قرار بود دوشنبه حاجبی صاحب کفش شود.دریکی از دهکده های زابل دانشآموزی یک جفت کفش ورزشی ازمعلمش جایزه میگیرد و خوشحالی این کودک را در عکس میبینید جریان این جایزه بسیار جالب است.معلم بعنوان یک مسابقه از دانشآموزان میخواهد که هرکدام در رابطه با وضعیت خود انشاء خوب بنویسد جایزهای از من دریافت میکند همه بچه های کلاس انشاء را مینویسند ومعلم بعد ازخواندن همه از آنجا که همه را زیبا میداند و نمیتواندیکی را انتخاب کندتصمیم میگیرد به قید قرعه یکنفر را بعنوان برنده مشخص کند همه دانشآموزان اسامیشان را مینویسند و داخل یک کیسه میاندازند و معلم یک اسم را از بین آنها و از کیسه بیرون میکشد همینکه میخواست اسم را بخواند همه بچه ها دست میزنند و معلم با صدای بلند اسم دوشنبه حاجبی را میخواند معلم وقتی این جریان را برای من توضیح میداد چنین گفت ناخودآگاه یکی از اسمهای دیگر را نگاه کردم دیدم دوشنبه حاجبی است بقیه را نگاه کردم متوجه شدم که تمامی بچه ها فقط اسم دوشنبه حاجبی فقیرترین بچه کلاس را نوشته بودند وفهمیدم انسانیت و جوانمردی سن و سال نمیشناسد