.خاطره از استاد ایرج۲۱ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی سالیانی پیش در آن ساعت که با دوستی بس ارجمند…
انتشار: 2026/08/12 18:56 UTCدریافت: 2026/08/14 23:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 23:07 UTC
.خاطره از استاد ایرج۲۱ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی سالیانی پیش در آن ساعت که با دوستی بس ارجمند بودیم فرصت دیدار با زندهیاد ایرج دست داد و عکسی به یادگار گرفتیم.امروز که خبر آمد استاد ایرج از جهان گذشتند با آن دوست به یاد گذشته گفتوگو کردم و چون آشنای ایرج بودند خاطرههایی گفتند و من با اجازه ایشان چند کلام را از آن بدینجای میآورم:زندهیاد ایرج چنان که همگان دانند از افسران ژاندارمری بود و تا سرگردی رسیده. چون در آن سازمان به آوازخوانی دلبستگی نشان میدهد، سازمان بر او سخت میگیرد و میخواهند که یا سرگرد ژاندارمری باشد، یا آوازخوان!استاد آوازخوانی را برتر مینهد و با دشواریهای زیاد از سازمان ژاندارمری بیرون میآید.دوستم سخن از شکنجههای ایرج هم کردند و گفتند داغ تازیانهها همیشه بر پشت ایرج بود. نشد که بیشتر بپرسم.گفتند که پس از آن دچار تنگناها شده و زندگی چهره دشوارش را بر او مینمایاند. ...ایرج اصلا حسین خواجه امیری نام داشته. برادری داشته به نام ایرج که در آواز مرتبتی داشته بسی بلندتر از او. اما آوازش را آشکار نکرده و برادرش حسین با نام او آواز میخواند و به نام ایرج نامدار میشود.t.me/dejnepesht4000

