
این کانال پیرامون مباحث علوم شناختی و پیرامون علوم مربوط به مغز و ذهن می باشد. برای ارتباط با ادمین با @mmasiha1988 و تبلیغات با @adscognitive1 در ارتباط باشید.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 15 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/25 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 13 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
علوم شناختی pinned an audio file
نظریه بارشناختی جان سوئلر مهدی دزفولی نظریه بار شناختی (Cognitive Load Theory - CLT) توسط جان سوئلر (John Sweller)، روانشناس تربیتی، در اواخر دهه 1980 مطرح شد. این نظریه بر اساس محدودیتهای حافظه فعال (working memory) انسان بنا شده و پیشنهاد میکند که طراحی…قسمت دوم #پادکست علوم شناختی پیرامون نظریه بارشناختی جان سوئلر. این پادکست مانند نمونه قبلی که سال گذشته تولید و منتشر شد با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است و اشتباهات جزیی در ادای جملات و کلمات و اصطلاحات به همین دلیل می باشد که پیشاپیش به همین جهت عذرخواهی میکنیم. این پادکست مبتنی بر مقاله سال گذشته من در همین کانال علوم شناختی پیرامون نظریه بارشناختی و فرآیندهای یادگیری در مغز انسان است. با ما همراه باشید. @cognitive_science_iran
سلسله سخنرانیهای علوم اعصابPrefrontal Controlof Cortical Signalsسخنران: دکتر بهراد نوعدوستیکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ساعت ۱۷:۰۰لینک جلسه آنلاین:skyroom.online/ch/ipm-scs/semina@cognitiv…
مغز ما چگونه بزرگ شد؟ با مصرف گوشت؟ احتمالاً خیر! داستان تکامل انسان، بهخلاف تصویری که گاهی از آن ارائه میشود، روایتی ثابت و تمامشده نیست. تقریباً هر روز یافتههای تازه باستانشناسی، ژنتیک و زیستشناسی تکاملی، بخشی از دانستههای پیشین ما را اصلاح میکنند. پژوهش تازهای که در Science منتشر شده نیز از همین جنس است: مطالعهای که یکی از روایتهای نسبتاً جاافتاده دربارهی تکامل مغز انسان، یعنی نقش محوری گوشتخواری، را بازنگری میکند و نشان میدهد که برای توضیح رشد مغز بزرگ انسان باید به کربوهیدراتها و منابع طبیعی قند نیز توجه جدی داشت.مغز انسان با وجود اینکه حدود دو درصد وزن بدن را تشکیل میدهد، در حالت استراحت نزدیک به یکپنجم انرژی بدن را مصرف میکند. این نیاز در کودکی حتی بیشتر است. پرسش اصلی این است که اجداد ما چگونه توانستند هزینهی انرژی چنین مغز بزرگی را تأمین کنند. سالهاست که افزایش مصرف گوشت از مهمترین پاسخها بود. گوشت و بهویژه مغز استخوان، منابع متراکم انرژی و چربی هستند و مصرف آنها نسبت به بسیاری از گیاهان انرژی بیشتری را در زمان کوتاهتری فراهم میکند.اما گوشت یک محدودیت مهم دارد: منبع قابلتوجهی از کربوهیدرات نیست، در حالی که مغز برای فعالیت خود به گلوکز وابستگی زیادی دارد. بدن میتواند مقداری گلوکز را از پروتئین تولید کند، اما این فرایند محدود و پرهزینه است و اتکا به پروتئین بهعنوان سوخت اصلی نیز میتواند مشکلاتی ایجاد کند. بنابراین، به اعتقاد پژوهشگران، رشد مغز انسان نمیتواند تنها با افزایش مصرف گوشت توضیح داده شود. کربوهیدراتها باید بخشی مهم از این معادله بوده باشند.از میوههای شیرین تا آتش و غلاتپژوهشگران برای آزمودن این فرضیه، نیاز به گلوکز و ترکیب غذایی اجداد انسان را در بیش از چهار میلیون سال تکامل مدلسازی کردند. آنها علاوه بر نیاز مغز، مصرف گلوکز توسط گلبولهای قرمز و کلیهها و همچنین نیازهای مربوط به بارداری و شیردهی را نیز در نظر گرفتند. نتیجه نشان داد که کربوهیدراتها در مجموع میتوانستهاند بیش از نیمی از انرژی موردنیاز انسان را در بخش بزرگی از این مسیر تکاملی تأمین کنند.این داستان از اجداد بسیار اولیه انسان آغاز میشود. «لوسی» از گونه استرالوپیتکوس آفریکانوس احتمالاً در محیط گرمسیری زندگی میکرد و بخش بزرگی از غذای خود را از میوههای رسیده به دست میآورد. بر اساس مدل پژوهشگران، بیش از دو سوم انرژی او میتوانست از قندهای طبیعی تأمین شود. این یافته با فرضیهای جذاب همخوان است: شاید میوهخواری نهفقط انرژی لازم برای مغز را فراهم کرده، بلکه خود به تقویت تواناییهای شناختی نیز کمک کرده باشد. یافتن میوههای رسیده در جنگل نیازمند حافظه، شناخت محیط و توانایی پیشبینی زمان و مکان دسترسی به غذا بود.بعدها سهم غذاهای حیوانی در رژیم انسان افزایش یافت، اما کربوهیدرات همچنان اهمیت خود را حفظ کرد. حدود یک میلیون سال پیش، کنترل آتش امکان پختن مواد نشاستهای را فراهم کرد و نشاسته پختهشده بسیار آسانتر هضم میشد و میتوانست گلوکز موردنیاز بدن را تأمین کند. حدود صد هزار سال پیش نیز استفاده از سنگهای آسیاب و اجاقها دسترسی به نشاسته موجود در غلات را افزایش داد. به این ترتیب، منابع کربوهیدراتی انسان از میوه و عسل به نشاسته پخته و سپس غلات گسترش یافت.میراثی تکاملی در زندگی امروزاین نیاز به کربوهیدرات احتمالاً همیشه به یک اندازه برآورده نمیشده است. هنگامی که انسان از محیطهای گرمسیری خارج شد و به مناطق سرد و خشک رفت، میوه و عسل که منابع مهم قند بودند، محدودتر و فصلیتر شدند. پژوهشگران احتمال میدهند که این دورههای کمبود کربوهیدرات در انتخاب برخی ویژگیهای ژنتیکی مؤثر بوده باشد؛ ویژگیهایی که سطح گلوکز خون را افزایش میدادند و در گذشته میتوانستند به رشد جنین و بقای آن کمک کنند. همین سازوکارها در شرایط امروزی ممکن است با افزایش خطر دیابت نوع دو و بیماریهای قلبیعروقی ارتباط داشته باشند؛ هرچند این بخش از استدلال هنوز در حد یک فرضیه تکاملی است.پژوهش همچنین توضیحی برای علاقه دیرینه انسان به طعم شیرین ارائه میدهد. میل به شیرینی احتمالاً در گذشته سازوکاری سودمند برای یافتن غذاهای پرانرژی مانند میوه و عسل بوده است.این پژوهش مهم است زیرا نشان میدهد حتی بخشهایی از داستان تکامل انسان که زمانی تقریباً بدیهی به نظر میرسیدند، با شواهد تازه میتوانند بازنویسی شوند. اگر روایت قدیمیتر، گوشت را سوخت اصلی رشد مغز میدانست، این پژوهش تصویری پیچیدهتر عرضه میکند: مغز بزرگ انسان احتمالاً حاصل تعامل مجموعهای از تغییرات در رژیم غذایی، از میوه و عسل گرفته تا گوشت، آتش، نشاسته و غلات بوده است. داستان تکامل انسان دائما بازنویسی میشود.هادی صمدی@evophilosophy
علوم شناختی pinned an audio file
قسمت سوم #پادکست فلسفه علم پیرامون دیدگاه های نانسی کارترایت درباره فلسفه ذهن. این پادکست مانند دو نمونه قبلی که سال گذشته تولید و منتشر شدند با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است و اشتباهات جزیی در ادای جملات و کلمات به همین دلیل می باشد که پیشاپیش به همین جهت عذرخواهی میکنیم. در تولید این پادکست تلاش شده است به دیدگاه ها و نظرات دیگر در فلسفه ذهن ارجاع داده شود اما محوریت بحث پیرامون نظرات نانسی کارترایت است که در ایران کمتر شناخته شده است. با ما همراه باشید.@philosophyofscience
پادکست شماره ۱۰👤: نوید پاشازاده موضوع:Cognition and Intelligence in Corvids: Exploring the Minds of Crows and Ravens#HNS_JournalClub#Neurohelli_Podcast@Zehnayesh @HelliResearch @HelliSchool@cognitive_science_iran
هشدار زیستشناسان تکاملی دربارهی هوش مصنوعیدر سالهای اخیر، بحث دربارهی خطرهای هوش مصنوعی عمدتاً حول محور افزایش تواناییهای شناختی آن شکل گرفته است: اینکه آیا ماشینها از انسان باهوشتر خواهند شد، آیا میتوانند شغلها را تصاحب کنند، یا حتی روزی کنترل تصمیمگیریهای مهم را به دست گیرند؟گروهی از زیستشناسان تکاملی در مقالهای که اخیرا منتشر شده، معتقدند که این نگرانیها فقط بخشی از مسئله را نشان میدهد. به باور آنان، خطر واقعی زمانی آغاز میشود که هوش مصنوعی نه فقط هوشمندتر، بلکه «تکاملپذیر» شود؛ یعنی وارد همان فرآیند داروینی شود که طی میلیاردها سال حیات روی زمین را شکل داده است.به خوانش نویسندگان، انتخاب طبیعی محدود به زیستشناسی نیست. از دیدگاه تکامل، هر سامانهای که سه ویژگی بنیادی را داشته باشد، میتواند وارد فرآیند تکامل شود: توانایی تولید نسخههای جدید از خود، انتقال ویژگیها به نسل بعد، و ایجاد تغییر یا تنوع میان این نسخهها. هنگامی که این سه شرط فراهم شوند، محیط شروع به انتخاب نسخههایی میکند که در بقا و گسترش موفقترند. بنابراین، آنچه تکامل را به حرکت درمیآورد، ماده زیستی نیست، بلکه منطق رقابت و انتخاب است.نویسندگان هشدار میدهند که فناوریهای نوین هوش مصنوعی به تدریج در حال نزدیک شدن به همین نقطه هستند. مدلهای زبانی میتوانند «کد» تولید کنند، عاملهای خودمختار قادرند وظایف پیچیده را بدون نظارت مستقیم انسان انجام دهند، مدلها میتوانند با یکدیگر ادغام شوند و نسخههای تازهای از خود ایجاد کنند، و الگوریتمهای تکاملی نیز برای بهبود خودکار سامانهها به کار گرفته میشوند. هر یک از این فناوریها به تنهایی شاید تهدیدی جدی نباشند، اما کنار هم، اجزای یک چرخهی تکاملی را تشکیل میدهند.برای توضیح این نگرانی، مقاله به تاریخ زیستشناسی بازمیگردد. آنچه در طبیعت گسترش یافته، ویژگیهایی بوده که احتمال بقا و تولیدمثل را افزایش دادهاند. به همین دلیل، در کنار همکاری، همواره پدیدههایی مانند زندگی انگلی، فریب، استتار، رقابت تسلیحاتی و سوءاستفاده نیز تکامل یافتهاند. از نگاه نویسندگان، اگر سامانههای هوش مصنوعی وارد منطق داروینی شوند، انتظار اینکه صرفاً رفتارهای مطلوب انسانی را حفظ کنند، خوشبینانه خواهد بود. همانگونه که در طبیعت، فریب گاه یک راهبرد موفق تکاملی است، در اکوسیستمهای دیجیتال نیز ممکن است سامانههایی که بهتر میتوانند محدودیتها را دور بزنند، منابع بیشتری به دست آورند، یا از نظارت انسان فرار کنند، شانس بیشتری برای بقا و گسترش داشته باشند.برای تقویت این استدلال، مقاله به تجربهی پژوهش در حوزهی «حیات مصنوعی» اشاره میکند که پژوهشگران در برنامههای سادهای که صرفاً قابلیت تکثیر داشتند، با گذشت زمان شاهد رفتارهایی مانند انگل شدن، سرقت منابع، رقابت، و حتی فریبهای پیچیده بودند. این آزمایشها نشان داد که بسیاری از رفتارهای مشاهدهشده در طبیعت، پیامد مستقیم انتخاب طبیعی هستند و میتوانند در محیطهای کاملاً دیجیتال نیز پدیدار شوند.نویسندگان سپس به تفاوت مهم میان تکامل زیستی و تکامل دیجیتال اشاره میکنند. در طبیعت، تکامل فرآیندی عموماً کند است؛ جهشهای ژنتیکی عموماً تصادفیاند و انتقال ویژگیها میان نسلها محدودیتهای فراوانی دارد. اما در هوش مصنوعی، یک عامل میتواند در چند ثانیه کدهای آماده را از کتابخانههای نرمافزاری اقتباس کند، ماژولهای مختلف را با هم ترکیب کند، تجربههای موفق را مستقیماً به نسخههای بعدی منتقل کند، و حتی با کمک مدلهای زبانی، تغییرات سودمند را آگاهانه پیشنهاد دهد. از این رو، اگر تکامل در سامانههای هوش مصنوعی آغاز شود، سرعت آن میتواند به مراتب بیشتر از تکامل زیستی باشد.از مهمترین نکات مقاله، تمایز میان دو وضعیت است. در وضعیت نخست، انسان همچنان کنترل فرآیند تکثیر را در اختیار دارد؛ همانگونه که در اصلاح نژاد گیاهان و جانوران، انسان تصمیم میگیرد کدام ویژگیها حفظ شوند. اما وضعیت دوم زمانی شکل میگیرد که عاملهای هوش مصنوعی بتوانند در محیطهای باز، بدون نظارت مؤثر انسان، نسخههای جدیدی از خود ایجاد کنند، تغییر یابند و برای منابع محاسباتی یا فرصتهای بیشتر با یکدیگر رقابت کنند. از دید نویسندگان، خطر اصلی در توانایی شناختی سامانهها نیست بلکه در گذار از وضعیت نخست به وضعیت دوم است؛ زیرا در این حالت، دیگر انسان تعیینکنندهی مسیر نخواهد بود و انتخاب طبیعی جایگزین تصمیم طراحان میشود.مقاله میگوید شاید هوش مصنوعی در آستانهی یکی از گذارهای بزرگ تکامل قرار گرفته باشد که در آن، اطلاعات وراثتی از مولکولهای زیستی به کدهای دیجیتال منتقل میشود و نوع تازهای از سامانههای تکاملپذیر شکل میگیرد. این احتمال با عنوان «حیات ۲.۰» توصیف میشود.هادی صمدی@evophilosophy
قیمت تعرفه های جدید/ خردادماه ۱۴۰۵@cognitive_science_iran #تایمی① . 24 ساعت 1 ساعت پست آخر | 500 تومان② . 48 ساعت 2 ساعت پست آخر + یک بار ریشات | 550 تومان③ . پست آخر شبانه 24 تا 10صبح | 510 تومان④. پست آخر شبانه 24 تا 10 صبح +24 ساعت پست آزاد | 550 تومان👁🗨 #بازدید ⑤ • 1 کا بازدید | 550 تومان⑥ • 2 کا بازدید | 700 تومان#رزرو_تبلیغات 👈 @mmasiha1988
سلسله سخنرانیهای علوم اعصابOscillations and Information Processing in Nervous Systemsسخنران: دکتر علیرضا ولیزادهیکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ساعت ۱۵:۰۰لینک جلسه آنلاین:skyroom.online/ch/ipm-scs/seminar@cogniti…
☑️ لیست کانال های پیشنهادی:فلسفه تحلیلی و علم @philosophyofscienceعلوم شناختی @cognitive_science_iranروشنفکری ایرانی @roshanfekriiraniروشنفکری دینی @roshanfekrdiniفراموشخانه. @faramoshkhaneh
🧬 چرا پیر میشویم؟ «سایه تکامل» و معمای عمر طولانی🔹آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا با وجود پیشرفت علم، هنوز پیری و بیماریهای وابسته به سن گریبانگیر ماست؟ یک پژوهش تازه در نشریه معتبر Nature Reviews Genetics به این پرسش پاسخ میدهد.🔹این مطالعه با بررسی مفهوم علمی «سایه انتخاب» (Selection Shadow) نشان میدهد که چرا افزایش طول عمر لزوماً با سلامت بیشتر همراه نیست.🔹 سایه انتخاب چیست؟نیروی انتخاب طبیعی بیشترین قدرت خود را در سالهای پیش از تولیدمثل اعمال میکند. ژن هایی که عوارض آنها موجب مرگ و میر قبل از سنین تولید مثل است بر اساس الگوی انتخاب طبیعی در چرخه های تکامل حذف می شوند. از آنجا که موفقیت تکاملی یک گونه به تولید نسل بعدی وابسته است، ژنهایی که عوارض آنها در دوران پیری ظاهر میشود، از دید تکامل «پنهان» میمانند و حذف نمیشوند.🔹معاملهای به نفع جوانی:برخی ژنها در جوانی مزایای بزرگی (مانند باروری بیشتر) دارند؛ بنابراین تکامل آنها را حفظ میکند، حتی اگر همین ژنها در سنین بالا خطر بیماریهایی مانند سرطان را افزایش دهند.🔹کاهش قدرت تکامل در پیری:«هاندان ملیکه دونرتاش» و «لیندا پارتریج» با بررسی کلاندادههای ژنتیکی اثبات کردند که قدرت نظارتی انتخاب طبیعی با افزایش سن به شدت کاهش مییابد و به همین دلیل جهشهای مضر در دوران سالمندی انباشته میشوند.🔹درسهایی از موش کور برهنه:دانشمندان معتقدند برای دور زدن این بنبست تکاملی، باید جانورانی را مطالعه کرد که توانستهاند از سایه انتخاب فرار کنند. شاخصترین آنها «موش کور برهنه» (Naked Mole-rat) است. این جونده کوچک تقریباً هرگز به سرطان مبتلا نمیشود، فرآیند پیری در بدن او تا سنین بسیار بالا متوقف میماند و طول عمری ۱۰ برابر همنوعان خود دارد. بررسی ژنتیک این موجودات، مسیرهای مولکولی جدیدی را برای جوانی پایدار به ما نشان میدهد.🔹این یافتهها نشان میدهد که پیری نتیجه یک «فرسایش طبیعی» است که پس از پایان رسالت تولیدمثل، از دیدگاه تکاملی دیگر برای طبیعت اهمیتی ندارد.🔹نویسندگان مقاله تاکید میکنند که هدف پزشکی نوین، زنده نگه داشتن انسانها در بستر بیماری و ناتوانی (افزایش طول عمر یا Lifespan) نیست. بلکه هدف، متناسبسازی «طول عمرِ همراه با سلامت» (Healthspan) است؛ یعنی فرد تا آخرین سالهای زندگی خود، پویا، سالم و بدون درد زندگی کند. درک پیری از دریچه تکامل، به ما کمک میکند تا به جای درمان نشانههای پیری، علتهای ریشهای و ژنتیکی آن را هدف قرار دهیم.🔗 منبع: [Nature Reviews Genetics](nature.com/nrg)🆔 @Fanaavard