برای دیدنت جانِ ، پر از تاب و تبی دارمهزاران رازِ نا گفته ، و صدها مطلبی دارم نمی دانم تو می دانی ،…
انتشار: 2026/08/12 06:55 UTCدریافت: 2026/08/14 08:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 08:01 UTC
برای دیدنت جانِ ، پر از تاب و تبی دارمهزاران رازِ نا گفته ، و صدها مطلبی دارم نمی دانم تو می دانی ، مصیبت های طوفان رادر این شب های ظلمانی ، چه تیره کوکبی دارم نگاهم را نمی خوانی ، ز اشکم بی خبر ماندیچه ایامی به سر کردم چه یارب یاربی دارم میانِ واژه ها گم شد ، سخن های پریشانمسخن ها خام و تلخ و تر ، چه صاحب منصبی دارم صبوری می کنم اما ، نمی دانی چه دلتنگمتهی گشتم ز هجرانت ، چه ویرانه شبی دارم تراوید از نگاهِ شب ، غبار و تیرگی و تببه کنجِ بزمِ سر مستان ، چه زیبا مکتبی دارم #فرح_فردوسی