#عاشورا#وداعبعد از ماجرای کربلا یزیدِ ملعون از شمر پرسید تو در کربلا بودی هیچگاه دلت برای حسین سوخت…
انتشار: 2024/07/15 17:49 UTCدریافت: 2026/08/22 00:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 00:46 UTC
#عاشورا#وداعبعد از ماجرای کربلا یزیدِ ملعون از شمر پرسید تو در کربلا بودی هیچگاه دلت برای حسین سوخت؟شمر ملعون گفت یکی از جاهایی که دلم را سوزاند زمانی بود که حسین در آخرین وداع درب خیمه آمد و دختر کوچکی دست به گردن او انداخت و چنان ناله وا ابتاه بلند کرد که دلهای مارا به سوز و گداز انداخت.حسین هم سر به زیر انداخته و اشک از چشمانش جاری بود و آن کودک میگفت باباجان مارا به مدینه برگردانسحاب رحمت ۵۴۹@chayeheyat
پستهای تلگرام — ♨️ چـــای هیـــئت
من جای قند، غصه و غمهای خویش رادر چای روضههای تو حل میکنم حسین...#ياسين_قاسمى @chayeheyat
کشته شد محسن و آنان که تماشا کردند سند تیر به اصغر زدن امضا کردند ! بعد پیغمبر اسلام چه ها کرد امت که دو تا قامت محبوبه ی یکتا کردند ! آب غسلش نشده خشک ، عجب امت دون قدردانی ز عزیز شه بطحا کردند ! در گرفت آتش و زهرا و پسر در پس در کو زیانی که بگویم چه به زهرا کردند ؟! زده بودند به لب ها چو همه قفل سکوت چاکران ، خیره شده حمله به مولا کردند باغبان بند به گردن ، گل و غنچه پرپر ! گلشن خرّم طاها همه یغما کردند تا که آن شیر زن از شیر خدا کرد دفاع چه بگویم که چه برنامه ای اجرا کردند ؟! کودکان گه به پدر ، گاه به مادر نگران دست کوچک به سما برده ، خدایا کردند ! حاج علی انسانی@chayeheyat
#امام_حسن مجتبی علیه السلام سالها گریه سالها روضههمه ی عمر مجتبی روضهروزگارش گذشت با روضهکوچه،در،طشت چندتا روضهبانی و روضه خوان و سینه زن استسوخته نام دیگر حسن استدوستانی چو دشمنان داردگله از دست این و ان داردکارد بر روی استخوان داردگرچه هرروز میهمان داردشان اورا کسی نفهمیدهاز مدینه حسن چه ها دیدهکس نفهمید ابتلایش رادر گذر بغض بی صدایش راجوشن زیر این عبایش راروی پا زخم آشنایش را@chayeheyatغصه اش را خضاب کرد حسنمرگ را انتخاب کرد حسنوای اگر بی کس حرم باشیخسته از جان به هررقم باشیبین خانه اسیر غم باشیروزه باشی و تشنه هم باشیپر شکسته ز خاک پر بکشیزهر را جای اب سر بکشیچون حسن بی کسی به دهر نبودشان او طعنه های شهر نبودبا کسی جز مغیره قهر نبودجگر پاره اش ز زهر نبودداغ ناموس بود بر جگرشبه در خانه بود هر نظرشداغ انروز که رسیدند وچهل نفر داد میکشیدند وپدرش را غریب دیدند ومادرش را زمین کشیدند وهمه قاتل شدند حتی دربی هوا رد شدند از مادرگرچه آماده ی جدایی بودبه لب تشنه اش نوایی بوددلش انگار کربلایی بودوقت گریه به روضه هایی بودروضه ی ذبح از قفای سریزدن خواهری بپای سریسید پوریا هاشمی@chayeheyat
#مناجات آهسته آهسته ببندم بارِ خودرامن می روم اما ندیدم یارِ خودراشبهای خوبی بود حیف از دست دادمقدری نشد زیبا کنم رفتار خودرا@chayeheyatمن توبهٔ شبهای قدرم را شکستمپیچیده ام در هم دوباره کارِ خودراشاهد میاور من گنهکارم قبول استاسبابِ تخفیفی کنم اقرار خودرازانو بغل ؛ ساکت؛به پشت در نشستمخالی مکن از پشت من دیوار خودراتو آن طبیبِ مثل مادر مهربانیباورکنم ؟!ردمیکنی؟ بیمار خودرانور دعا قلب و زبانم شستشو دادتطهیر کردم هر سحر گفتار خودرایک عمر پای سفره زهرا نشستمبامادرم گفتم کمی اسرار خودراسنخیّتی بین من و آقای من نیستتطبیق دادم با علی کردار خودرارو به نجف جان دادنِ ما کیف داردوعده به ما داده علی دیدار خودرازهرا رسانَد یاری ما در قیامتآقای محشر حیدر کرار خودراوقتی دم مغرب عطش آمد سراغمباگریه واکردم فقط افطار خودراگفتم حسین و آب خوردم گریه کردمیادی نمودم غربت دلدار خودراشبهای آخر سائل سلطان طوسمدارد هوای نوکر دربار خودررامن شاهرگ پایِ یکی یکدانه دادمعالم خبردارند من «عبدالجوادم»#قاسم_نعمتی @chayeheyat
پیش رخ تو ماه هویدا نشودبی چاره کسی که بر تو شیدا نشود@chayeheyatاز نوکر بد هم که بپرسی گویدارباب به خوبی تو پیدا نشوددر شب زیارتی امام حسین علیه السلام از همه نوکران حضرت التماس دعای فرج دارمان شاءالله حرم آقا .....
#مناجات_امام_زمان عجگریز: حضرت رباب علیهاالسلاماز چه دعای آمدنت مستجاب نیستاین زندگی بدون تو غیر از عذاب نیستدر انتظار دیدن تو، صبر تا به کی؟؟؟ دیگر قرار رفته و در سینه، تاب نیستکم گریه کرده ایم برای ظهور تودر آسمان دیده، برایت سحاب نیستدستم بگیر تا که بمانم به راه توبر استواری ام که حساب و کتاب نیستوقتی کناره سفره ی روضه نشسته امدر فتنه ها دگر به دلم اضطراب نیستحالا که در فراق تو بی چاره گشته ایمچاره به غیر روضه ی بی بی رباب نیستمی گفت اصغرم، گل لب تشنه ام بخوابدر خیمه ها برای تو یک قطره آب نیستاین رعد و برق و چک چک باران و جوی آبپیش نگاه ِحسرت تو جز سراب نیستیک تن نگفت حرمله ی پست و رذل را ملعون، نزن،که کشتن کودک ثواب نیستزد یک سه شعبه بر تو و قلب من و حسینبهتر از این برای عدو، انتخاب نیستحالا به روی نیزه شدی داغ دائممحقّ ِلبان خشک تو این آفِتاب نیستپایین بیا و در بغلم خواب ِ ناز کنبر روی نی که اصغر من جای خواب نیستاز بس که خورده ای به زمین از فراز نیچاره به غیر ِ بستن تو با طناب نیست✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @chayeheyat
