در ضلع سوم نیز، خود رسانه ایستاده است؛ رسانهای که باید همزمان با کاهش مخاطب، مشکلات اقتصادی، تورم،…
انتشار: 2026/08/11 18:18 UTCدریافت: 2026/08/13 10:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 10:05 UTC
در ضلع سوم نیز، خود رسانه ایستاده است؛ رسانهای که باید همزمان با کاهش مخاطب، مشکلات اقتصادی، تورم، بیکاری و خروج نیروی حرفهای تحریریهها، دستوپنجه نرم کند و در عین حال همچنان معتبر، دقیق و امیدوار بماند.گاهی احساس میکنم ما روزنامهنگاران میان دو آینه ایستادهایم. هر طرف را که نگاه میکنیم، تصویر شکستهای از اعتماد میبینیم. اما این فقط مشکل خبرنگاران نیست. جامعهای که به رسانه خود اعتماد نداشته باشد، روایتش را از جای دیگری میگیرد؛ از کانالها، صفحهها و روایتهایی که الزاماً مسئولیتی در قبال حقیقت ندارند. از آنسو، حکمرانیای که رسانههای حرفهای و مستقل را از دست بدهد، ناچار است واقعیت جامعه را از مسیرهای غیررسمی، ناقص و گاه تحریفشده، بشناسد.در چنین وضعی، بزرگترین بازنده نه مردماند، نه دولت و نه رسانه. بازنده اصلی، حقیقت است. سالها پیش تصور میکردم بزرگترین سرمایه یک روزنامه، چاپخانه بزرگ، تیراژ بالا یا تحریریه پرشمار آن است. امروز میدانم هیچکدام از اینها سرمایه واقعی نیست.سرمایه واقعی رسانه، اعتماد است. اعتماد را نمیتوان با بخشنامه ایجاد کرد، با تبلیغ خرید یا با دستور حفظ کرد. اعتماد شبیه شیشه است؛ زمان میبرد تا ساخته شود اما با یک خبر نادرست، یک سکوت نابجا یا یک روایت ناقص در چند ثانیه میشکند. پس در این شرایط چگونه میتوان اعتماد از دسترفته را دوباره بازسازی کرد؟ اساساً آیا میتوانیم این کار را بکنیم؟ آن هم وقتی در یک سال دو جنگ تمامعیار و یک بحران سوزنده دیدیم.اگر پاسخ منفی باشد، پیشرفتهترین فناوریها هم روزنامهنگاری را نجات نخواهند داد اما اگر پاسخ مثبت باشد هنوز میتوان امیدوار بود که رسانه دوباره به جایگاه طبیعی خود بازگردد؛ نه در برابر مردم و نه در برابر حاکمیت بلکه میان این دو؛ همان جایی که همیشه باید میایستاد.چه باید کرد تا این اعتماد دوباره ساخته شود؟ به نظرم اولین کار از سوی حاکمیت است. سایه نگاه امنیتی باید از سر رسانهها برداشته شود. سانسور و ممیزی باید به حداقل برسد. هر چه موضوعات را بیشتر امنیتی کنیم، رسانه را بیارج کردهایم. و هرچه رسانه قدرتش را در داخل از دست بدهد، رسانه خارجی قدرت بیشتری مییابد تا مردم را بهخود جذب کند.تجربه ایراناینترنشنال و دروغهای آن برای آمارسازی جانباختگان دیماه و باورپذیری آن برای تودهای از مردم، نشان داد که راه محدود کردن رسانههای داخلی، امری اشتباه بوده و هر آن کس که مبدع آن بوده، اشتباه استراتژیکی انجام داده و قطعاً اشرافی به تأثیر رسانه بهعنوان ابزار نرم قدرت نداشته است.سالهاست عدهای تلاش میکنند، خبرنگار را به چیزی تبدیل کنند که دوست دارند. عدهای خبرنگار را سخنگوی دولتها میخواهند، عدهای به خبرنگار به چشم نیروی پیاده اپوزیسیون داخل و یا خارج نگاه میکنند. عدهای از دل روزنامهنگاری میخواهند به قدرت سیاسی برسند و میدان مبارزه را به میدان قلم کشاندهاند. درحالی که خبرنگار، نه وکیل حکومت است نه وکیل دولت، نه وکیل اپوزیسیون و نه حتی وکیل ملت است. خبرنگار راوی حقیقت است و وکیل واقعیت موجود است. و البته حقیقت، تنها زمانی شنیده میشود که راوی آن مورد اعتماد باشد.به هر حال روزنامهنگاری نه با کاهش تیراژ میمیرد، نه با هوش مصنوعی نه با کمبود کاغذ و گرانی آن. روزنامهنگاری فقط وقتی میمیرد که جامعه، اعتمادش را از خبرنگاران و روزنامهنگاران سلب کند و راویانش را باور نکند. روزنامهنگاری وقتی میمیرد که حقیقت گم شود و اعتماد، تنها سرمایهای است که اگر از دست برود با هیچ بودجهای نمیتوان آن را خرید.@NewJournalism🆔 @commac
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- روزنامهنگاری جدید · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۶:۲۲
- آکادمی ارتباطات · تطابق دقیق — ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۰۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند




