#دلنوشته 💔 بیقرار 💔زدم به جاده… بیهوا و بیقرار، مثل یک برگ پاییزی که رها میشود در آغوش باد. سبکبار و سبکدل، عزم سفر میکنم. این سفر عاشقی، همقدمی با کسانی است که فرشتگان به حالشان غبطه میخورند و بالهای خود را فرشِ زیرِ پایشان میکنند.چه بیقرار و دلتنگ و مشتاق دارد دلم… برای رسیدن به سرزمین عاشقی، برای رسیدن به کربلا. این مسیر، خود یک معراج است؛ هر گام، عهدی دوباره و هر نفس،گواه عشقی بی انتها...انتظار کشیدن چه سخت است تا وقتی که چشمانم به گنبد و بارگاهت روشن میشود. این ارادت و شور قلبی از عمق جانم سرچشمه میگیرد و مرا بسویت میکشاند، آقا جانم...#لیلاطاهرینژاد