🍃🍃مهاجرانی که از مهاجر میترسند✍بهداد بردبارچگونه کسی که خود از مرزها گذشته و رنج مهاجرت را چشیده،…
انتشار: 2026/08/17 08:32 UTCدریافت: 2026/08/18 07:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 07:40 UTC
🍃🍃مهاجرانی که از مهاجر میترسند✍بهداد بردبارچگونه کسی که خود از مرزها گذشته و رنج مهاجرت را چشیده، در سرزمینی تازه به مدافع گفتمان مهاجرستیزی تبدیل میشود؟ ماجرای هجوم کمسابقه به مرز «سئوتا» و واکنش جنجالی برخی مهاجران ایرانی به آن، رونمایی از یک تناقض عمیق بود: «مهاجرِ ضدمهاجر». این پدیده یک سوءتفاهم لحظهای نیست و درواقع ریشه در نوعی ناسیونالیسم تاریخی و خودبرتربینی فرهنگی دارد که در آن، مهاجر ایرانی خود را تافتهای جدابافته از دیگر مهاجران خاورمیانه و آفریقا میداند.در روزهای گذشته تصاویر عجیبی از سئوتا، شهر کوچک اسپانیایی در شمال آفریقا، در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد. دهها هزار نفر، عمدتاً از مراکش، در مدت کوتاهی تلاش کردند خود را از راه زمینی یا با شنا کردن به قلمرو اسپانیا برسانند. گزارشهای اولیه شمار آنان را حدود ۶۰ هزار نفر اعلام کردند اکثر آنها پس از مدت کوتاهی به مراکش بازگشتند یا بازگردانده شدند.یکی از زمینههای شکلگیری این بحران، حکمی بود که دیوان عالی اسپانیا صادر کرده بود. مسئله این بود که سازوکار «بازگرداندن فوری در مرز» را نمیتوان درباره کسانی که از مسیر دریا وارد خاک اسپانیا میشوند، به همان شکلی اعمال کرد که درباره عبور از موانع زمینی سئوتا و ملیا اعمال میشود.از حکم حقوقی دادگاه روایتی در شبکههای اجتماعی ساخته میشود، این تصور ایجاد میشود که فرصتی برای مهاجرت فراهم شده. این تصور گسترش یافت که اگر کسی بتواند با شنا خود را به سئوتا برساند، دیگر نمیتوان فوراً او را به مراکش بازگرداند. شبکههای اجتماعی و قاچاقچیان انسان نیز در گسترش این تصور نقش داشتند و نتیجه، هجوم کمسابقهای به شهری کوچک در مرز مراکش و بخشی از قلمرو اسپانیا بود.زمان وقوع بحران نیز به گمانهزنیها دامن زد. پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، در میان رهبران اروپایی یکی از جدیترین مواضع را علیه جنگ اسرائیل در غزه اتخاذ کرده است. دولت او همکاریهای نظامی با اسرائیل را محدود کرده و سانچز از واژه «نسلکشی» برای توصیف آنچه در غزه رخ داده استفاده کرده است. در جنگ اخیر علیه ایران نیز مادرید حاضر نشد امکانات و پایگاههای خود را در اختیار عملیات نظامی آمریکا علیه ایران قرار دهد.طبیعی بود که همزمانی این تحولات با بحران سئوتا به گمانهزنی درباره استفاده ابزاری از مهاجرت برای تحت فشار قرار دادن دولت سانچز منجر شود. مقامهای محلی نیز مراکش را به تسهیل ورود مهاجران متهم کردند. با این حال، تا زمانی که شواهد قابل اتکایی منتشر نشده است، باید میان این پرسش که «چه کسانی از بحران سود میبرند؟» و این ادعا که «چه کسانی آن را سازمان دادهاند؟» تفاوت گذاشت.اما برای من بخش دیگری از ماجرا جالبتر بود: روایتی که بخشی از ایرانیان مهاجر از مهاجران مراکشی ساختند. برخی مهاجران ایرانیِ راستگرا، همزمان با سیاستمداران مهاجرستیز، روایتهایی مشابه آنان را بازتولید کردند.نامشان مهاجران نیست. شما میگویید نامشان چیست و آیا هراسانگیز نیست؟انتخاب این کلمات اتفاقی نبود. این متن فرصتی را فراهم کرد تا مخاطبان او به هراس انگیز بودن مهاجران بپردازند. مسئله دیگر صرفاً مخالفت با سیاست مهاجرتی دولت اسپانیا یا نگرانی از ورود ناگهانی دهها هزار نفر به شهری کوچک نیست. آنان اساساً عنوان «مهاجر» را رد میکنند و از مخاطب میخواهند نام دیگری برای این جمعیت پیدا کند؛ نامی که قرار است با «هراسانگیز» بودن تصاویر تناسب بیشتری داشته باشد. این نامگذاری گاه صریحتر نیز میشد: «مهاجم»، «اسلامگرا»، «مسلمان» و کسانی که قرار است فرهنگ و تمدن اروپا را از میان ببرند.اما آنها، فارغ از قضاوت ما درباره شیوه ورودشان، مهاجرند. مهاجر میتواند قانونی یا غیرقانونی وارد یک کشور شود، درخواست پناهندگیاش پذیرفته یا رد شود و حتی پس از طی مراحل قانونی اخراج شود. «مهاجر» نام حقوقی برای انسان نیست که اگر از رفتار او خوشمان نیامد آن را پس بگیریم؛ توصیف یک وضعیت است.چرا برای بخشی از ایرانیان، دیدن جمعیتی از جوانان مراکشی و عمدتاً مسلمان به اندازهای هراسانگیز است که حتی حاضر نیستند آنها را «مهاجر» بنامند؟صفحه ۱

