قبول دارید اعتبار یک خونه به پنجره هاشه؟@Danshamuz
انتشار: 2026/08/19 20:34 UTCدریافت: 2026/08/19 21:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 21:55 UTC
قبول دارید اعتبار یک خونه به پنجره هاشه؟@Danshamuz
پستهای تلگرام — دانش آموز :
#اعتراف سلام دادا حاجی ما یه دوستی داشتیم کونی بودبعد یبار داخل کونش شیشه نوشابه کرد، گیر کرد ساعت 3 صبح هی زنگ میزد بم میگفت بیا کمک میترسم😭😂آقا مام رفتیم ولی در نمیومدآخر سر به گریه افتاد زنگ زدیم آمبولانس بیاد درش بیارهاونام نتونستنبعد مجبور شد ادامه داستان
#اعتراف اقا سلام پسرم ۱۶ بخدا همش راستع من ۲ سال پیش وقتی ۱۴ سالم بودم دم ظهر بود کلاس زبان داشتم هرچقد صبر کردم هیچ تاکسی نبود ک منو سوار کنع بعد نیم ساعت اخرش ی بی ناموص منو سوار کرد ک برسونم.…عجب حرومزاده ای بوده یارو😐
#اعتراف اقا سلام پسرم ۱۶ بخدا همش راستع من ۲ سال پیش وقتی ۱۴ سالم بودم دم ظهر بود کلاس زبان داشتم هرچقد صبر کردم هیچ تاکسی نبود ک منو سوار کنع بعد نیم ساعت اخرش ی بی ناموص منو سوار کرد ک برسونم.تو راه بودیم ک این حرومزاده شروع کرد همش درمورد اونجام میپرسید منی ک ۱۴ سالم بود داشتم از خجالت اب میشدم بعدش دیگ بی شرفیو رد کرد ب قران قسم ت ماشین شلوارمو ادامه داستان
ناصر آقا راننده اسنپ بود و چند دفعه ای باهاش برا خریدو کارهای دیگم بیرون رفته بودم و بهش اعتماد کردم. تا اینکه یه روز دخترم نفس که 16سالشه خواست از خونمون خیابون طبرسی(مشهد)بره موجهای آبی زنگ زدم به ناصر آقا اگه زحمتی نیست نفس رو برسونید موج های آبی،بعد نیم…واقعا دنیای کثیفی شده لطفا به هیچکس اعتماد نکنین
ناصر آقا راننده اسنپ بود و چند دفعه ای باهاش برا خریدو کارهای دیگم بیرون رفته بودم و بهش اعتماد کردم.تا اینکه یه روز دخترم نفس که 16سالشه خواست از خونمون خیابون طبرسی(مشهد)بره موجهای آبی زنگ زدم به ناصر آقا اگه زحمتی نیست نفس رو برسونید موج های آبی،بعد نیم ساعت نفس با ناصر آقا رفت سمت موج های آبی،ساعت نه شب بود زنگ زدم به نفس گوشیش در دسترس نبود خیلی نگرانش شده بودم،ساعت دوازده شب نفس پیام داد که مامان یه چیزی بهت میگم نگران نشی و به باباهم چیزی نگی،گفتم دختر خبر مرگت معلوم هست کجایی؟گفت مامان من...... ادامه داستان
ویدیو جمع بندی کنکور 1405 در کمتر از 24 ساعت با سرعت 3x@Danshamuz

