ایران و نظم چندقطبی📝 ارشیا امینی، کارشناس ارشد روابط بینالملل در یادداشتی برای «فرهیختگان» نوشت:🔻…
انتشار: 2026/08/25 12:21 UTCدریافت: 2026/08/25 13:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/25 13:10 UTC
ایران و نظم چندقطبی📝 ارشیا امینی، کارشناس ارشد روابط بینالملل در یادداشتی برای «فرهیختگان» نوشت:🔻 برای نزدیک به سه دهه، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده نهتنها قدرتمندترین بازیگر نظام بینالملل بود؛ بلکه توانایی قابلتوجهی برای تعیین قواعد بازی جهانی داشت. برتری نظامی، اقتصادی، فناوری، شبکه گسترده متحدان و نقش دلار در اقتصاد جهانی، آمریکا را به ستون اصلی نظم پساجنگ سرد تبدیل کرد. بااینحال، تحولات سالهای اخیر نشان میدهد این نظم دیگر مانند گذشته باثبات نیست. مسئله امروز لزوماً «پایان قدرت آمریکا» نیست؛ بلکه پایان توانایی آمریکا برای اداره یکجانبه نظام بینالملل است. آمریکا همچنان قدرتمند است اما دیگر تنها نیست🔻 اشتباه است اگر چندقطبیشدن را به معنای سقوط آمریکا بدانیم. ایالات متحده همچنان از مهمترین ظرفیتهای اقتصادی، فناورانه، نظامی و مالی جهان برخوردار است و شبکهای گسترده از متحدان را در اختیار دارد. اما تفاوت مهم اینجاست که فاصله میان آمریکا و سایر قدرتها نسبت به دهه ۱۹۹۰ کاهشیافته است. 🔻 چین به یک قدرت اقتصادی و فناورانه بزرگ تبدیل شده، روسیه همچنان تواناییهای نظامی و انرژی قابلتوجهی دارد و قدرتهای منطقهای مانند ایران، ترکیه، هند و عربستان سعودی در حال افزایش وزن ژئوپلیتیکی خود هستند. پژوهشهای جدید نیز نشان میدهد نظام بینالملل در حال تبدیل شدن به محیطی است که در آن قدرتهای منطقهای نقش بیشتری در شکلدهی به تحولات جهانی و منطقهای پیدا میکنند؛ بنابراین شاید دقیقتر باشد بگوییم جهان از تکقطبی مطلق به چندقطبی رقابتی در حال حرکت است؛ جهانی که در آن آمریکا همچنان یک قطب اصلی است؛ اما دیگر نمیتواند بدون درنظرگرفتن واکنش سایر قدرتها تصمیم بگیرد.ایران؛ قدرتی فراتر از اندازه اقتصادی🔻 در این میان، جایگاه ایران اهمیت ویژهای دارد. ایران را نمیتوان با معیارهایی مانند تولید ناخالص داخلی یا حجم تجارت خارجی صرفاً یک قدرت متوسط دانست. قدرت ایران مجموعهای از موقعیت جغرافیایی، ظرفیت نظامی، منابع انرژی، عمق راهبردی، نفوذ منطقهای و توانایی ایجاد هزینه برای رقبای بزرگ است. موقعیت ایران در مرکز اتصال خلیجفارس، آسیای مرکزی، قفقاز، غرب آسیا و مسیرهای ارتباطی شرق و غرب، به تهران یک مزیت ژئوپلیتیکی کمنظیر داده است. ایران همچنین در مجاورت یکی از حساسترین نقاط اقتصاد جهانی؛ یعنی تنگه هرمز قرار دارد. تحولات جاری نیز نشان دادهاند که حتی در شرایط فشار شدید نظامی و اقتصادی، توانایی ایران برای اثرگذاری بر امنیت انرژی و کشتیرانی منطقه همچنان یک متغیر مهم در محاسبات قدرتهای جهانی است🔻 قدرت نظامی ایران نیز عمدتاً بر الگویی متفاوت از قدرت نظامی آمریکا استوار است. ایران بهجای تلاش برای ایجاد نیروی هوایی و دریایی همتراز با قدرتهای بزرگ، طی دهههای گذشته بر موشکهای بالستیک و کروز، پهپادها، جنگ نامتقارن، توان دریایی و ایجاد عمق راهبردی منطقهای سرمایهگذاری کرده است. تحلیلهای نظامی اخیر نیز تأکید میکنند که توان موشکی و پهپادی، بخش مهمی از راهبرد جبران ضعف نسبی ایران در برخی حوزههای نظامی متعارف بوده است. این مسئله یک نکته مهم را نشان میدهد: قدرت الزاماً به معنای داشتن بزرگترین اقتصاد یا پیشرفتهترین نیروی هوایی نیست؛ قدرت یعنی توانایی تأثیرگذاری بر رفتار دیگران.ایران و معماری قدرت جدید🔻 اهمیت ایران تنها به تواناییهای مستقل آن محدود نمیشود. تهران در سالهای اخیر روابط خود را با قدرتهای غیرغربی، بهویژه چین و روسیه، گسترش داده است. پیمان مشارکت راهبردی ایران و روسیه در سال ۲۰۲۵ نیز حوزههایی از تجارت و دفاع تا حملونقل و همکاریهای علمی را در بر گرفت؛ البته نباید این روابط را به شکل سادهای «ائتلاف ضدآمریکایی» تصور کرد. منافع ایران، روسیه و چین در همه مسائل یکسان نیست و هر یک محاسبات مستقل خود را دارند؛ اما وجه مشترک آنها در یک مسئله مهم است: کاهش وابستگی نظم بینالملل به یک مرکز قدرت واحد. 🔻 ایران از این منظر میتواند بخشی از یک شبکه بزرگتر قدرت در اوراسیا باشد؛ شبکهای که در آن چین از طریق قدرت اقتصادی، روسیه از طریق قدرت نظامی و انرژی و ایران از طریق موقعیت ژئوپلیتیکی، انرژی، توان موشکی و نفوذ منطقهای، هرکدام بخشی از معادله را شکل میدهند. همین موقعیت ژئوپلیتیکی باعث شده برخی تحلیلها ایران را نقطه اتصال مهم میان پروژههای قدرت روسیه و چین در اوراسیا بدانند؛ اما چندقطبیشدن برای ایران فقط فرصت نیست.🔻 بااینحال، چندقطبیشدن جهان الزاماً به معنای پیروزی ایران نیست. برعکس، چنین نظمی میتواند برای تهران هم فرصت و هم تهدید ایجاد کند. فرصت ازآنجهت که ایران دیگر مجبور نیست تمام روابط اقتصادی و سیاسی خود را در چارچوب رابطه با غرب تعریف کند. چین، روسیه، هند، کشورهای آسیای مرکزی و حتی قدرتهای منطقهای خلیجفارس میتوانند شرکای متنوعی برای ایران باشند؛ اما تهدید آنجاست که در جهان چندقطبی، رقابت قدرتها شدیدتر میشود. ایران ممکن است به میدان رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شود، بدون آنکه بتواند از منافع این رقابت به طور کامل بهره ببرد، همچنین وابستگی بیش از اندازه به یک قدرت خارجی، حتی اگر آن قدرت چین یا روسیه باشد، با مفهوم استقلال راهبردی سازگار نیست؛ بنابراین سیاست مطلوب ایران نباید «شرقگرایی مطلق» یا «غربگرایی مطلق» باشد؛ بلکه باید موازنه فعال میان قطبهای قدرت باشد.🔗 متن کامل یادداشت🌐 FarhikhteganOnline.ir🔻 @FarhikhteganOnline
