توی جاده یه ماشین خارجی از کنارمون رد شد برادر زاده ام که کارمند شرکت و مجرد هست، گفت یه دونه از ای…
انتشار: 2026/08/11 07:24 UTCدریافت: 2026/08/12 20:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 20:01 UTC
توی جاده یه ماشین خارجی از کنارمون رد شد برادر زاده ام که کارمند شرکت و مجرد هست، گفت یه دونه از این ماشینا به من بدن دیگه غصهای تو دنیا ندارم.گفتم اشتباه میکنی تازه غصههات شروع میشه.گفت چه جوری؟گفتم تو الان درآمدت چقدره؟ گفت نزدیک ۴۰ تومن. گفتم اینطوری باید نه بخوری!!نه بپوشی!!نه پس انداز کنی !! فقط این ماشینو سوار بشی .میدونی هزینه نگهداری همین ماشین چقدره؟کل حقوققت رو باید بدی یک بار روغنشو عوض کنیفرض کن یه چراغش شکسته باشه، یک ماه حقوقت رو باید بدی اونو درست کنییه جفت لاستیکشو بخوای عوض کنی ....پس اینطوری آرزو کن که اینقدر پولدار بشی و زندگیت اینقدر رو براه بشه که بتونی بخریش و با شکم سیر سوارش بشی.


