شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکرم شعر میریزیمنم که تند و بی پروا برایت…
انتشار: 2026/08/15 10:52 UTCدریافت: 2026/08/17 19:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 19:40 UTC
شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکرم شعر میریزیمنم که تند و بی پروا برایت شعر می گویمتو هم بر عکس من هستی شدیدا اهل پرهیزیبرایت شعر میسازم تمام خاطراتم راتو خیلی ساده می گویی عجب شعر غم انگیزینگاهت آتشین باشد،دلت مانند یک برکهگره در دست تو مانده که ذوقم را برانگیزیبیا خوبی کن و یکبار،صرف از فعل رفتن کنچه بگریزی زابیاتم که بر زخمم نمک ریزیعجب چشمی تو داری که برایش شعر میسازمتو هم در جام من هر دم غمی روی غمی ریزی..#هوشنگ_ابتهاج