تداوم اعتراضهای اجتماعی؛ از بحران معیشت و حقوق کارگران تا تشدید فشارهای امنیتی مقدمه هفتهای دیگر از اعتراضها و مطالبات انباشته اجتماعی در ایران سپری شد؛ اعتراضهایی که از محیطهای کار و مراکز درمانی تا دانشگاهها، زندانها و خیابانها ادامه یافته است. در یک سو، کارگران، پرستاران، بازنشستگان، کارکنان صنعت نفت و دیگر مزدبگیران برای دریافت حقوق و مطالبات معوق، بهبود شرایط کار و حفظ قدرت خرید خود اعتراض میکنند و در سوی دیگر، فشارهای قضایی و امنیتی، بازداشت معترضان، صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام ادامه دارد.این تحولات جدا از یکدیگر نیستند. تشدید تورم، کاهش قدرت خرید، بیثباتی شغلی، ضعف خدمات عمومی و درمانی و انباشت بدهیهای دولت به صندوقهای بیمهای، فشار زندگی را بر بخشهای گستردهای از جامعه افزایش داده است. در چنین شرایطی، اعتراضهای صنفی و اجتماعی بیش از گذشته به یکدیگر پیوند میخورند.تداوم اعتراض به اعدام و فشار بر زندانیان در هفته صدوسیوسوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، زندانیان این کارزار در ۵۹ زندان کشور، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام دست به اعتصاب غذا زدند. بر اساس اطلاعیه این کارزار، از ابتدای سال ۱۴۰۵ دستکم ۳۴۲ زندانی اعدام شدهاند که ۱۰ زن، دو نفر که هنگام محکومیت کودک بودهاند و ۳۷ زندانی سیاسی در میان آنان قرار دارند.همزمان، درباره بیش از ۶۰ معترض در معرض خطر اعدام هشدار داده شده است. در برخی پروندهها، اطلاعات مربوط به وضعیت زندانیان تنها پس از اجرای حکم منتشر شده و درباره شماری دیگر همچنان اطلاعات روشنی در دست نیست. این وضعیت، نگرانی خانوادهها و افکار عمومی درباره اجرای ناگهانی احکام را افزایش داده است.در کنار این موارد، گزارشهای متعددی از ادامه بازداشتها و بلاتکلیفی معترضان منتشر شده است. در یزد، بنا بر گزارش منتشرشده، دستکم ۱۵۹ بازداشتشده اعتراضات ۱۴۰۴ همچنان در زندان هستند و شماری از آنان هنوز حکم قطعی دریافت نکردهاند. محدودیت تماس و ملاقات و شرایط نامناسب نگهداری از جمله موارد مطرحشده در این گزارش است.در موارد دیگری نیز از احضار فعالان مدنی، بازداشت در منازل و بیخبری از محل نگهداری برخی بازداشتشدگان خبر داده شده است. مجموع این موارد از تداوم فضای امنیتی پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ حکایت دارد.شرایط زندانها؛ فشار مضاعف بر زندانیان گزارشهای این هفته همچنین از شرایط نامناسب نگهداری زندانیان حکایت دارد. در زندان اوین، افزایش شدید دما و ناکارآمدی تجهیزات سرمایشی موجب شده است دمای برخی سالنها از ۴۰ درجه فراتر رود. وضعیت نامناسب هواخوری، بسته بودن مداوم درهای سالنها، شیوع ساس، کمبود امکانات ورزشی و مشکلات بهداشتی، فشار بیشتری بر زندانیان وارد کرده است.همچنین درباره برخی زندانیان سیاسی و مدنی، از نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، محدودیت ملاقات و تماس و مشکلات جسمانی گزارش شده است. در کنار این موارد، از اعدام سه زندانی در زندانهای تبریز و دزفول نیز خبر داده شده است.ادامه اعتصاب غذای زندانیان در دهها زندان نشان میدهد که مخالفت با اعدام، همچنان یکی از محورهای مهم اعتراض اجتماعی است.اعتراضهای صنفی؛ معیشت در مرکز مطالبات همزمان با فشارهای قضایی و امنیتی، اعتراضهای صنفی در بخشهای مختلف اقتصاد ادامه دارد. وجه مشترک بخش بزرگی از این اعتراضها، کاهش قدرت خرید، پرداخت نشدن مطالبات مزدی، کمبود نیروی انسانی و تجهیزات و بیثباتی شرایط کار است.کارگران شهرداری زاهدان؛ شش ماه دستمزد معوقکارگران شرکتی شهرداری زاهدان حدود شش ماه حقوق و مزایای مزدی طلبکارند. آنان گفتهاند تأخیر در پرداخت دستمزد در شرایط تورمی، مشکلات جدی برای خانوادههایشان ایجاد کرده است.این کارگران که مسئول نظافت و پاکیزگی شهر هستند، میپرسند چگونه ممکن است در شرایط دشوار اقتصادی، دستمزد کسانی که خدمات ضروری شهری را انجام میدهند، ماهها پرداخت نشود. آنان از شهردار و شورای شهر خواستهاند منابع لازم برای پرداخت مطالبات کارگران را تأمین کنند.پرستاران نیشابور؛ کار بیشتر، مزد کمترپرستاران و کارکنان بیمارستان حکیم نیشابور نیز در اعتراض به پرداخت نشدن معوقات و کارانه، کمبود تجهیزات و نیروی انسانی، اضافهکاری اجباری و تبعیض در پرداختها تجمع کردند.اعتراض آنان نشان میدهد بحران نظام درمان تنها به سطح دستمزد محدود نیست. کمبود نیروی انسانی و افزایش ساعات کار، فشار مضاعفی بر کارکنان درمان وارد کرده و همزمان کیفیت خدمات ارائهشده به بیماران را تحت تأثیر قرار میدهد.@etehadesarasari👇👇👇👇ادامه
گروه محترم کارزار گفتگو، تالار تبادل و تفاهمبا سلامکارزار شما با عنوان «اعتراض کارگران و بازنشستگان علیه خصوصی سازی در سازمان تأمین اجتماعی» تأیید و با موفقیت منتشر شد:karzar.net/343884%D8%A8%D8%A7 به اشتراک گذاری این لینک و ارسال آن برای دیگران، این کارزار را اطلاعرسانی کنید و از آنها برای جمعآوری امضا کمک بگیرید.#منفعل_نباشیمعدم دریافت پیامک/لغو11از شماکارگروه عزیز تالار گفتگو، تبادل و تفاهمکارزار شما با عنوان «مطالبه کارگران و بازنشستگان علیه خصوصی سازی در سازمان تأمین اجتماعی» تأیید و با موفقیت منتشر شد:karzar.net/343878%D8%A8%D8%A7 به اشتراک گذاری این لینک و ارسال آن برای دیگران، این کارزار را اطلاعرسانی کنید و از آنها برای جمعآوری امضا کمک بگیرید.#منفعل_نباشیمetehadesarasari
درد گنگ محمد اصفهانی نمیدانم چه میخواهم بگویمزبانم در دهان باز بسته استدر تنگ قفس باز است وافسوسکه بال مرغ آوازم شکسته استنمیدانم چه میخواهم بگویمغمی در استخوانم می گدازدخیال ناشناسی آشنا رنگگهی می سوزدم گه می نوازدپریشان سایه ای آشفته آهنگز مغزم می تراود گیج وگمراهچو روح خوابگردی مات و مدهوشکه بی سامان به ره افتد شبانگاهدرون سینه ام دردیست خونبارکه همچون گریه میگیرد گلویمغمی آشفته دردی گریه آلودنمیدانم چه می خواهم بگویم #هوشنگ_ابتهاج@etehadesarasariشبتان آرام
نفسهایی که به کپسول اکسیژن بند است/ زجر زیستن به عنوان «کارگر ساختمانی»/ ماهی ۳۰ میلیون خرج دوا و درمان میکنم!بیست سال روی داربستها جوانیاش را جا گذاشت تا دستش جلوی کسی دراز نباشد، اما حالا در ۵۸ سالگی، نفسهایش به کپسول اکسیژن و هزینههای کمرشکن ۳۰ میلیون تومانیِ دارو بند است. «حبیبالله سبزی»، کارگر ساختمانی اهل مریوان که ۱۵ سال است به دلیل بیماری شدید ریوی ناشی از کار خانهنشین شده، روایتی تلخ از روزگارِ کارگرانِ بدون چتر حمایتی دارد.به گزارش خبرنگار ایلنا، سالها کار کردن، در بدترین شرایط عرق ریختن و استخوان خرد کردن، برای آنکه نانآور آبرومند خانوادهات باشی، همگی به این امید است که روزی در دوران پیری و ازکارافتادگی خیالت راحت باشد؛ حداقلی از رفاه را تجربه کنی و دستت جلوی دیگران دراز نباشد. اما گویا این تصویر برای طبقه کارگر در ایران، رویایی دستنیافتنی و محال است. این کابوس زمانی پررنگتر میشود که شغلِ این کارگران، فاقد امنیت شغلی و جغرافیای زندگیشان در حاشیهها و استانهای محروم کشور باشد. آنچه میگوییم شعار و کلیگویی نیست؛ داستانِ تلخِ زندگی هزاران کارگر است؛ بهویژه کارگران ساختمانی که سالها سختترین وظایف ممکن را برعهده دارند، از داربستها بالا میروند و بهای اندکِ پولی که میگیرند، قطرهقطره چکیدنِ سلامتی و فرسایشِ بدنشان است. آنها عموماً در نهایت دچار هزاران درد و مرض میشوند، در حالی که هیچ چتر حمایتی و بیمهای بالای سرشان نیست. یکی از هزاران قربانیِ این ساختارِ بیرحم، «حبیبالله سبزی» است؛ مردی که سالها شرافتمندانه زحمت کشید تا دستش جلوی کسی دراز نباشد، اما گویی دستانِ پینهبستهاش در برابر هیولای نئولیبرالیسم و آزادسازی، توان و رمقی برای جنگیدن نداشت. او هرچه تقلا کرد به جایی نرسید؛ شرایط او را به نقطهای رساند که برخلاف میل باطنیاش، فریادِ کمکخواهی سر دهد.حبیبالله ۲۰ سال در شهر مریوان کارگر ساختمانی بود و اکنون هزینههای کمرشکنِ درمان، او را زمینگیر کرده است. نبودِ چترِ بیمهای، امروز او را به این روزگار سخت و جانکاه کشانده است. بهتر است درد و رنجِ این سالها را بیواسطه، از زبان خود او بشنویم: روایت حبیبالله؛ نفسهایی که به کپسول اکسیژن بند است«واقعیتش من ۵۸ سالمه و الان تقریباً ۱۵ساله که کلاً از کار افتادم. ریهام مشکل اساسی داره، همزمان کبد و معده و بقیه اعضای بدنم هم درگیر شدن. هر ماه باید حداقل ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومن فقط پول داروهام رو بدم. از ۱۵ سال پیش که مشکل شدید ریه پیدا کردم، دیگه نتونستم برم سر کار؛ منی که ۲۰ سال تمام روی داربستها و تو ساختمونها کارگری کردم، حالا نفس ندارم. من هیچ بیمهای ندارم؛ یعنی تنها چیزی که دارم همین بیمه روستاییه که عملاً دردی رو دوا نمیکنه. تو تمام این مدت، خرج سنگین دارو و درمان رو با هزار بدبختی و قرض و با کمک مردم جور کردم. من دو تا دختر دارم که یکیشون تازه کلاس ششم دبستانه. الان هم که دارم با شما صحبت میکنم، کپسول اکسیژن بهم وصله و با این دستگاه نفس میکشم. اگر بیاید خونهام رو از نزدیک ببینید، خودتون با چشم میبینید؛ چهار طرف خونه مشکل داره، لولههای آب مدام نشتی دارن و چکه میکنن. نه پولی دارم که درستش کنم، نه واقعاً میشه با این وضع و با داشتن بچه مدرسهای زندگی کرد. این مریضیِ من سالها پیش، از یه روزی شروع شد که اومدم برم سرِ کار، دیدم اصلاً نمیتونم روی پام وایستم. وقتی افتادم دنبال دکتر و درمان، بهم گفتن آسم شدید داری و همون موقع تو بیمارستان بستری شدم. به خدا من اصلاً دوست ندارم تو این شرایط باشم و دستم جلو کسی دراز باشه، اما واقعیتش اینه که من در ماه فقط ۳۰ میلیون تومن خرج دارو و دکترم میشه؛ این جدا از هزینههای خورد و خوراک خانواده و بچههامه. با این وضعیت گرونی، دیگه واقعاً نمیدونم چطوری باید به این زندگی ادامه بدم و چیکار باید بکنم...».روایتی از استخوانهای خردشدهصحبتهای حبیبالله، نشان از رنجی عمیق دارد که تنها مختص به او نیست؛ این دردِ مشترکِ بسیاری از کارگران ساختمانی و تمامی مزدبگیرانی است که از امنیت شغلی و چتر تأمین اجتماعی محروماند. این وضعیتِ اسفبار به حبیبالله و شهر مریوان محدود نمیشود و گریبانگیر طیف وسیعی از کارگران است.برای واکاویِ این بحرانِ انسانی و شناخت دقیقتر ابعاد آن، به سراغ «میکائیل صدیقی»، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی استان کردستان و عضو هیئت مدیره کانون انجمنهای صنفی کارگران ساختمانی کشور رفتیم. صدیقی در تبیین شرایط بغرنج کارگران ساختمانی و کولبران در مریوان و استان کردستان، شرایط را بسیار وخیم توصیف کرده و با اشاره به تورم افسارگسیخته، میگوید: ادامه در لینک زیر 👇👇👇ilna.ir/fa/tiny/news-1826309@etehadesaras…
انتظار طولانی کارگران اخراجی فولاد شادگان/ مسافرکشی و کار ساختمانی میکنیم!با گذشت حدود یکسال از بیکاری کارگران بومی شاغل در پروژه ساخت شرکت فولاد شادگان، هنوز این کارگران پیگیر بازگشت به شغل سابق خود هستند.، از حدود یک سال پیش، حدود ۱۰۰ نفر از کارگران بومی شاغل در پروژه ساخت مجتمع عظیم صنعتی فولاد شادگان با اتمام بخشهایی از پروژه، به مرور بیکار شدهاند اما متاسفانه بعد از گذشت ماهها انتظار، هنوز اقدامی در جهت پیگیری وضعیت شغلی این گروه انجام نشده است. به گفته منابع کارگری، با شروع به کار مجتمع عظیم صنعتی فولاد شادگان، قرار بود کارفرما کارگران را به کار سابق خود بازگرداند. هرچند کارفرما فعالیت بخشهایی را با اتمام ساخت، بعد از چندین ماه با جذب شماری کارگر غیر بومی از سر گرفته و تعداد کمی از کارگران به کار سابق خود بازگشتند اما هنوز حدود ۱۰۰ کارگر تعدیلی در بیرون از این واحد صنعتی پیگیر بازگشت به کار هستند. در این زمینه یکی از کارگران تعدیلی فولاد شادگان گفت: در این یکسالی که بیکار شدهام در جستجوی کار به واحدهای صنعتی و خدماتی زیادی مراجعه کردهام اما به دلیل شرایط سنیام، تا این لحظه هیچ کاری برای من و سایر همکارانم پیدا نشده است. او گفت: درحالی من و سایر همکارانم به دنبال ایجاد شرایط برای بازگشت به کار هستیم که مسئولان در جلسات مختلف، بارها وعده بازگشت به کار کارگران تعدیلی را مطرح کردهاند.او با بیان اینکه شرایط معیشتی خوبی ندارد، گفت: برخی همکاران که توانایی مالی بهتری دارند به کارهای ساختمانی، خدماتی و مسافرکشی مشغول کار به شدهاند اما برخی دیگر به دلیل ناتوانی مالی همچنان بیکار هستند. در عین حال با برگزاری آزمون استخدامی قرار بود اولویت جذب با نیروی کار باسابقه بومی باشد، اما بعد آزمون مشخص شد اکثر جذب شدگان افراد تازهکار و از نیروی کار غیر بومی هستند. او با بیان اینکه ما به دنبال اشتغال به کار هستیم، گفت: همه کارگران تعدیلی از بومیان منطقه و شهرستان شادگان هستند و سابقه کار آنها ۱۰ تا ۱۵ سال است. اکثریت این کارگران برای تامین معاش خانوادههای خود با مشکل روبرو هستند و درخواست ما از مدیریت این مجموعه و مسئولان شهرستان، فقط بازگشت بکار است.@etehadesarasari
فریاد،فریاد از این همه بیداد#اصفهان: تجمع و راهپیمایی هر روزه بازنشستگان فولاد و ذوبآهن امروز سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ نیز همچون روزهای گذشته با حضور پرشور بازنشستگان فولاد و ذوبآهن در اصفهان در اعتراض به وضعیت معیشتی و خدمات درمانی و سایر مطالبات خود تجمع و راهپیمایی برگزار نمودند.@etehadesarasari
تجمع اعتراضی کارکنان بهداشتی در همدان مقابل استانداری ▪️صبح روز سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵جمعی از کارکنان بهداشتی در اعتراض به وضعیت معیشتی خود، عدم پرداخت معوقات و سطح نازل دستمزدها مقابل استانداری همدان تجمع کردند.اعتراض و اجماع دسته جمعی و اعتصاب، راههای پیش رو ماست!برای تغییر فردا امروز متحد شویم!اتحاد و اعتراض سراسری ،رمز پیروزی ماست!#کمپین_سراسری_پیگیری_مطالبات_پرستاران@etehadesarasari