخ مسکوب بود، بهرام بیضائی بود.»؛ روشنفکریِ دورهٔ بیداریِ ایران بود که آنجا کنارِ پرچمدارِ مشروطهٔ ایران ایستاده بود. در دیدارمان با ایشان ـــکه «گفتگویی» مفصل و تمامعیار بودـــ گفتم ما خود را ادامهدهندهٔ راهِ این سنّتِ فکریِ میهندوستانه میدانیم و انگیزه و ارادهمان این است که از فرازِ روشنفکریِ سرشکسته و شکستخوردهٔ ۵۷ پلی به «روشنفکرانِ خطِ بیداری» بزنیم. آن روز آن اتاق خاکِ ایران بود و ما، ایرانیانی که لحظهلحظه از سرنوشتِ ایران و بچههای ایران گفتیم و شنیدیم.باور دارم که اکنون احیای دولتِ ملّی و تحققِ آرمانِ مشروطه در بسترِ تاریخِ ایران مجرایی جز حمایت و همراهی با شاهزاده پهلوی ندارد و پرچمی که در هر کجای جهان با خود دارد همان پرچمیست که روزی بهدستِ او به خاکِ خستهٔ ایران بازمیگردد. ایستادن در کنارِ آن ایرانیِ میهنپرست، رهبرِ انقلابِ شیروخورشید، مایهٔ سربلندیِ هر شهروندِ ایرانیست که مهرِ ایران به دل دارد و در چهارچوبِ آن چهار اصلِ بنیادین خواستارِ بازپسگیریِ ایران از چنگالِ بربران است. مشتی نویسندهٔ حقیر و جزماندیش در این چند روز کوشیدند با فحش و خوارداشت و حملاتِ شخصی بهخیالِ خودشان من و دیگر دوستان را از این دیدار پشیمان کنند، همچنان که تقلا کرده بودند داریوش آشوری و شهلا شفیق و دیگر نویسندگان را تنبیه کنند تا کسی جرأت نکند پشتِ سرشان قدم بردارد.نمیدانند که این تقلاها هرچه بیشتر شود، عزم و ارادهٔ نویسندگانی را که به این راه باور دارند در پیمودنش بیشتر میکند. اقلیتی بسیار کوچک و بسیار پرسروصدا نمیتواند جلودارِ نویسندگانی شود که جزئی از ملّتی هستند که در آن دو شبِ بزرگِ خونین خواست و ارادهاش را به دوست و دشمن اعلام کرد. پاینده ایران۲۱ امرداد ۲۵۸۵#آزاد_عندلیبی #جنبش_فرزندان_ایران

