فراگشت | گورستان نظامهای رانتی؛ تاوان نابرابری انرژی را چه کسی در خیابان پس میدهد؟تاریخ تحولات اق…
انتشار: 2026/08/19 08:50 UTCدریافت: 2026/08/19 09:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 09:20 UTC
فراگشت | گورستان نظامهای رانتی؛ تاوان نابرابری انرژی را چه کسی در خیابان پس میدهد؟تاریخ تحولات اقتصادی قرن بیستم، گورستان نظامهایی است که تصور میکردند با حفظ سنتی رانت و انحصار در توزیع منابع حیاتی، میتوانند ساختار خود را در برابر بحرانهای بنیادین بیمه کنند.از بریتانیای عصر اواخر بحرانهای ذغالسنگ تا اقتصادهای بلوک در حال گذار، یک قانون نانوشته اما آهنین وجود دارد: هرگاه دولتها جرات نکردند «یارانههای کور و انحصاری» را از باک اقلیت ممتاز بیرون بکشند و به رگهای کل جامعه برسانند، ماشین اقتصاد از درون قفل شد.ریشهی این فاجعه را میتوان پیش از هر چیز در نظریههای بنیادین اقتصاددانان سیاسی نظیر کارل پولانی در کتاب شناختهشدهی «تحول بزرگ» ردیابی کرد.پولانی به روشنی استدلال میکند که وقتی پای «حیاتیترین کالاهای عمومی» در میان است، اگر بازار به حال توزیع نابرابر و رانت مصرفکنندگان کلان رها شود و اکثریت جامعه از این سفرهی مشاع محروم بمانند، اجتماع از مرحلهی «نارضایتی خاموش» به فاز «انفجار ساختاری» کوچ میکند.در امتداد این نگاه ساختاری، تحلیلهای تاریخی موریس داب دربارهی زوال درونزای نظامات اقتصادی به ما میآموزد که بحرانهای مرگبار هرگز اتفاقی نیستند؛ آنها محصول نقطهای هستند که زنجیرهی توزیع ثروت پایه در انحصار یک طبقه منجمد میشود و توان بازتوزیع حیاتی را از دست میدهد.نمونهی عینی این نظریهها را میتوان در کارنامهی تاریک اقتصادهای پیرامونی در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی (بهویژه در آمریکای لاتین و بلوک شرق) دید؛ همان جوامعی که در مواجهه با بحرانهای شدید تأمین انرژی، به بهانههای واهی ساختار توزیع رانت سوخت را دستنزده رها کردند.آن حکومتها حاضر نشدند منافع حیاتی را به صورت چرخهی عمومی میان تکتک شهروندان بازتوزیع کنند و دقیقاً از همان ناحیه ضربه خوردند.وقتی نیمی از جامعه حس کرد که ثروت مشاع ملی و انرژی سرزمینش صرفاً در باک خودروهای مرفهین دود میشود و خودش حتی از سهم پایهی حیات اقتصادی محروم است، شکاف میان ملت و ساختار سیاسی به ژرفترین حد خود رسید و کورهی فروپاشی روشن شد.تاریخ گواهی میدهد؛ سیستمی که تن به انحصار این چرخهی نابرابر بدهد، ناگزیر زیر بار وزن شکافهای درونی خود زانو خواهد زد؛ پایانی محتوم که هرگز از بیرون تحمیل نمیشود، بلکه از درون، ریشهی سیستم را میبلعد./فراز@farazdaily




