اصفهان همچنان در حصر خصممسعود امیرزادهاصفهان نهتنها یکی از زیباترین و میراثیترین شهرهای ایران، بل…
انتشار: 2026/07/26 13:09 UTCدریافت: 2026/08/03 06:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 06:27 UTC
اصفهان همچنان در حصر خصممسعود امیرزادهاصفهان نهتنها یکی از زیباترین و میراثیترین شهرهای ایران، بلکه یکی از شهرهای بیمانند جهان از منظر آثار تاریخی و سیمای فرهنگی و طبیعی است. آنچه امروز از تاریخ پرفرازونشیب خود بر دوش میکشد، بخش مهمی از میراث تمدنی ایران در عصر صفوی است؛ بهگونهای که بسیاری از آثار کهنتر یا در گذر زمان از میان رفتهاند یا آنگونه که شایسته است شناخته نشدهاند.اما اصفهان، همچون هر کانون تمدن، شکوه و ثروت، هرگز از چشم طمع غارتگران، حسادت بدخواهان و جهل و خشونت صاحبان قدرت در امان نماند و در طول تاریخ بخشی از میراث گرانبهای خود را از دست داد. با ورود به عصر مدرن و افزایش اهمیت میراث فرهنگی و هویت تاریخی ملتها، انتظار میرفت دورهای تازه از حفاظت، مرمت و پاسداشت این سرمایه بیبدیل آغاز شود؛ اما شوربختانه چنین نشد.اصفهان، بهویژه پس از انقلاب، با خصمی روبهرو شد که نه در هیئت مهاجمان خارجی، بلکه در لباس بروکراسی و بر مسندهای اداری ظاهر شد؛ کسانی که در تخریب و دگرگونی این شهر چنان پیش رفتند که گاه عملکردشان خاطره یورش افغانها و حتی ویرانگریهای ظلالسلطان را در ذهن زنده میکند.در دوران مدیریت شهرداری به ریاست آقای سقائیاننژاد، بخشهای مهمی از بافت تاریخی و هویت شهری اصفهان دستخوش دگرگونیهای گسترده شد. ایشان با ادعای نوسازی شهر، بیآنکه شناختی عمیق از ارزشهای میراث فرهنگی اصفهان یا دلبستگی لازم به آن داشته باشد، اقداماتی را پیش برد که به باور بسیاری از دلسوزان، خسارتهای جبرانناپذیری بر پیکره این شهر تاریخی وارد کرد. شرح آن دوران، کتابی مستقل میطلبد و در حوصله این مقاله نیست؛ اما امروز نیز ادامه همان رویکرد را میتوان در برخی تصمیمها و پروژهها مشاهده کرد؛ پروژههایی که به بهانه توسعه شهری، مترو و طرحهای عمرانی، همچنان تیغ بر چهره اصفهان میکشند.از تازهترین این تصمیمها، استقرار مجموعه استانداری در عمارت تاریخی رکیبخانه است؛ اقدامی که بهویژه در شرایط جنگ و احتمال حملات نظامی، میتواند مخاطرات جدی برای این بنای ارزشمند تاریخی ایجاد کند.شهردار اصفهان در توجیه این اقدام، با تعبیری که بیشتر به یک شوخی کممایه شباهت دارد، آن را «بازگشت دولت پس از چهارصد سال به خانه خود» خوانده است. فارغ از اینکه رکیبخانه اساساً اصطبل سلطنتی صفوی بوده است، بهتر بود ایشان از مقایسه دولت کنونی با دولت مقتدر صفوی پرهیز میکرد. افزون بر آن، هیچ انسان خردمندی امروز از ظروف مینایی موزه عباسی یا ریتونهای هخامنشی برای نوشیدن دوغ و شربت استفاده نمیکند تا آثار تاریخی را به کارکرد اولیهشان «بازگرداند». ارزش میراث تاریخی، در حفظ اصالت و شأن فرهنگی آن است، نه در احیای کاربری گذشته.اما شاید تهدیدی جدیتر، اجرای خط دوم متروی اصفهان باشد. متأسفانه بسیاری از پروژههای عمرانی در کشور، از سدسازی و راهسازی گرفته تا پلهای غیرهمسطح و خطوط مترو، از الگوی مشترکی پیروی میکنند؛ الگویی که در آن گاه منافع شبکهای از پیمانکاران و تصمیمگیران بر ملاحظات فرهنگی، تاریخی و زیستمحیطی غلبه میکند.برای پیمانکاران قدرتمند، آنچه اهمیت دارد، تداوم پروژهها و گردش منابع مالی است؛ کمتر کسی میپرسد این طرحها چه بر سر میراث فرهنگی، بافت تاریخی و هویت شهرها میآورند. گویی حتی اگر پروژهای فاقد توجیه کافی باشد، باز هم باید به هر قیمت اجرا شود تا چرخه منافع اقتصادی و رضایت صاحبان قدرت و ثروت متوقف نشود.ازاینرو، این روزها نباید تنها دلنگران زایندهرودی باشیم که در پشت سدها محبوس و به رودخانهای فصلی تبدیل شده است. تهدید بزرگتر آن است که خصم همچنان در کمین اصفهان نشسته؛ خصمی که این بار نه از بیرون حصار شهر، بلکه از درون ساختارهای تصمیمگیری، آخرین نشانههای اعتبار، فرهنگ و هویت این شهر تاریخی را هدف گرفته است.t.me/didehbaanzistboom
