کلمهی قدیمی و کمبسامد /ado /əˈduː بهمعنی سروصدا، هیاهو، جنجال، قیلوقال یا دردسر است. عنوان یکی…
انتشار: 2026/08/03 11:02 UTCدریافت: 2026/08/05 16:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 16:17 UTC
کلمهی قدیمی و کمبسامد /ado /əˈduː بهمعنی سروصدا، هیاهو، جنجال، قیلوقال یا دردسر است. عنوان یکی از نمایشنامههای کمدی مشهور ویلیام شکسپیر همMuch Ado About Nothingاست که معمولاً هیاهوی بسیار بر سر هیچ ترجمه میشود.عنوان این نمایشنامه امروزه بهشکل نوعی زبانزد یا ضربالمثل هم ممکن است بهکار رود (بیشتر در نوشتههای روزنامهای، نقد، مقاله و گفتار نسبتاً رسمی تا در مکالمهی عادی):◻️But mostly, it was much ado about nothing.اما بیشترِ ماجرا جنجالِ بیهوده بود.◼️امروزه این کلمه را بیشتر در ترکیب پرکاربرد و تقریباً کلیشهی◾️without further/ more adoمیشنویم و میخوانیم که بهمعنی بدون مقدمهچینی بیشتر یا بدون معطلی یا بدون فوت وقت یا فیالفور و از این دست است.◻️Without further ado, I set to work.بدون معطلی دستبهکار شدم.◻️And without more ado he booked his one-way ticket.و بیمعطلی بلیت یکطرفهاش را رزرو کرد.◻️So without further ado, I’ll now ask Mr. Davis to open the debate.پس بدون مقدمهی بیشتر، حالا از آقای دیویس میخواهم بحث را آغاز کند.◻️So without further ado, let's get into it.پس بدون معطلی، برویم سر اصل مطلب.◻️And now, without further ado, let me introduce our benefactor.و حالا، بدون مقدمهی بیشتر، اجازه بدهید حامیِ نیکوکارمان را معرفی کنم.◻️Without further ado, let's begin.بدون مقدمهچینی بیشتر، شروع کنیم.◻️The emptying of the house could therefore no longer be postponed and Charlotte had decided to put matters in hand without further ado.بنابراین دیگر نمیشد تخلیهی خانه را به تعویق انداخت و شارلوت تصمیم گرفت بیمعطلی دست به کار شود. ◼️کلمهی ado در ترکیبات آزاد دیگری هم بهکار میرود (مثل جملهمثالهای زیر). معنی آن (متناسب با بافت) نیز میتواند جنجال یا قیلوقال یا سروصدا یا دردسر یا زحمت باشد.◻️Most state flags were adopted with little ado many years ago.بیشترِ پرچمهای ایالتها خیلی سال قبل، بیسروصدای چندانی، به تصویب رسیدند.◻️Without ado, it became the most widely used system in the world.بیهیچ دردسری، به پرکاربردترین سامانه در جهان تبدیل شد.◻️In his introduction, the professor makes much ado about the writer's precision.استاد در مقدمهاش دربارهی دقتِ نویسنده حسابی دادِ سخن میدهد.▪️یعنی بیش از حد تاکید میکند و مهم جلوهاش میدهد و سروصدا میکند.◻️At first I swore not to vote for him, having been influenced by the big ado made of his indecisiveness.در ابتدا قسم خورده بودم به او رای ندهم، چون تحت تأثیر جنجال زیادی قرار گرفته بودم که بر سر دودلیاش به راه انداخته بودند. - عبدالرضا شهبازی@Englishnutsbolts


